آیا میدانستید که موج خیرهکننده سرمایهگذاری در هوش مصنوعی ممکن است تنها عاملی باشد که اقتصاد ایالات متحده را از رکود دور نگه داشته است؟ با این حال، هشدار جدی دویچه بانک نشان میدهد که این ستونِ با فناوری پیشرفته، ممکن است شکنندهتر از آن چیزی باشد که به نظر میرسد. این غول بانکی آلمانی در یادداشت تحقیقاتی جدید خود تأکید کرده که هزینههای سرمایهای (capex) در بخش هوش مصنوعی به سطوح باورنکردنی رسیده و به تنهایی در حال تقویت رشد اقتصادی است.
این یک مشاهدهی منحصر به فرد نیست. نشریه «کبیسی لتر» با استناد به دادههای «آرچ گلوبال اکانامیکس» نشان داد که سرمایهگذاری در نرمافزار و فناوری برای اولین بار در تاریخ بیش از یک درصد به رشد واقعی تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده کمک کرده است. این سهم حتی از اوج مشاهده شده در دوران حباب دات-کام در سال ۱۹۹۸ نیز فراتر رفته و مقیاس عظیم رونق فعلی هوش مصنوعی را به تصویر میکشد.

با این حال، دویچه بانک نکتهای حیاتی را مطرح میکند: این رشد ناشی از هزینهکرد برای زیرساختهای فیزیکی—مراکز داده، شبکههای برق و تجهیزات پیشرفته—است، نه افزایش بهرهوری واقعی حاصل از خودِ نرمافزارهای هوش مصنوعی. اگر این هزینههای مبتنی بر فناوری را حذف کنیم، رشد واقعی تولید ناخالص داخلی آمریکا برای سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ تقریباً صفر خواهد بود. اساساً، بدون ساخت مراکز داده، اقتصاد ممکن بود هماکنون در حال انقباض باشد.
صعود ناپایدار و کسری عظیم
مشکل در مسیر حرکت است. برای ادامه دادن به تقویت تولید ناخالص داخلی، این چرخه هزینهکرد فناوری باید فصل به فصل به صورت «سهمیوار» شتاب بگیرد؛ سناریویی که دویچه بانک آن را از نظر ریاضی غیرمحتمل میداند. رونق فعلی بیشتر شبیه یک دوی سرعت است که تمرکز آن بر ساخت زیرساختها در مراحل اولیه بوده و به ناچار پس از تکمیل فاز ساختوساز اولیه، کند خواهد شد.

علاوه بر این نگرانیها، گزارشی از شرکت مشاوره «بین اند کو» یک شکاف مالی حیرتانگیز را پیشبینی میکند. آنها تخمین میزنند که تا سال ۲۰۳۰، صنعت هوش مصنوعی برای تأمین تقاضا برای قدرت محاسباتی به سالانه ۲ تریلیون دلار نیاز خواهد داشت. حتی با پیشبینیهای خوشبینانه برای بهبود کارایی و کاهش هزینهها، جهان ممکن است با کسری درآمد ۸۰۰ میلیارد دلاری مواجه شود. این موضوع سوالی حیاتی را مطرح میکند: چه کسی این تفاوت را پرداخت خواهد کرد؟
اگر درآمد حاصل از خدمات هوش مصنوعی نتواند با سرمایهگذاری عظیم در زیرساختها همگام شود، این صنعت ممکن است با یک اصلاح شدید، ظرفیت مازاد و سقوط حاشیه سود مواجه شود که یادآور ترکیدن حباب دات-کام است.
یک دیدگاه متعادلتر یا خانهای پوشالی؟
همه یک سقوط را پیشبینی نمیکنند. گلدمن ساکس دیدگاهی متعادلتر ارائه میدهد و معتقد است که افزایش بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی در نهایت محقق خواهد شد و در کوتاهمدت حدود ۰.۴ درصد و در بلندمدت تا ۱.۵ درصد به تولید ناخالص داخلی آمریکا اضافه خواهد کرد. اگرچه این رشد سهمیوار نیست، اما میتواند به جای یک فروپاشی، به یک «فرود نرم» منجر شود.
تفسیر «متعادل» دویچه بانک این است که اگرچه بهبودهای تحولآفرین در بهرهوری در راه است، اما زمان رسیدن آنها آنقدر نزدیک نیست که سرعت دیوانهوار هزینهکردهای فعلی را توجیه کند. در حال حاضر، رونق هزینههای سرمایهای هوش مصنوعی کارگران ساختمانی را مشغول، شرکتهای برق را در حال توسعه و بازارهای سهام را در حال رشد نگه داشته است. اما عدم قطعیت بلندمدت باقی است: آیا این بنیاد بر روی صخرهای محکم ساخته شده یا ما شاهد ساخت یک خانه پوشالی چند تریلیون دلاری هستیم؟
منبع: CryptoSlate