دنیای رویاگونه النور سووردی در نمایشگاه «کمتر بگو»

گالری مکس هتزلر در برلین ما را به ورود به دنیای مسحورکننده النور سووردی با نمایشگاه انفرادی جدیدش، «کمتر بگو» (Say Less)، دعوت می‌کند. این اولین نمایشگاه او در برلین و دومین همکاری‌اش با این گالری معتبر است که مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از آثار جدید او را به نمایش می‌گذارد.

اثر هنری از النور سووردی در گالری مکس هتزلر

سووردی در جدیدترین نقاشی‌های خود، فضای میان کنش آگاهانه و خیال‌پردازی رویاگونه را کاوش می‌کند. پاتریک پرایس، نویسنده، اشاره می‌کند که چندین اثر، شخصیتی محوری را به تصویر می‌کشند که اغلب با موهای بلند و بلوند مشخص خود، نمادی از خود هنرمند است و به بیرون و به سمت بیننده خیره شده است. با این حال، این نگاهی تقابلی نیست. چشمان این شخصیت‌ها مات و بی‌حالت است و کاملاً در یک کار دستی مانند سبدبافی یا بریدن گل‌های کاغذی غرق شده‌اند. توجه آن‌ها آنقدر عمیق است که تقریباً خواب‌گردانه به نظر می‌رسد؛ حالتی از حضور کامل در فعالیت، در حالی که ذهن در جای دیگری سیر می‌کند.

هنر درباره خود هنر

سووردی با استادی تمام، خودبازتابی را در آثارش می‌تند و استعاره‌هایی برای خودِ عمل نقاشی خلق می‌کند. در اثری به نام «برای تو»، لبه پایینی بوم به سطحی فیزیکی تبدیل می‌شود که تکه‌های ظریف کاغذ حاصل از بریدن گل‌ها روی آن جمع شده است. این حرکت بازیگوشانه به ما یادآوری می‌کند که در حال نگریستن به یک شیء—یک نقاشی—هستیم. او یک سطح نامرئی، یک میدان نیرو، ایجاد می‌کند که پیش‌زمینه را از پس‌زمینه جدا می‌سازد. این دو صفحه را می‌توان به طرق مختلفی تفسیر کرد: واقعی در برابر مجازی، حقیقی در برابر خیالی، یا حال در برابر یک خاطره. داستان نه تنها از طریق صحنه به تصویر کشیده شده، بلکه از طریق خودِ ساختار و ویژگی‌های فرمی نقاشی روایت می‌شود.

عمق و تکنیک جدید

یک تحول قابل توجه در آثار اخیر سووردی، رویکرد او به پس‌زمینه‌هاست. او آن‌ها را با لایه‌های متعدد رنگ خراشیده (scumbled) می‌سازد و جلوه‌ای امپرسیونیستی و خارج از فوکوس ایجاد می‌کند. این تکنیک نوع جدیدی از تنش فضایی را به وجود می‌آورد. در مقابل این دنیای مه‌آلود، اشیاء پیش‌زمینه با حرکت‌های نرم و دقیق رنگ‌های درجه‌بندی‌شده ترسیم شده‌اند. تأثیر آن عمیق است؛ این تکنیک تجربه غرق شدن در یک فعالیت متمرکز و ساده را بازتاب می‌دهد، در حالی که دنیای اطراف محو می‌شود. این یک حالت بصری و احساسی است که خود نقاش نیز مطمئناً آن را تجربه می‌کند. توجه کنید که چگونه انگشتان گل‌چین تنها در جایی که از دسته‌های قیچی بیرون زده‌اند، واضح به نظر می‌رسند—یک پارادوکس بصری هوشمندانه که این پرسش را مطرح می‌کند که چه چیزی جامد و چه چیزی فضای منفی است. گویی شخصیت با تعامل با یک شیء، می‌تواند واقعیتی بزرگ‌تر را لمس کند و به آن وارد شود.

فضای خلاقیت

این درگیری با اشیاء به مفهوم «فضای گذار» دی. دبلیو. وینیکات متصل می‌شود—قلمرو خلاقیت که همزمان هم ذهنی (subjective) و هم عینی (objective) است. در حین غرق شدن در نقاشی، فرد ممکن است احساس کند «برای دنیا مرده است» اما به طرز متناقضی، زنده‌تر و متصل‌تر به یک فرآیند حیاتی و غریزی است. به عنوان مثال، عمل بافندگی، روش ذاتی پرندگان برای ساختن آشیانه را تداعی می‌کند. نویسنده، اوژن ماره، این نظریه را مطرح کرد که انسان‌ها زمانی این دانش غریزی را داشتند اما آن را به ذهن آگاه خود باختند. او معتقد بود اگر بتوانیم افکار سودمندگرای خود را ساکت کنیم، بدن‌هایمان ممکن است این خرد اجدادی را دوباره بیدار کنند. به نظر می‌رسد سبدباف سووردی، همان‌قدر که کارش را انجام می‌دهد، آن را در رویا می‌بافد.

برخلاف هنرمندانی مانند ون‌گوگ که با سرعت بالا نقاشی می‌کردند تا از سانسور ذهن آگاه بگریزند، سووردی نشان می‌دهد که یک رویکرد آهسته، کوشا و متمرکز نیز می‌تواند دریچه‌ای به سوی حالتی رویاگونه باز کند. همانطور که پل والری زمانی در مورد هنرمندی دیگر گفت، آثار او «سرسختی یک حشره و تعهد ثابت یک عارف» را ترکیب می‌کند و در نتیجه هنری خلق می‌شود که با «تجمع بی‌شتاب علل متوالی و مشابه» به کمال رسیده است. استفاده استادانه سووردی از کیاروسکورو (سایه‌روشن) چارچوبی از نور و تاریکی می‌سازد که بر روی آن رنگ‌های درخشان و جواهرگون خود را می‌نشاند و آثاری با عمق و ظرافت باورنکردنی خلق می‌کند.

برای اطلاعات بیشتر درباره این نمایشگاه، از منبع بازدید کنید: گالری مکس هتزلر

Leave a Comment