زندگی پر زرق و برقی که واقعی نبود: سفر یک اینفلوئنسر برای بازگشت به اصالت
برای بسیاری، زندگی یک تولیدکننده محتوای تماموقت مانند یک رؤیای نهایی به نظر میرسد: کار با شرایط دلخواه، همکاری با برندهای محبوب و کسب درآمد قابل توجه. این واقعیت زندگی اولین راملی، یک جوان ۲۲ ساله اهل اندونزی بود که سرگرمی دوران دانشگاه خود را به یک شغل پررونق تبدیل کرد. آنچه به عنوان راهی سرگرمکننده برای به اشتراک گذاشتن علاقهاش به ویرایش ویدئو و مد شروع شد، خیلی زود به تمرکزی سودآور بر محتوای زیبایی تغییر شکل داد.
پس از فارغالتحصیلی در سال ۲۰۲۴، اولین با تمام قوا وارد این کار شد. هفتههای او با گردبادی از رویدادهای برندها، جلسات عکاسی و ویرایش پر شده بود. او بیوقفه محصولات رایگان دریافت میکرد و با برندهایی که از کودکی تحسینشان میکرد، همکاری داشت. روی کاغذ، او در حال زندگی کردن رؤیایش بود. اما در زیر این سطح، داستانی متفاوت در حال شکلگیری بود. فشار برای عملکرد بهتر منجر به ناامنی و اضطراب شد و او خود را در حال مصالحه بر سر ارزشهایش میدید، همه اینها برای یک چک حقوقی.
ترکها نمایان میشوند
اولین شوک بزرگ زمانی رخ داد که تضاد در باورها باعث شد او از بزرگترین حامی مالی برند خود جدا شود و در یک لحظه نیمی از درآمدش را از دست بدهد. این یادآوری تلخ از بیثباتی این صنعت، او را به تأمل واداشت. محتوای او که زمانی یک خروجی خلاقانه بود، به جریانی از تبلیغات تبدیل شده بود. او به دنبال بازدید، فالوور و پول بود و ارتباطش را با مخاطبان و خود واقعیاش از دست میداد.
یک تضاد اخلاقی عمیقتر زمانی به وجود آمد که او متوجه شد نقشش در صنعت زیبایی ممکن است به ترویج استانداردهای دستنیافتنی برای دختران جوان کمک کند. این جدایی بین اعمال و ارزشهایش، هزینه سنگینی برای او داشت. او میگوید: «متوجه شدم که ناامن، مضطرب و از خود واقعیام دور شدهام. میدانستم که باید کنار بکشم تا بتوانم واقعاً بفهمم چه کسی هستم.»
معاوضه آزادی با ساختار
اولین از ترس اینکه یک وقفه شغلی در آینده به سختی قابل توضیح باشد، تصمیم گرفت به یک موقعیت بازاریابی شرکتی روی آورد. او با تکیه بر مدرک ادبیات انگلیسی خود، شغلی به عنوان متخصص بازاریابی پیدا کرد. این تغییر با کاهش حقوق قابل توجهی همراه بود، اما چیزی باارزشتر به او هدیه داد: ثبات و ساختار.
در کمال تعجب، روال یک شغل ۹ تا ۵ خلاقیت او را دوباره شعلهور کرد. او توضیح میدهد: «وقتی یک تولیدکننده محتوای تماموقت بودم، آنقدر وقت آزاد داشتم که برای انجام کارها به سختی میافتادم.» ساختار زندگی اداری، شتابی را که نیاز داشت برایش فراهم کرد و همکاری با یک تیم، انگیزه او را احیا کرد. او در روال ساده لباس پوشیدن، رفتن به دفتر و درگیر شدن در کارهای معنادار، لذت پیدا کرد.
آیا این تصمیم درستی بود؟
علیرغم آرامش تازهیافته، اولین اعتراف میکند که لحظاتی از تردید را تجربه میکند. او گاهی دلتنگ رویدادها، محصولات رایگان و آزادی میشود. با این حال، به خود یادآوری میکند که حافظه میتواند فریبنده باشد و زندگی اینفلوئنسری اغلب توخالی و غیررضایتبخش بود. سفر او یک درس قدرتمند در تمایز بین تعریف جامعه از موفقیت و رضایت شخصی خودش بوده است.
داستان اولین یک یادآوری قانعکننده است که شغل «کامل» امری عمیقاً شخصی است و گاهی، شجاعانهترین حرکت، دست کشیدن از زندگیای است که از بیرون خوب به نظر میرسد تا زندگیای بسازیم که از درون حس خوبی بدهد.
جزئیات بیشتر این داستان را در Business Insider بخوانید.