در اوت ۲۰۲۰، در میان گستره وسیع و خاموش یخهای گرینلند، کنراد «کونی» استفن، دانشمند پیشگام اقلیمشناسی، آخرین کلمات خود را به تیمش گفت: «میروم دادههایم را بررسی کنم!» سپس به سمت کمپ خود قدم برداشت و برای همیشه ناپدید شد.
کونی در ۶۸ سالگی یک افسانه بود—یک یخشناس نوآور که برای اولین بار زنگ خطر را در مورد سهم گرینلند در بالا آمدن سطح دریاها به صدا درآورد. او یک «کابوی قطبی» سرسخت بود که از رویارویی با خرسهای قطبی، سقوط در یخهای دریا و حتی بهمن جان سالم به در برده بود. پایگاه تحقیقاتی او، کمپ سوئیس، خانه دومش بود؛ مکانی که بهتر از هر کس دیگری میشناخت. با این حال، در آن روز سرنوشتساز، همان سوژهای که تمام عمرش را صرف تحقیق درباره آن کرده بود، او را بلعید.
کونی دههها خود را وقف درک این دنیای عظیم و یخزده کرد. در دهه ۱۹۹۰، زمانی که دانشمندان مطمئن نبودند که آیا صفحه یخی در حال رشد است یا کوچک شدن، کونی شبکهای از ایستگاههای هواشناسی را برای یافتن پاسخ تأسیس کرد. او با ترکیب دادههای زمینی و تصاویر ماهوارهای، به طور قطعی ثابت کرد که یخ با سرعتی نگرانکننده در حال ذوب شدن است. او درک ما از تغییرات اقلیمی را متحول کرد و به صدایی قدرتمند تبدیل شد که رهبرانی مانند نانسی پلوسی و ال گور را به گرینلند آورد تا بحران را از نزدیک مشاهده کنند.
اما گرینلندی که کونی میشناخت به سرعت در حال تغییر بود. یخ به طرز خطرناکی غیرقابل پیشبینی میشد. در سال ۲۰۱۹، یک سال قبل از ناپدید شدنش، زمین اطراف کمپ سوئیس که زمانی پایدار بود، شروع به شکافتن کرد. شکافهای یخی پنهان—ترکهای عمیق و خائنانه در یخ—در جایی ظاهر شدند که زمانی سطح آن صاف و امن بود. یکی از شاگردان او به سختی از سقوط در یک شکاف تازه شکلگرفته نجات یافت و تنها بیلی که حمل میکرد جانش را نجات داد. تیم در حال مطالعه تغییرات اقلیمی بود، اما هرگز انتظار نداشتند تأثیرات آن را به این شدت و با این سرعت در حیاط خلوت خود ببینند.
سفر نهایی او در اوت ۲۰۲۰ مملو از خطر بود. به دلیل تأخیر ناشی از همهگیری، آنها پس از یک تابستان کامل ذوب یخ به آنجا رسیدند. کمپ آنها فروریخته بود و تصاویر ماهوارهای سه شکاف عظیم را نشان میداد که منطقه را بریده بودند. پروتکلهای ایمنی سختگیرانه بود: هیچکس نباید بدون مهار راه برود. در ۸ اوت، پس از برداشتن یک کارت داده از یک ایستگاه هواشناسی، کونی به سمت کمپ بازگشت. ساعاتی بعد، پسرش سیمون چادر او را خالی یافت.
جستجوی دیوانهواری آغاز شد. تیم، در حالی که نام او را در دهانههای باز شکافهای یخی فریاد میزدند، مهار کونی را در یک چادر انبار پیدا کردند. او بدون طناب راه رفته بود. یک تیم جستجو و نجات با هلیکوپتر به محل اعزام شد و یک یخنورد به داخل بزرگترین شکاف فرود آمد. حدود ۲۰ متر پایینتر، او یک کف نازک از یخ با سوراخی به اندازه یک انسان دید. زیر آن، یک ورطه تاریک و پر از آب بود. جسد کونی هرگز پیدا نشد.
پسرش سیمون میگوید: «او در صفحه یخی گرینلند ناپدید شد، زیرا صفحه یخی گرینلند به طور کامل تغییر کرده و دگرگون شده است.» پایان غمانگیز کونی بیش از یک راز حلنشده است؛ این یک تمثیل هولناک برای زمانه ماست. برجستهترین متخصص یخ گرینلند در جهان، قربانی همان بیثباتی شد که دربارهاش به ما هشدار داده بود. داستان او یادآوری تکاندهندهای است که با ذوب شدن دنیایی که میشناختیم، خطراتی ایجاد میشود که ما تازه شروع به درک آنها کردهایم.
همانطور که ال گور، معاون رئیس جمهور سابق آمریکا، گفت: «او هر روز با واقعیت این بحران روبرو بود… ما باید گرد هم آییم و ناامیدیای را که درباره بحران اقلیمی احساس میکنیم به عمل تبدیل کنیم.»
اطلاعات بیشتر را از گزارش اصلی بخوانید: Business Insider