آیا تا به حال فکر کردهاید که یک شبکه اجتماعی غیرمتمرکز چگونه با مسائل پیچیده قانونی برخورد میکند؟ ماستودون، یکی از بازیگران کلیدی در فضای رسانههای اجتماعی غیرمتمرکز، پاسخ روشنی به قوانین جدید تأیید سن، مانند قانونی که اخیراً در میسیسیپی به تصویب رسیده، داده است.
سازمان غیرانتفاعی پشتیبان ماستودون اعلام کرده است که به سادگی ابزار لازم برای پیروی از این قوانین را ندارد. این یک امتناع از روی سرکشی نیست، بلکه نتیجه طراحی اصلی این پلتفرم است. اصل بنیادین ماستودون عدم تمرکز است، به این معنی که شبکهای متشکل از هزاران سرور مستقل (اینستنس) است و نه یک نهاد شرکتی واحد. سازمان مرکزی، کاربران را در این سرورها ردیابی نمیکند، که این امر اجرای یک قانون کلی مانند تأیید سن را در سراسر شبکه از نظر فنی چالشبرانگیز میسازد.

این موضوع پس از یک گفتگوی عمومی بین بنیانگذار ماستودون، یوگن روچکو، و عضو هیئت مدیره بلواسکای، مایک ماسنیک، به اوج خود رسید. در حالی که بلواسکای، یک پلتفرم غیرمتمرکز دیگر، برای پیروی از قانون، خدمات خود را در میسیسیپی مسدود کرد، روچکو استدلال کرد که در یک سیستم واقعاً غیرمتمرکز مانند فدیورس، هیچ نهاد واحدی نمیتواند چنین تصمیمی را برای همه بگیرد. او تأکید کرد: «به همین دلیل است که عدم تمرکز واقعی اهمیت دارد.»
ماستودون توضیح داد که در حالی که سرورهای رسمی خود آن حداقل سن ۱۶ سال را مشخص میکنند، خود نرمافزار از یک سیستم تأیید سن متمرکز که دادههای کاربران را ذخیره کند، پشتیبانی نمیکند. یک بهروزرسانی اخیر، قابلیتی را اضافه کرده که به مدیران سرورهای فردی اجازه میدهد حداقل سن را هنگام ثبتنام تعیین کنند، اما این دادهها نگهداری نمیشوند. این امر مسئولیت را مستقیماً بر دوش اپراتورهای سرورهای فردی قرار میدهد. آنها باید تصمیم بگیرند که چگونه از قوانین در حوزههای قضایی خاص خود پیروی کنند.
این سازمان، مدیران سرور را تشویق میکند تا از منابع خارجی مانند کتابخانه IFTAS برای پشتیبانی در زمینه اعتماد و ایمنی استفاده کنند و به آنها توصیه میکند که به قوانین محلی خود توجه داشته باشند. این رویکرد یک تفاوت فلسفی کلیدی را برجسته میکند: ماستودون برای این ایجاد شد که به رسانههای اجتماعی اجازه دهد مستقل از حوزه قضایی ایالات متحده وجود داشته باشند و به کاربران این آزادی را بدهد که سروری را انتخاب کنند که سیاستهای آن با نیازهایشان همخوانی دارد.
این وضعیت به عنوان یک مطالعه موردی جذاب در تلاقی معماری فناوری و مقررات قانونی عمل میکند. این موضوع چالشها و نقاط قوت یک مدل غیرمتمرکز را هنگام مواجهه با چارچوبهای قانونی سنتی و متمرکز نشان میدهد.
منبع: TechCrunch