باز لایتر در ۳۰ سالگی: میراث ماندگار یک نماد علمی-تخیلی

سی سال پیش، در سال ۱۹۹۵، سینما شاهد یک انقلاب بود. «داستان اسباب‌بازی» تنها یک قصه روایت نکرد؛ بلکه تعریف جدیدی از نحوه قصه‌گویی ارائه داد. این فیلم به‌عنوان اولین انیمیشن بلند کاملاً کامپیوتری، جایگاه خود را در تاریخ سینما تثبیت کرد، درست مانند دوروتی که قدم به دنیای تکنی‌کالر «جادوگر شهر اُز» گذاشت. اما میراث آن فراتر از فناوری پیشگامانه‌اش است. پیکسار و دیزنی روایتی جاودانه خلق کردند که با تمام سنین ارتباط برقرار می‌کرد و نیروی محرکه‌اش یکی از محبوب‌ترین قهرمانان علمی-تخیلی بود: باز لایتر.

در دورانی که موفقیت دیزنی بر پایه موزیکال‌های افسانه‌ای کلاسیک استوار بود، «داستان اسباب‌بازی» یک گام جسورانه و متفاوت بود. این فیلم دنیایی کاملاً جدید را با شخصیت‌هایی معرفی کرد که آواز نمی‌خواندند و فیلمنامه‌ای پر از شوخ‌طبعی هوشمندانه داشت که هم برای بزرگسالان و هم برای کودکان جذاب بود. این جذابیت بین‌نسلی، عنصر مخفی موفقیت پایدار آن بود.

باز لایتر در فیلم داستان اسباب‌بازی

در قلب این شاهکار، یکی از بزرگ‌ترین زوج‌های سینمایی قرار دارد: وودی، گاوچران ثابت‌قدم، و باز لایتر، تکاور فضایی بااعتمادبه‌نفس. پویایی رابطه آن‌ها یک زوج ناجور کلاسیک است، ترکیبی بی‌نقص از تضاد و رفاقت. وودی رهبر تثبیت‌شده اتاق اندی است، اما باز—که از فضانورد واقعی، باز آلدرین، الهام گرفته شده—اسباب‌بازی جدید و درخشانی است که فوراً توجه همه را به خود جلب می‌کند. او با بال‌های باز شونده، لیزر LED و کلاه فضایی متحرکش، نماد آینده است و تضادی آشکار با نوستالژی عروسک پارچه‌ای وودی دارد.

باز لایتر در فیلم داستان اسباب‌بازی

با این حال، آنچه باز را واقعاً فراموش‌نشدنی می‌کند، توهم عمیق اوست. او نمی‌داند که یک اسباب‌بازی است. در ذهن او، او یک تکاور فضایی واقعی از «فرماندهی ستاره» است که در یک مأموریت حیاتی برای متوقف کردن امپراتور شرور «زورگ» به سر می‌برد. این باور، منبع کمدی درخشانی است، زیرا او واقعیت پیش‌پاافتاده اتاق یک کودک را به‌عنوان یک سیاره بیگانه عجیب تعبیر می‌کند. از نظر او، وودی یک بومی متخاصم است و دیگر اسباب‌بازی‌ها موجودات زنده بومی و عجیب‌وغریب هستند.

اما باز شخصیتی تک‌بعدی و تک‌شوخی نیست. سفر او به طرز شگفت‌آوری عمیق و سه‌بعدی است. با صداپیشگی بی‌نقص تیم آلن، که ترکیبی عالی از جسارت و آسیب‌پذیری را به شخصیت بخشید، قوس شخصیتی باز به یک بحران وجودی تبدیل می‌شود. لحظه‌ای که او تبلیغ تلویزیونی خودش را می‌بیند و می‌فهمد که یک اسباب‌بازی تولید انبوه است، واقعاً تراژیک است. تلاش نافرجام او برای پرواز، که به مهمانی چای غم‌انگیزش در نقش «خانم نسبیت» ختم می‌شود، کاوشی تکان‌دهنده در هویت درهم‌شکسته است. این وودی، رقیب اوست، که به او یادآوری می‌کند که یک اسباب‌بازی بودن—اسباب‌بازی اندی بودن—هدفی شریف و فوق‌العاده است.

باز لایتر در فیلم داستان اسباب‌بازی

این قوس شخصیتی قدرتمند، جایگاه باز را در فرهنگ عامه تثبیت کرد. اکشن فیگورهای واقعی باز لایتر به یکی از پرطرفدارترین اسباب‌بازی‌های آن دوران تبدیل شدند که گواهی بر جذابیت او بر روی پرده سینما بود. او بعدها در اسپین‌آف‌های خودش درخشید و همچنان یک شخصیت محوری در دنباله‌های «داستان اسباب‌بازی» است. سه دهه بعد، باز لایتر هنوز مایه افتخار «فرماندهی ستاره» است؛ شخصیتی که به ما آموخت حتی اگر نتوانی پرواز کنی، همچنان می‌توانی با استایل سقوط کنی و همه ما را به سوی بی‌نهایت… و فراتر از آن ببری.

منبع: space.com

Leave a Comment