آیا تا به حال فیلمی را تماشا کردهاید که با خودتان فکر کنید: «صبر کن ببینم، این قرار است یک فیلم کمدی باشد؟» این سؤالی است که به طرز شگفتآوری در فصل جوایز، به خصوص در مورد گلدن گلوب، زیاد مطرح میشود. مرز بین ژانرها دائماً در حال محو شدن است، نه فقط توسط فیلمسازان خلاق، بلکه توسط استراتژیستهای استودیوها که برای کسب پیروزیهای بزرگ، یک بازی استراتژیک را پیش میبرند. 🏆
مراسمهای اهدای جوایز، به ویژه گلدن گلوب، سابقهای طولانی در چیزی دارند که با کنایه «تقلب در دستهبندی» نامیده میشود. آنها دستهبندیهای اصلی مانند بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد/زن را به دو بخش «درام» و «کمدی/موزیکال» تقسیم میکنند. این کار یک فرصت ایجاد میکند. اگر بخش درام پر از رقبای قدرتمند باشد، چرا فیلم خود را در بخش خلوتتر کمدی/موزیکال شرکت ندهیم؟ ما شاهد این بازی با مثالهای واقعاً گیجکنندهای بودهایم. به یاد دارید که فیلم حماسی و بقا در فضا، یعنی The Martian (مریخی)، به عنوان یک کمدی نامزد (و برنده!) شد؟ یا اخیراً، زمانی که فیلم تراژیکمدی تاریک The Banshees Of Inisherin (بنشیهای اینیشرین) در همین دسته رقابت کرد؟ این موارد نشان میدهند که چگونه چند لحظه خندهدار میتواند برای بازتعریف کل یک فیلم جهت کسب مزیت استراتژیک مورد استفاده قرار گیرد.
حالا به نظر میرسد که استودیوی برادران وارنر در حال بررسی یک اقدام جسورانه برای فیلم ترسناک جدید زک کرگر، یعنی Weapons (سلاحها) است. بر اساس گزارشی از ورایتی، ممکن است این استودیو فیلم را در دستهبندی کمدی/موزیکال ثبت کند. هر کسی که فیلم قبلی کرگر، Barbarian (بربر)، را دیده باشد، میداند که او استاد ترکیب وحشت با شوخطبعی غیرمنتظره است. گزارشها درباره Weapons نیز به لحن مشابهی اشاره دارند؛ یکی از نویسندگان اعتراف کرده که در سه دقیقه پایانی فیلم از شدت «خندههای عصبی» حالش بد شده، زیرا کرگر با شادی تمام قوانین ژانر وحشت را که با دقت ساخته بود، واژگون میکند. 😂😱
اما آیا چند دقیقه شوخطبعی سیاه میتواند طبقهبندی فیلمی را که بیشتر زمان خود را صرف ایجاد حس دلهره شدید میکند، به عنوان یک کمدی توجیه کند؟ گفته میشود داستان فیلم شامل کودکی وحشتزده است که شاهد اعمال وحشتناکی بر روی والدینش است. قرار دادن چنین فیلمی در کنار کمدیهای سنتی… عجیب به نظر میرسد. همه چیز به جایگاهیابی مربوط میشود. این استراتژی احتمالاً با هدف قرار دادن ستارههایی چون جاش برولین و جولیا گارنر در رقابتهای کمرقیبتر بازیگری نقش اول در بخش کمدی انجام میشود. با این حال، ایمی مدیگان که از هم اکنون برای اجرایش که «هم به شدت مسخره و هم واقعاً دلهرهآور» توصیف شده، سر و صدای زیادی برای جوایز به پا کرده، همچنان باید در بخش بازیگر نقش مکمل که بر اساس ژانر تفکیک نشده، رقابت کند.
در نهایت، فیلمی مانند Weapons یا One Battle After Another از پل توماس اندرسون (فیلم دیگری که گفته میشود در حال بررسی حرکتی مشابه است) نشان میدهد که چارچوبهای سختگیرانه ژانر همیشه برای فیلمسازی مدرن کارایی ندارند. هدف واقعی استودیوها کسب هرچه بیشتر جوایز است. اگر یک جایگاهیابی بحثبرانگیز در دستهبندیها به یک مجسمه گلدن گلوب و مسیری هموارتر به سوی اسکار منجر شود، سردرگمی و بحثهای مقطعی اغلب بهایی است که ارزش پرداختن را دارد.
منبع: The A.V. Club