توهم مدل ۹۹۶: چرا فرهنگ اضافه‌کاری محکوم به شکست است


فرهنگ کاری «۹۹۶»—کار از ۹ صبح تا ۹ شب، شش روز در هفته—زمانی در چین به عنوان فرمولی قطعی برای رشد سریع و سلطه بر بازار تبلیغ می‌شد. این مدل وعده انضباط و سرعتی بی‌رقیب را می‌داد. با این حال، واقعیت تصویری کاملاً متفاوت را به نمایش گذاشت و به یک داستان هشداردهنده قدرتمند تبدیل شد که نشان می‌دهد چگونه فرهنگ اضافه‌کاری می‌تواند به طور سیستماتیک پایه‌های یک کسب‌وکار موفق را تضعیف کند.

اگرچه انسان‌ها قادر به تلاش شدید برای دوره‌های کوتاه هستند، اما این شدت یک محدودیت مشخص دارد. فراتر از یک آستانه معین، ساعات کاری بیشتر به معنای خروجی بالاتر نیست. در عوض، به خستگی مفرط، افزایش فراوانی اشتباهات و افزایش استفاده از مرخصی‌های استعلاجی منجر می‌شود. شواهد حاصل از مطالعات متعدد واضح و سازگار است: ساعات کاری طولانی و مزمن نه تنها عمر حرفه‌ای را کوتاه می‌کند، بلکه عمر انسان را نیز کاهش می‌دهد. این تأثیر فقط یک احساس نیست؛ بلکه یک آسیب فیزیکی، ملموس و قابل اندازه‌گیری است که می‌تواند عواقب دائمی داشته باشد.

یک هفته کاری ۷۲ ساعته ممکن است در ظاهر اوج تعهد به نظر برسد. اما در عمل، نتیجه آن کارمندانی بی‌انگیزه و کارهایی بی‌دقت است. شرکت‌هایی که این مدل را به کار گرفتند، به زودی درس سختی آموختند: نیروی کاری که در آستانه فرسودگی شغلی قرار دارد، قادر به نوآوری واقعی نیست. این کارمندان خسته با حل خلاقانه مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند و به ندرت آنقدر در شرکت می‌مانند که مهارت‌هایشان را توسعه داده و انباشته کنند. «فرهنگ تلاش بی‌وقفه» که بسیار ستایش می‌شد، در نهایت بیشتر به یک نمایش هنری شباهت داشت تا عملکرد واقعی—جایی که فعالیت دیوانه‌وار با دستاورد معنادار اشتباه گرفته می‌شد.

امروزه، نسل جدیدی از کارگران در چین فعالانه در برابر این چارچوب استثمارگرانه مقاومت می‌کنند و آن را یادگاری از دوران گذشته می‌دانند. این روند در ایالات متحده، جایی که تحرک شغلی کارمندان بیشتر و صدای جمعی آن‌ها قوی‌تر است، حتی بارزتر است. تلاش برای پیاده‌سازی فرهنگی به سبک ۹۹۶ در آمریکا تقریباً به طور قطع نتیجه معکوس خواهد داد و استعدادهای ماهر و خلاقی را که شرکت‌ها برای رقابت به شدت به آن‌ها نیاز دارند، فراری می‌دهد. آسیب ناشی از فرسودگی شغلی فراتر از عملکرد فردی است؛ این پدیده برند کارفرمایی را لکه‌دار می‌کند، ریزش کارمندان را تسریع می‌بخشد و هزینه‌های استخدام را افزایش می‌دهد.

جالب اینجاست که برخی از همان غول‌های فناوری در چین که از این مدل حمایت می‌کردند، اکنون در حال عقب‌نشینی از آن هستند. شرکت‌هایی مانند Midea دفاتر خود را زودتر می‌بندند و DJI سیاست‌های سختگیرانه «خاموشی چراغ‌ها» را اجرا می‌کند. این تغییر ناشی از یک تحول ناگهانی قلبی نیست، بلکه حاصل نگاهی سرد و دقیق به داده‌هاست. اعداد و ارقام ثابت کردند که اضافه‌کاری باعث کاهش بهره‌وری، تخریب فرهنگ مثبت شرکت و عامل اصلی از دست دادن استعدادها بوده است. اگر بنیان‌گذاران فرهنگ ۹۹۶ در حال کنار گذاشتن آن هستند، پذیرش آن توسط هر شرکت آمریکایی یک اقدام واضح برای خودتخریبی خواهد بود.

عملکرد استثنایی با تحت فشار قرار دادن افراد تا نقطه شکست به دست نمی‌آید. بلکه نتیجه وضوح استراتژیک، تمرکز عمیق و ایجاد سیستم‌هایی است که افراد را قادر می‌سازد بهترین کار خود را بدون قربانی کردن سلامت و رفاهشان انجام دهند. سازمان‌هایی که این حقیقت اساسی را درک می‌کنند، محیط‌هایی را پرورش می‌دهند که در آن افراد برای ماندن، مشارکت و رشد انگیزه دارند. اینجاست که نوآوری واقعی و پایدار اتفاق می‌افتد.

مدل ۹۹۶ فقط یک مفهوم ناقص برای یک کشور نیست. این مدل به عنوان یک هشدار جهانی عمل می‌کند: اولویت دادن به ساعات کاری بیش از حد به جای کار مؤثر، یک استراتژی رقابتی نیست. در واقع، این یک دستورالعمل برای افول رقابتی است که هوشمندانه در لباس انضباط پنهان شده است.

تصویر Jaime Raul Zepeda

منبع: Pet Age

Leave a Comment