آیا پرندگان زیبا مزیت تکاملی دارند؟

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که چرا پرندگانی مانند طاووس چنین زیبایی خیره‌کننده و به ظاهر غیرکاربردی دارند؟ آیا این زیبایی به بقای آن‌ها کمکی می‌کند؟ ریچارد پروم، زیست‌شناس تکاملی دانشگاه ییل، ایده‌ای انقلابی را مطرح می‌کند که بازتابی از یک مفهوم گمشده از خود داروین است: چه می‌شود اگر زیبایی به خاطر خود زیبایی تکامل یافته باشد؟

ابتدا، بیایید به گذشته برگردیم. پرندگان صرفاً از نسل دایناسورها نیستند؛ آن‌ها دایناسورهای زنده هستند، شاخه‌ای از درخت خانواده تروپودها که شامل تی‌رکس و ولوسیرپتور نیز می‌شود. این ارتباط برای درک ویژگی‌های آن‌ها کلیدی است. پروم توضیح می‌دهد که پَر، مشخصه بارز پرندگان، در ابتدا برای پرواز تکامل نیافته بود. پرواز بسیار دیرتر به وجود آمد. سوابق فسیلی، به ویژه اکتشافات چین، نشان می‌دهد که پرها ابتدا روی دایناسورها به دلایل دیگری ظاهر شدند: عایق‌بندی، استتار و نمایش اجتماعی. اینکه بگوییم پرها برای پرواز تکامل یافته‌اند، مانند این است که بگوییم انگشتان برای نواختن پیانو تکامل یافته‌اند—این تنها پیشرفته‌ترین کاربرد آن‌هاست.

دو درنا که به طور متقارن منقارهایشان را زیر ماه کامل به هم نزدیک کرده‌اند

اما آیا این دایناسورهای پردار رنگارنگ بودند؟ به لطف حفظ شگفت‌انگیز فسیل‌ها، اکنون می‌دانیم که بودند. دانشمندان می‌توانند «ملانوزوم‌های» فسیل‌شده—ساختارهای حاوی رنگدانه—را مطالعه کنند تا رنگ‌های موجودات باستانی را بازسازی کنند. این گذشته پرجنب‌وجوش به نکته شگفت‌انگیز دیگری می‌رسد: نحوه درک این رنگ‌ها توسط پرندگان. انسان‌ها سه نوع سلول مخروطی گیرنده رنگ در چشمان خود دارند؛ پرندگان چهار نوع دارند. این مخروط اضافی به آن‌ها اجازه می‌دهد تا طیف فرابنفش را ببینند. آن‌ها دنیایی بسیار غنی‌تر از دنیای ما را درک می‌کنند و رنگ‌هایی را می‌بینند که ما حتی نمی‌توانیم تصور کنیم، مانند «زرد-فرابنفش» که برای آن‌ها به همان اندازه از زرد متفاوت است که بنفش برای ما از قرمز. دنیای آن‌ها کالیدوسکوپی از رنگ‌هاست که ما از دیدن آن عاجزیم.

این ما را به پرسش اصلی درباره زیبایی می‌رساند. چارلز داروین به طور مشهوری با دم طاووس مشکل داشت و می‌گفت که دیدن آن او را «بیمار» می‌کند زیرا به نظر می‌رسید نظریه انتخاب طبیعی او را به چالش می‌کشد. دم پر زرق و برق، طاووس را در برابر شکارچیان آسیب‌پذیرتر می‌کند، نه مقاوم‌تر. برای حل این مشکل، او مکانیسم تکاملی دومی را پیشنهاد کرد: انتخاب جنسی. این نوع تکامل نه بر اساس بقا، بلکه بر اساس موفقیت در جفت‌گیری هدایت می‌شود. داروین استدلال کرد که صفات می‌توانند صرفاً به این دلیل تکامل یابند که توسط جفت بالقوه جذاب تلقی می‌شوند، بدون «هیچ هدف دیگری» جز دلربایی.

با این حال، این ایده، به ویژه مفهوم انتخاب توسط ماده، برای یک قرن عمدتاً نادیده گرفته شد. دیدگاه غالب، که توسط آلفرد راسل والاس حمایت می‌شد، این بود که هر انتخابی باید با بقا مرتبط باشد—اینکه زیبایی فقط یک سیگنال صادقانه از ژن‌های خوب، سلامتی یا منابع است. انتخاب جنسی در دل انتخاب طبیعی گنجانده شد.

مردی خندان با عینک، ریچارد پروم

ریچارد پروم پیشگام احیای ایده اصلی و رادیکال‌تر داروین است. او استدلال می‌کند که تکامل زیبایی‌شناختی یک نیروی متمایز است. حیوانات ادراکات حسی، ارزیابی‌های شناختی دارند و انتخاب می‌کنند. این پویایی می‌تواند به یک فرآیند فرار منجر شود که در آن صفات صرفاً به دلیل ترجیح داده شدن، اغراق‌آمیزتر و اغراق‌آمیزتر می‌شوند. این یک زیبایی «به‌طور منطقی شکوهمند» است که لزوماً به کیفیت ذاتی یک فرد گره نخورده است. پروم پیشنهاد می‌کند که تکامل زیبایی‌شناختی خودسرانه باید «مدل صفر» ما باشد—یعنی فرض پیش‌فرض. او ادعا می‌کند که بار اثبات باید بر دوش کسانی باشد که استدلال می‌کنند یک صفت زیبا باید حامل پیامی پنهان درباره شایستگی باشد.

این دیدگاه ما را به چالش می‌کشد تا طبیعت را متفاوت ببینیم. رنگ‌های زنده، آوازهای پیچیده و رقص‌های استادانه دنیای پرندگان ممکن است همیشه تبلیغات عمل‌گرایانه‌ای برای بقا نباشند. بلکه، آن‌ها می‌توانند نتیجه باشکوه میلیون‌ها سال انتخاب‌های ذهنی و جستجوی ساده و قدرتمند برای زیبایی باشند.

منبع: Quanta Magazine

Leave a Comment