چالشی قابل توجه در صنعت رو به رشد انرژی بادی برزیل در حال ظهور است؛ چالشی که از آن به عنوان «بزرگترین بحران» در تاریخ این صنعت یاد میشود. مسئله اصلی این آشفتگی، «کاهش دستوری تولید» (Curtailment) است، اصطلاحی که شاید برای بسیاری ناآشنا باشد اما پیامدهای عمیقی برای آینده انرژیهای تجدیدپذیر در این کشور دارد.
اما کاهش دستوری تولید دقیقاً چیست؟ به زبان ساده، این پدیده زمانی رخ میدهد که به اپراتورهای مزارع بادی دستور داده میشود تا تولید برق خود را کاهش دهند، یعنی توربینها را حتی زمانی که باد با قدرت میوزد، متوقف کنند. این اتفاق عمدتاً زمانی میافتد که شبکه برق ظرفیت پذیرش حجم انرژی تولید شده را ندارد یا زمانی که عدم تطابق بین عرضه و تقاضای انرژی وجود دارد. اگرچه این موضوع به نظر یک تنظیم عملیاتی ساده میآید، اما پیامدهای آن گسترده و شدید است.
این کاهش اجباری در تولید انرژی، شوکهایی را به کل این بخش وارد میکند. برای اپراتورهای پروژه، این به معنای از دست رفتن مستقیم درآمد است. آنها سرمایهگذاریهای هنگفتی برای ساخت این مزارع بادی با انتظار فروش تمام انرژی قابل تولید خود انجام دادهاند. وقتی مجبور به کاهش تولید میشوند، پول از دست میدهند که این امر سرمایهگذاریهایشان را کمسودتر و مدلهای کسبوکارشان را ناپایدار میکند.
اثرات این موج به سرمایهگذاران نیز میرسد و اعتماد آنها را به شدت متزلزل کرده است. عدم قطعیت و زیانهای مالی مرتبط با کاهش دستوری تولید، بخش بادی برزیل را به یک سرمایهگذاری پرریسکتر تبدیل کرده است. در نتیجه، سرمایهگذاریهای جدید متوقف شده و پروژههای برنامهریزیشده با تأخیرهای قابل توجهی مواجه هستند. این تردید از سوی سرمایهگذاران، تهدیدی برای توقف حرکت پرشتاب بخشی است که برای گذار برزیل به ماتریس انرژی پاکتر حیاتی است. این بحران، نیاز مبرم به نوسازی شبکه برق و استراتژیهای بهتر مدیریت انرژی را برای اطمینان از بهرهبرداری کامل از انرژی پاک تولید شده، برجسته میکند.
از منبع بیشتر بیاموزید: