آیا تا به حال احساس کردهاید که تمام بار مسئولیتهای خانه روی دوش شماست، حتی وقتی شریک زندگیتان کاملاً تواناست؟ این یک سناریوی ناامیدکننده و رایج است و اکنون اصطلاحی برای آن وجود دارد که میلیونها نفر با آن همذاتپنداری میکنند: بیکفایتی مصلحتی (Weaponized Incompetence).
داستان میلا را در نظر بگیرید. او برای تشکیل خانواده با دوستپسرش هیجانزده بود، اما با شروع آمادهسازی برای ورود نوزاد، متوجه یک الگوی نگرانکننده شد. شریک زندگیاش از کارهای سادهای مانند خرید خواربار شانه خالی میکرد و ادعا میکرد بلد نیست، حتی با وجود یک لیست دقیق. در حالی که میلا با علائم شدید بارداری دست و پنجه نرم میکرد، همچنان به تنهایی آشپزی و نظافت را مدیریت میکرد. این موضوع به شدت او را تحت تأثیر قرار داد: چطور ممکن است کسی تمام جزئیات ماشین مورد علاقهاش را بداند، اما وقتی نوبت به نیازهای اساسی خانه میرسد، وانمود به ناتوانی کند؟ میلا که حتی قبل از به دنیا آمدن نوزادش احساس یک مادر مجرد را داشت، او را ترک کرد. یک سال بعد، در حین گشت و گذار در اینترنت، با اصطلاح «بیکفایتی مصلحتی» برخورد کرد و همه چیز برایش روشن شد. این نامی بود برای آن احساس آزاردهندهای که مدتها با آن درگیر بود.
وقتی «بلد نیستم» به معنای «نمیخواهم» است
این مسئله صرفاً به این معنا نیست که کسی واقعاً در انجام کاری مهارت ندارد. این مفهوم که با عنوان «بیکفایتی استراتژیک» نیز شناخته میشود، زمانی «مصلحتی» یا «سلاح» میشود که فردی برای فرار از مسئولیتها وانمود به ناتوانی میکند. این تفاوت بین یک منحنی یادگیری طبیعی و امتناع عمدی از یادگیری است. همانطور که بوکی کولاوول، زوجدرمانگر، توضیح میدهد، این «ارائه مداوم حالتی است که گویی ‘من بلد نیستم’، در حالی که شما در واقع توانایی و ظرفیت یادگیری و انجام آن را دارید.» این دینامیک اغلب یکی از طرفین را، که معمولاً زن در روابط دگرجنسگرا است، مجبور میکند تا بار اضافی را به دوش بکشد و منجر به چیزی میشود که آرلی هوکشیلد، جامعهشناس، آن را «شیفت دوم» نامید—یعنی کار در یک شغل با حقوق و سپس بازگشت به خانه برای انجام یک شغل بدون حقوق دیگر، یعنی کارهای خانه.
یکی از دلایل اصلی طلاق
کارشناسان در حال مشاهده عواقب واقعی این پدیده هستند. دنیس وترانو، وکیل طلاق، به افزایش قابل توجه مراجعین زنی اشاره میکند که «عدم موفقیت همسرشان در ایفای نقش یک شریک واقعی» را به عنوان دلیل اصلی طلاق ذکر میکنند. مت لوندکوئیست، رواندرمانگر، نیز با این نظر موافق است و میافزاید که همهگیری کرونا این تنشها را تشدید کرد و اغلب باعث یک پسرفت شد که در آن مسئولیت کارهای خانه دوباره به طور پیشفرض بر عهده زنان قرار گرفت. نتیجه؟ زنان خسته و فرسوده شدهاند. کولت ناتاف، مدیر بازاریابی که اکنون به عنوان مربی طلاق فعالیت میکند، به دلیل خستگی از «مدیریت یک فرد بزرگسال دیگر» علاوه بر شغل و فرزندانش، درخواست طلاق داد. مراجعین او نیز همین احساس را دارند: آنها دیگر عاشق نیستند، بلکه از تحمل بار ذهنی و فیزیکی کل خانواده خسته شدهاند.
تغییرات اجتماعی و راهکار برای زوجها
با افزایش استقلال اقتصادی زنان، تحمل آنها برای این عدم تعادل در حال کاهش است. فمینیسم زنان را وارد بازار کار کرد، اما همانطور که آدری شوئن، درمانگر، اشاره میکند، یک جنبش اجتماعی متناظر برای ورود مردان به خانه شکل نگرفته است. این ناامیدی در رسانههای اجتماعی نیز نمود پیدا کرده و ویدئوهای وایرال شده در تیکتاک، تلاشهای فاجعهبار برای انجام کارهای ساده را نشان میدهند که اغلب به جداییهایی ختم میشود که توسط کاربران تشویق میشوند.
پس راه حل چیست؟ درمانگران توصیه میکنند که گفتگو را با اتهام «تو از بیکفایتی مصلحتی استفاده میکنی» شروع نکنید، زیرا این جمله حاکی از نیت بدخواهانه است و میتواند شریک زندگی شما را در موضع دفاعی قرار دهد. در عوض، آنها پیشنهاد میکنند:
- روی تأثیر عملی تمرکز کنید: توضیح دهید که چگونه بیعملی آنها، صرفنظر از نیتشان، بر شما و خانه تأثیر میگذارد.
- با گشادهرویی برخورد کنید: گفتگو را با آرامش شروع کنید و فرصتی برای سازماندهی مجدد نحوه تقسیم وظایف فراهم آورید.
- به پیشقدمی تشویق کنید: برای شریکی که مورد انتقاد قرار گرفته، کلید حل مشکل این است که از حالت تدافعی خارج شده و پیشقدم شود. وظایف را یاد بگیرید، نیازها را پیشبینی کنید و بدون انتظار برای دریافت لیست وظایف، این شکاف را پر کنید.
در نهایت، اگر این گشادهرویی متقابل نباشد و تغییری رخ ندهد، اشکالی ندارد که بپذیرید به آخر خط رسیدهاید. با توجه به اینکه انتظارات زنان به طور فزایندهای با قدرت اقتصادی آنها همخوانی پیدا میکند، فشار بر مردان برای تکامل و تبدیل شدن به شرکای واقعی زندگی در تمام ابعاد، بیشتر میشود.
منبع: Business Insider