این لحظه به عنوان یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین لحظات در تاریخ راک ثبت شده است. سال ۱۹۹۰ است و گروه کوئین در استودیو مشغول ضبط آلبومی هستند که بعدها به آخرین آلبومشان با فردی مرکوری، یعنی «Innuendo» تبدیل شد. وضعیت سلامتی او رو به وخامت بود، آسیبهای ناشی از مبارزهاش با بیماری ایدز شدید بود و توانایی فیزیکیاش تقریباً از بین رفته بود.
گروه، به ویژه برایان می به عنوان آهنگساز، شاهکاری به نام «The Show Must Go On» (نمایش باید ادامه یابد) را خلق کرده بودند. این قطعه یک سرود حماسی و نمایشی درباره رویارویی با پایان با شجاعت و اراده بود. با این حال، ملودی وکال آن به شدت چالشبرانگیز بود و به نتهای اوج بلندی میرسید که برای هر خوانندهای در اوج دوران حرفهایاش نیز دشوار بود. برایان می واقعاً نگران بود که آیا فردی اصلاً توانایی تلاش برای خواندن آن را دارد یا خیر.
او تردید خود را با خواننده اصلی گروه در میان گذاشت و بعدها آن لحظه را اینگونه به یاد آورد: «من گفتم، فرد، نمیدانم آیا خواندن این آهنگ ممکن خواهد بود یا نه.» فردی، که همیشه یک شومن تمامعیار بود، به سادگی به او نگاه کرد و پاسخ داد: «من انجامش میدهم، عزیزم.»
آنچه در ادامه رخ داد، به افسانهها پیوسته است. فردی مرکوری مقداری ودکا نوشید، وارد اتاق ضبط وکال شد و در حالی که برای حفظ تعادل به میز میکس تکیه داده بود، نفسگیرترین و سرکشانهترین اجرای آوازی تمام دوران حرفهای خود را ارائه داد. او آخرین ذره از روح، درد و نیروی حیات خود را در آن میکروفون ریخت. او فقط آهنگ را نخواند؛ بلکه جوهره واقعی آن را زندگی کرد. او آن را «ترکاند».
به طرز غمانگیزی، این قطعه تاریخی آخرین تکآهنگی بود که در زمان حیاتش با گروه کوئین منتشر شد. این آهنگ در ۱۴ اکتبر ۱۹۹۱ عرضه شد. تنها شش هفته بعد، در ۲۴ نوامبر، جهان فردی مرکوری را از دست داد. نمایش تمام شده بود، اما صدای او که در آن لحظه از قدرت خالص و تسلیمناپذیر ضبط شده بود، تضمین کرد که میراثش برای همیشه ادامه خواهد یافت.

این داستان چیزی فراتر از تاریخ موسیقی است؛ این یک درس عمیق درباره قدرت روح انسان برای رویارویی با فناپذیری و خلق اثری زیبا و جاودانه در آخرین پرده زندگی است.
منبع: MusicRadar