بیایید آمار را بررسی کنیم. دیزر در حال حاضر روزانه بیش از ۳۰,۰۰۰ قطعه موسیقی کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی را دریافت میکند. این بخش کوچکی نیست؛ این عدد، ۲۸ درصد از کل محتوای جدیدی است که روزانه در این پلتفرم آپلود میشود. برای درک این رشد انفجاری، باید بدانید که این رقم در ماه ژانویه تنها ۱۰ درصد و در آوریل ۱۸ درصد بوده است. این روند واضح و نگرانکننده است.
اگر این نرخ رشد ادامه یابد، پیشبینیها نشان میدهد که تا زمان شروع جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از ۵۰ درصد از کل قطعات جدیدی که وارد سرویسهای استریم میشوند، کاملاً ماشینی خواهند بود. این موضوع یک سؤال حیاتی را مطرح میکند: قرار است در این مورد چه کاری انجام دهیم؟
برخی استدلال میکنند که این تنها شکل جدیدی از خلاقیت است و باید اجازه دهیم شنوندگان تصمیم بگیرند. آنها میپرسند: «اگر کسی از یک قطعه ۱۰۰٪ ساختهشده با هوش مصنوعی لذت ببرد، چه اشکالی دارد؟» و تعریف صنعت موسیقی از یک «موسیقیدان واقعی» را به چالش میکشند. اینها بحثهای فلسفی جالبی هستند، اما نکته اصلی و بسیار شومتری را نادیده میگیرند.
بمب خبری از دادههای دیزر اینجاست: تا ۷۰ درصد از استریمهای این قطعات کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی، جعلی و کلاهبرداری هستند.
این موضوع نشان میدهد که انگیزه اصلی، بیان هنری نیست. موضوع ربطی به یک مدیر تدارکات که صدای خلاق خود را از طریق Suno یا Udio پیدا کرده، ندارد. نیروی محرک، طمع به سبک قدیمی است. یک کلاهبرداری عظیم برای بهرهبرداری از سیستم حق امتیاز استریم با استفاده از «محتوای بیارزش» تولیدشده توسط هوش مصنوعی که توسط فارمهای ربات مصرف میشود، شکل گرفته است. این نوآوری نیست؛ این یک سرقت است که پول را مستقیماً از جیب هنرمندان انسانی که حق امتیازشان با این تعاملات جعلی کاهش مییابد، خارج میکند. 💸

باید از دیزر برای موضعگیریاش تقدیر کرد. این پلتفرم به طور فعال این استریمهای جعلی را شناسایی کرده و از استخر حق امتیاز خود مسدود میکند. علاوه بر این، تضمین میکند که این قطعات ۱۰۰٪ مبتنی بر هوش مصنوعی از توصیههای الگوریتمی و پلیلیستهای منتخب حذف شوند تا تجربه کاربری را آلوده نکنند. اما آیا همه به همین اندازه هوشیار هستند؟ گزارش اشاره میکند که آمازون اخیراً Suno را مستقیماً در الکسا ادغام کرده است، اقدامی که به نظر میرسد با بیانیههای عمومی آن در مورد مقابله با محتوای غیرقانونی هوش مصنوعی در تضاد است.
بنابراین، راهحل چیست؟ تمرکز باید از بحث در مورد ارزش هنری هوش مصنوعی به ریشهکن کردن کلاهبرداری که امکانپذیر میکند، تغییر یابد. این امر مستلزم یک جبهه متحد است: همکاری فناورانه بین پلتفرمها برای بهبود تشخیص کلاهبرداری، استانداردهای سختگیرانه صنعتی برای همه سرویسهای پخش دیجیتال (DSP)، و جریمههای مالی شدید برای توزیعکنندگانی که آگاهانه یا از روی سهلانگاری این محتوای رباتمحور را منتشر میکنند.
در میان این هرجومرج، کورسوی امیدی برای بشریت وجود دارد. دادههای دیزر همچنین نشان میدهد که شنوندگان واقعی و انسانی به طور قاطع این محتوا را رد میکنند. با وجود سیل آپلودها، قطعات هوش مصنوعی تنها ۰.۵ درصد از کل استریمها را تشکیل میدهند. وقتی ۷۰ درصد پخشهای جعلی را حذف کنید، این عدد به رقم ناچیز یک در هر ۷۰۰ پخش کاهش مییابد.
نتیجهگیری واضح است: در حالی که ما در مورد آینده هوش مصنوعی در هنر بحث میکنیم، کلاهبرداران در مقیاس صنعتی در حال غارت سیستم هستند. میلیونها قطعه هوش مصنوعی که سالانه سرویسها را پر میکنند، نشانه رنسانس خلاقانه نیستند؛ آنها ابزار یک سرقت دیجیتال پیچیده هستند. چالش صنعت موسیقی اکنون مبارزه با کوسهها، کلاهبرداران و دزدانی است که از این فناوری سوءاستفاده میکنند.
منبع: Music Business Worldwide