کشف منطق نهفته در پسِ درمانهای عجیب قرون وسطی
تصور کنید پزشکتان با چشیدن ادرارتان بیماری شما را تشخیص دهد، یا برای کمک به باروری، بیضه راسو تجویز کند! به دنیای شگفتانگیز طب قرون وسطی خوش آمدید! اگرچه بسیاری از درمانهای آنها امروزه عجیب و غریب به نظر میرسند، اما ریشه در یک نظام پیچیده از باورها درباره بدن و کائنات داشتند. بیایید هشت نمونه برجسته را بررسی کنیم که نشان میدهد روشهای آنها بسیار هوشمندانهتر از آن چیزی است که فکر میکنید.
۱. اسرار نهفته در ادرار شما
پیش از آناتومی مدرن، پزشکان برای درک سلامت داخلی بدن به نشانههای خارجی تکیه میکردند. «اوروسکوپی» یا مطالعه ادرار، یکی از ابزارهای تشخیصی اصلی بود. رسالههای پزشکی تا ۲۰ رنگ مختلف ادرار را شناسایی کرده بودند که هر کدام به بیماری خاصی مرتبط بود. ادرار سیاه ترسناکترین نشانه بود و اغلب علامتی از مرگ قریبالوقوع تلقی میشد. این عمل بر اساس نظریه یونان باستان درباره چهار «خلط» یا «اخلاط اربعه» بود: خون، بلغم، صفرای سیاه و صفرای زرد. این نظریه که توسط بقراط پایهگذاری و توسط جالینوس گسترش یافت، معتقد بود که بیماری ناشی از عدم تعادل این مایعات است. از آنجایی که ادرار محصول زائد گوارش—فرآیندی که گمان میرفت اخلاط را تولید میکند—بود، رنگ، بو و حتی طعم آن میتوانست وضعیت تعادل داخلی بیمار را آشکار کند.

۲. مشکل دردناک یک شوالیه
گذراندن ساعتهای طولانی بر پشت اسب، شوالیهها و اشراف قرون وسطی را مستعد ابتلا به فیستول مقعدی میکرد—یک بیماری دردناک شامل آبسه در نزدیکی کانال مقعدی. جراح انگلیسی قرن چهاردهم، جان آردن، یک روش جراحی شگفتآور پیشرفته برای این مشکل ابداع کرد. او از ابزارهای تخصصی مانند یک گشادکننده (tendiculum) و یک سوزن پهن (acus rostrata) استفاده میکرد. آردن حتی تکنیک خود را تصویرسازی کرده و مراقبتهای پس از عمل را نیز تجویز میکرد، از جمله ترکیبی آرامبخش از روغن گل رز و زرده تخممرغ خام که به آرامی برای تسکین درد و بهبودی استعمال میشد.

۳. جادو و مامایی در زایمان
زایمان یکی از خطرناکترین وقایع زندگی یک زن در قرون وسطی بود. رساله باستانی Gynaecia، که به قرن پنجم یا ششم بازمیگردد، راهنماییهای دقیقی برای ماماها در مورد مدیریت زایمانهای طبیعی و پیچیده ارائه میداد که با تصاویری از وضعیتهای جنین همراه بود. در کنار این توصیههای عملی، جادو نیز نقشی حیاتی ایفا میکرد. زنان در حال زایمان اغلب از طلسمهای محافظ استفاده میکردند که روی شکم یا رانهایشان قرار داده میشد. بر روی این اشیاء دعاهایی در ستایش مادران مقدس مانند مریم مقدس و الیصابات مقدس حک شده بود یا تصاویری از زخمهای مسیح را نشان میداد، با این باور که ارتباط با رنج مقدس، محافظت به همراه خواهد داشت.

