آهنگ «قهرمانان» (Heroes) دیوید بویی چیزی فراتر از یک ترانه است؛ این یک اثر تاریخی شنیداری است که امروز همانقدر جاودانه به نظر میرسد که در سال ۱۹۷۷ بود. تولید چندلایه و اجرای آوازی خام و پرشور بویی، تجربهای را خلق میکند که همچنان در حال طنیناندازی است. اما داستان خلق آن، روایتی شگفتانگیز از نوآوری، الهام و کمی جادو در شهری است که با یک دیوار تقسیم شده بود.
سفر به سوی «قهرمانان» با فرار بویی آغاز شد. او برای رهایی از محیط رو به زوال جسمی و روانی لسآنجلس در اواسط دهه ۷۰ و اعتیاد جدی به کوکائین، به اروپا پناه برد تا از نظر هنری خود را بازآفرینی کند. او مجذوب صحنه نوظهور موسیقی الکترونیک در آلمان و گروههایی مانند Kraftwerk و Neu! شده بود که مرزهای صدا را جابجا میکردند. برلین، شهری در تقاطع ایدئولوژیهای متخاصم، به پناهگاه او تبدیل شد. شهری ارزان، گمنام و سرشار از انرژی منحصربهفرد.

«قهرمانان» به آهنگ اصلی دومین آلبوم از «سهگانه برلین» افسانهای او تبدیل شد و تنها آلبومی بود که کاملاً در این شهر ضبط شد. ضبط در استودیو هانزا (Hansa Studios) انجام شد، مکانی آنقدر نزدیک به دیوار برلین که نگهبانان مسلح از پنجرهها دیده میشدند. این حضور سنگین تفرقه و سرکوب به موسیقی نفوذ کرد، بهویژه در صدای وسیع و پر از ریورب سالن اصلی استودیو، یعنی مایسترزال (Meistersaal).
اساس آهنگ توسط گروه اصلی بویی ساخته شد—کارلوس آلومار (گیتار)، جورج ماری (بیس) و دنیس دیویس (درامز). آلومار ریف گیتار ریتمیک ساده اما هیپنوتیزمکننده «چاگا-چاگا» را خلق کرد که مانند ضربان قلب آهنگ عمل میکند. این قطعه بیکلام خام، بومی بود که شاهکار روی آن نقاشی شد.
در این مرحله، همکاران اصلی خلاق وارد شدند: تهیهکننده تونی ویسکانتی و پیشگام سینثسایزر برایان اینو. اینو، با سینثسایزر کیفی خود یعنی EMS Synthi AKS، جریانی الکترونیکی و درخشان را در تار و پود آهنگ تنید. او با دستکاری اسیلاتورها و فیلترهای سینثسایزر، صدایی تقریباً ناخودآگاه خلق کرد—صدای ضربان روح تسخیرناپذیر شهر.

برای گیتار لید نمادین آهنگ، رابرت فریپ از گروه King Crimson دعوت شد. ملودی اوجگیرنده و آغشته به فیدبک که آهنگ را تعریف میکند، تقریباً بداهه بود. فریپ در کنترل فیدبک با قرار گرفتن در فواصل دقیق از آمپلیفایر خود استاد بود. ویسکانتی به یاد میآورد که او روی زمین نوار میچسباند تا مکان دقیق هر نت را مشخص کند. این سیگنال خام سپس به صورت زنده توسط اینو با سینثسایزرش پردازش میشد و آن را به چیزی فرازمینی تبدیل میکرد. ویسکانتی میگوید: «قبل از اینکه بفهمیم، صدایی داشتیم که هیچکس قبلاً نشنیده بود.»
با این حال، افسانهایترین بخش از جادوی استودیویی به تکنیک ضبط صدای ویسکانتی تعلق دارد. برای ثبت اوج احساسی آهنگ، او سه میکروفون را در سالن عظیم مایسترزال قرار داد. اولی، یک Neumann U 47، مستقیماً جلوی بویی برای بخشهای آرام و صمیمی قرار گرفت. میکروفون دوم حدود ۱۵-۲۰ فوت دورتر و سومی در انتهای دیگر اتاق، حدود ۵۰ فوت دورتر، قرار داشت. دو میکروفون دور با «نویز گیت» (noise gate) تنظیم شده بودند، به این معنی که فقط زمانی فعال میشدند که صدای بویی به حجم مشخصی میرسید. برای باز نگه داشتن آخرین و دورترین میکروفون، او باید با قدرت و شور و حرارت فوقالعادهای میخواند. این تکنیک نه تنها اجرای رو به اوج او را ثبت کرد، بلکه ریورب طبیعی و غارمانند آن سالن تاریخی را نیز ضبط کرد و عملاً آن زمان و مکان را برای همیشه روی نوار حک کرد.

و الهامبخش آن اشعار قدرتمند چه بود؟ سالها این داستان پنهان بود، اما این لحظهای بود که بویی از پنجره استودیو مشاهده کرد. او تهیهکنندهاش، تونی ویسکانتی را دید که در کنار دیوار برلین، بوسهای مخفیانه با خواننده پشتیبان، آنتونیا ماس، رد و بدل میکند. این آغوش پنهانی، یک عمل کوچک انسانی از عشق و سرکشی در سایه بنای یادبود ظلم، عمیقاً بر بویی تأثیر گذاشت. این تصویری از پیروزی بود، زوجی که قهرمان میشدند، «فقط برای یک روز».
یادم میآید
کنار دیوار ایستاده بودیم
و تفنگها، بالای سرمان شلیک میکردند
و ما بوسیدیم، گویی هیچ چیز فرو نمیریخت
جالب اینجاست که وقتی «قهرمانان» منتشر شد، موفقیت بزرگی در جدول فروش کسب نکرد. اما قدرت آن غیرقابل انکار بود. با گذشت زمان، این آهنگ به عنوان یکی از بزرگترین آهنگهای تاریخ شناخته شد—سرودی دلسوزانه درباره غلبه بر موانع غیرممکن و قدرت پایدار روح انسان.
اطلاعات بیشتر را از مقاله اصلی در لینک زیر بیاموزید: https://www.musicradar.com/artists/before-we-knew-it-we-had-a-sound-no-one-had-ever-heard-before-how-david-bowie-created-one-of-the-greatest-songs-of-all-time-via-a-range-of-innovative-recording-techniques