دنیای سینمایی مارول به فرآیند تولید دقیق و اغلب مخفیانهاش شهرت دارد. بخش کلیدی «روش مارول» شامل فیلمبرداریهای مجدد گسترده برای تنظیم دقیق خطوط داستانی و به کمال رساندن سکانسهای اکشن است. در حالی که این یک رویه استاندارد است، برای بازیگر ری وینستون، که نقش شخصیت شرور دریکوف را در فیلم «بیوه سیاه» بازی کرد، این تجربه به قدری خستهکننده بود که او درخواست کرد به طور کامل بازیگر دیگری جایگزینش شود.

وینستون در جشنواره فیلم سارایوو، جایی که جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد، به اشتراک گذاشت که کار اولیهاش روی این فیلم با کارگردان، کیت شورتلند، فوقالعاده لذتبخش بوده است. آنها دیدگاهی پیچیده و تاریک برای شخصیت او، دریکوف، توسعه داده بودند. او توضیح داد: «من با این کارگردان شگفتانگیز، کیت شورتلند، کار کردم و ما روی اینکه شخصیت من چگونه باشد کار کردیم. این احتمالاً بهترین کاری بود که من برای مدت زمانی واقعاً طولانی انجام داده بودم.» حتی عوامل فیلم نیز کار آنها را در صحنه تشویق میکردند که نشان از یک فرآیند خلاقانه موفق و رضایتبخش داشت.
با این حال، این رضایت دیری نپایید. پس از اتمام نقشش، وینستون برای چیزی که فکر میکرد تغییرات جزئی خواهد بود، دوباره فراخوانده شد. اما واقعیت یک بازنگری کامل بود. وینستون به یاد میآورد: «سپس بعد از تمام شدن کار به خانه آمدم و تماسی دریافت کردم که میگفت باید مقداری فیلمبرداری مجدد انجام دهیم. من گفتم: چند صحنه؟ [کیت] گفت: همه آنها.» در مواجهه با وظیفه دلهرهآور بازسازی کامل اجرایش، واکنش فوری او کنارهگیری بود. «بنابراین من گفتم او باید [نقش را] به بازیگر دیگری بسپارد، اما من قرارداد داشتم، بنابراین مجبور بودم آن را انجام دهم.» او احساس بازگشت را عمیقاً دلسردکننده توصیف کرد و آن را نوعی «طرد شدن» نامید.

این اولین باری نیست که وینستون سرخوردگی خود را ابراز میکند. او در مصاحبهای قبلی، فرآیند فیلمبرداری مجدد مارول را «روحخراش» توصیف کرده بود. ناامیدی او فراتر از تجربه شخصیاش به نقدی گستردهتر از چشمانداز هالیوود مدرن کشیده میشود که به اعتقاد او، تحت تأثیر موفقیت MCU شکل گرفته است.
وینستون از تمرکز صنعت سینما بر فیلمهای پرفروش ابراز تأسف کرد و گفت: «همه چیز به فروش بلیت مربوط میشود. ما میبینیم که در هالیوود با مارول و تمام اینجور چیزها چه اتفاقی میافتد… این باعث میشود فیلمهای فرهنگی که برای بازیگران بهترین هستند و نقشهای بازیگری واقعاً خوبی دارند، ساخته نشوند.» او همچنین به یک روند نگرانکننده اشاره کرد که در آن حضور یک بازیگر در رسانههای اجتماعی میتواند عامل تعیینکننده در انتخاب بازیگر باشد و پایگاه طرفداران داخلی را بر استعداد ترجیح میدهد. در حالی که فیلمهای ابرقهرمانی بیش از یک دهه است که تسلط دارند، نظرات وینستون در زمانی بیان میشود که این ژانر نشانههایی از خستگی مخاطب را نشان میدهد، که به طور بالقوه میتواند نشاندهنده بازگشتی به همان «فیلمهای فرهنگی» باشد که او از آنها حمایت میکند.
این داستان نگاهی جذاب و پشت پرده به فشارها و درگیریهای خلاقانهای که میتواند در تولیدات استودیوهای بزرگ به وجود آید، ارائه میدهد و به ما یادآوری میکند که محصول نهایی که روی پرده میبینیم، اغلب نتیجه یک سفر طولانی و گاهی طاقتفرسا است.
منبع: Variety