۴. یک درمان شیرین برای نفخ
برای دردهای شکمی و نفخ، یک درمان رایج «الکتواری» بود—خمیری دارویی که با عسل یا شکر شیرین میشد تا قابلتحملتر باشد. یک دستور پیچیده از مجموعه قرن یازدهمی Antidotarium Magnum شامل موادی مانند شکر، میوههای آسیایی، آجیل، انیسون، رازیانه، میخک و شربت بود. این متن که توسط راهبی به نام کنستانتین آفریقایی گردآوری شده بود، به طرز شگفتانگیزی دقیق بود و از نمادهایی برای اندازهگیری استفاده میکرد. مواد متنوع آن تأثیراتی از طب اسلامی، بیزانسی و کلاسیک را نشان میدهد که بر پیوستگی دانش قرون وسطی تأکید دارد.

۵. درمان تب با جوهر نوشیدنی
برخلاف درک مدرن ما از تب به عنوان یک علامت، مردم قرون وسطی آن را به خودی خود یک بیماری میدانستند—داغ شدن بیش از حد بدن به دلیل گوارش نامناسب. برای مبارزه با آن، آنها اغلب به جادو روی میآوردند. هم پزشکان تحصیلکرده و هم درمانگران عامیانه به قدرت کلمات و آداب و رسوم اعتقاد داشتند. یک طلسم شامل کشیدن علامت صلیب و خواندن کلمات مقدس بود. طلسم دیگری نوشتن دعا روی کف دست بیمار را توصیه میکرد. در یک چرخش واقعاً خارقالعاده، قدرت درمانی تنها زمانی فعال میشد که بیمار جوهر را از دستان خود میشست و آن را مینوشید، با این باور که قدرت مقدس طلسم را مصرف میکند.

۶. درمانهای خانگی برای بیماریهای زنان
بیشتر مردم در قرون وسطی توانایی پرداخت هزینه پزشکان نخبه را نداشتند. آنها به درمانگران محلی و داروهای خانگی ساخته شده از گیاهان رایج و مواد روزمره تکیه میکردند. برای دردهای قاعدگی، یک دستورالعمل انگلیسی قرن پانزدهم یک درمان دو قسمتی را توصیه میکرد: نوشیدن معجونی از گیاهی به نام «پنجبرگ» و آبجوی کهنه، و قرار دادن ضماد داغ همان گیاه روی ناف. این دانش عملی و در دسترس از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد و سرانجام در کتابهای دستورالعمل به زبانهای بومی ثبت میشد.

۷. رگزنی بر اساس ستارگان
برای ایجاد تعادل مجدد در اخلاط، پزشکان اغلب «فصد» یا رگزنی (خونگیری) انجام میدادند. برای اطمینان از انجام صحیح این کار، از ابزارهای بصری مانند «مرد وریدی» (Vein Man) استفاده میکردند، نموداری که وریدهای بدن را نشان میداد و توضیح میداد که برای بیماریهای خاص کدام رگ باید باز شود (مثلاً رگی نزدیک سوراخهای بینی برای بهبود شنوایی). زمانبندی همه چیز بود و توسط طالعبینی تعیین میشد. نمودار «مرد منطقه البروج» (Zodiac Man) هر قسمت از بدن را به یک علامت زودیاک مرتبط میکرد. انجام عمل جراحی روی یک قسمت از بدن زمانی که ماه در علامت مربوط به آن قرار داشت، خطرناک تلقی میشد و اینگونه طب با باورهای کیهانی در هم میآمیخت.

۸. بیضه راسو برای ناباروری
برای زوجهایی که در تلاش برای بچهدار شدن بودند، درمانهای قرون وسطایی میتوانستند بسیار عجیب باشند. یک درمان شامل خرد کردن بیضه راسو با گیاهی به نام «گوشموشی» برای ساخت یک قرص بود. این قرص باید به مدت سه روز به صورت واژینال استفاده میشد و پس از آن باور بر این بود که نزدیکی منجر به بارداری میشود. منطق این کار از این باور نشأت میگرفت که خداوند سرنخهایی را در طبیعت برای منفعت بشر قرار داده است. از آنجایی که راسوها به زاد و ولد زیاد معروف بودند، تصور میشد که اندامهای تناسلی آنها قدرت درمانی دارد. چنین درمانهای عامیانهای اغلب توسط راهبان دورهگرد که با مردم عادی در ارتباط بودند، جمعآوری میشد.

منبع: History Extra