اپل رمان تخیلی سریال جدیدش «پلوریباس» را منتشر کرد

آیا تا به حال فکر کرده‌اید کتاب‌هایی که در سریال‌های تلویزیونی مورد علاقه‌تان نشان داده می‌شوند، واقعاً خواندنی هستند؟ اکنون این فرصت را دارید که خودتان قضاوت کنید! می‌توانید ببینید که آیا با ارزیابی تند و تیز کارول استورکا از رمان خودش، آواز خونین وایکارو، موافق هستید یا نه. 📖✨

در دنیای سریال جدید وینس گیلیگان برای اپل تی‌وی پلاس، یعنی پلوریباس، مجموعه رمانتیک-فانتزی (رمانتزی) بادهای وایکارو طرفداران بسیار زیادی دارد. با این حال، نویسنده تخیلی آن، کارول استورکا (با بازی ری سیهورن)، جزو این طرفداران نیست. پیش از آنکه داستان علمی-تخیلی سریال آشکار شود، کارول کتاب‌های پرفروش خود را آشکارا «چرندیات بی‌مغز» می‌خواند و از طرفدارانش کلافه است. البته در یک پیچش طنزآمیز، او نمی‌تواند در برابر وسوسه اینکه مدیر برنامه‌هایش مخفیانه جای بهتری در قفسه کتاب‌فروشی‌های فرودگاه برای کتاب‌هایش پیدا کند، مقاومت کند.

تصویر تبلیغاتی برای کتاب تخیلی آواز خونین وایکارو از سریال پلوریباس

در یک حرکت جذاب که مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ می‌کند، اپل فصلی واقعی از آخرین کتاب کارول، یعنی آواز خونین وایکارو، را منتشر کرده است. این اولین باری نیست که اپل چنین کاری انجام می‌دهد؛ آن‌ها پیش از این نیز نسخه‌ای واقعی از کتابی را از سریال موفق خود تفکیک (Severance) منتشر کرده بودند. این گزیده جدید به صورت رایگان در Apple Books در دسترس است و به بینندگان اجازه می‌دهد تا عمیق‌تر به دنیای پلوریباس شیرجه بزنند.

این گزیده چیزی فراتر از یک داستان ارائه می‌دهد؛ بلکه بینش‌های جانبی درباره جهان سریال فراهم می‌کند. این فصل با نامه‌ای از خود استورکا آغاز می‌شود که سرشار از حس کلافگی و تندخویی خاص این شخصیت است. او از طرفدارانی که مدام می‌پرسند چرا شخصیت اصلی مرد، رابان، روی جلد کتاب نیست، شکایت می‌کند و یک اسپویلر بزرگ را فاش می‌سازد: رابان زنده است، اما حافظه‌اش را از دست داده است! این یادداشت حتی شامل چند کنایه هوشمندانه به مضامین سریال است، مانند اینکه کارول می‌گوید چقدر خسته‌کننده می‌شد اگر همه مثل هم فکر می‌کردند.

و اما خود فصل کتاب چطور است؟ به طرز شگفت‌انگیزی خوب نوشته شده است. این متن از اینکه یک پارودی یا یک شوخی «از فرط بد بودن، خوب» باشد، اجتناب می‌کند. در عوض، نگاهی جذاب به زندگی فلاکت‌بار یک دزد دریایی شنزار به نام لوکاسیا ارائه می‌دهد. او با عذاب وجدان مجبور کردن معشوقش به راه رفتن روی تخته و بیماری مرموزی که خدمه‌اش را مبتلا کرده و باعث می‌شود نور ماه پوستشان را بسوزاند، دست و پنجه نرم می‌کند. نثر کتاب «پرآب‌وتاب» توصیف شده و عباراتی مانند «دست‌های آتشین» یک زن را توصیف می‌کند. این یک قطعه نوشتاری فانتزی استوار است که روان پیش می‌رود و خسته‌کننده نمی‌شود و ثابت می‌کند که شاید کارول نسبت به خودش بیش از حد سخت‌گیر بوده است.

کنجکاو شدید که خودتان آن را بخوانید؟ کاربران Apple Books می‌توانند این گزیده را بررسی کرده و نظر خود را شکل دهند. این یک نمونه فوق‌العاده از بازاریابی خلاقانه و جهان‌سازی است که تجربه تماشای سریال را غنی‌تر می‌کند.

منبع: avclub.com

Leave a Comment