گاهی اوقات وقتی در یک محله تاریخی قدم میزنیم، حس کاذبی از ثبات و دائمی بودن به ما دست میدهد، گویی این ساختمانها همیشه به همین شکل بودهاند و خواهند بود. با این حال، در پس این نماهای آشنا، تحولی عظیم و پنهان از چشم عموم در حال وقوع است. این دقیقاً همان اتفاقی است که در مرکز شهر لودز لهستان رخ میدهد، جایی که شکل جدیدی از مسکن به نام «آپارتمانهای اتاقی» (rooming flats) به سرعت در حال گسترش است.

امروزه شهرهای بسیاری در سراسر جهان به قطبهای آموزش عالی تبدیل شده و جمعیت بزرگی از دانشجویان را به خود جذب میکنند. این دانشجویان به طور فزایندهای به جای اقامت در خوابگاههای دانشگاهی، به دنبال مسکن در بازار اجاره خصوصی هستند. این روند منجر به پدیدهای به نام «دانشجوییشدن» (studentification) میشود که در آن، برخی محلههای شهری تحت سلطه سبک زندگی و مسکن دانشجویی قرار میگیرند. تحقیق ما به بررسی چگونگی پیشرفت این فرآیند در لودز، به ویژه از طریق کسبوکار آپارتمانهای اتاقی، میپردازد.
ما با یک مطالعه تجربی، جزئیات این آپارتمانهای اتاقی را بررسی کردیم: ویژگیهای فیزیکی، توزیع جغرافیایی، نحوه بازاریابی، سازندگان آنها و تأثیرات متناقضشان بر جامعه. یافتههای ما نشان میدهد که این آپارتمانها معمولاً از طریق تبدیل آپارتمانهای بزرگ و سنتی در ساختمانهای تاریخی ایجاد میشوند. سرمایهگذاران سودمحور، این خانههای جادار را به فضاهای زندگی اشتراکی با چندین اتاق خواب تکنفره تبدیل میکنند که به طور خاص برای بازار اجاره دانشجویی طراحی شدهاند.
اما تحلیل ما عمیقتر از این است. ما استدلال میکنیم که ظهور پدیده دانشجوییشدن در مرکز شهر لودز، اساساً توسط فرآیندی که ما آن را «تراکمسازی مبتنی بر مالیسازی» مینامیم، هدایت میشود. به زبان ساده، فعالان حوزه املاک و مستغلات در حال اجرای استراتژیهای «تراکمسازی نرم» هستند – یعنی افزایش تعداد ساکنان در چارچوب یک ساختمان موجود – تا بازده مالی خود را به حداکثر برسانند. این عمل به عنوان یک پیوند مستقیم بین روند گستردهتر مالیسازی مسکن (نگاه به مسکن به عنوان یک دارایی مالی) و دانشجوییشدن عمودی (متمرکز کردن دانشجویان در ساختمانهای چند طبقه) عمل میکند.
با آشکار ساختن و تفسیر تعامل پیچیده میان مالیسازی، تراکمسازی و دانشجوییشدن، کار ما به بحثهای جاری در مورد رابطه بین مسکن دانشجویی و جغرافیای شهری کمک شایانی میکند. علاوه بر این، ما معتقدیم که مفهوم «آپارتمانهای اتاقی» باید فراتر از بافت لهستان به رسمیت شناخته شود. ما پیشنهاد میکنیم این اصطلاح به واژگان رو به رشد اشکال مسکن اشتراکی، که شامل مواردی مانند خانههای با سکونت چندگانه (HMOs)، مسکنهای دانشجویی هدفمند (PBSA) و فضاهای همزیستی (co-living) است و در شهرهای سراسر جهان رایج شدهاند، اضافه شود.
این مدلهای جدید مسکن همگی به یک روند بزرگتر اشاره دارند: تحول سریع محلههای شهری و تراکمهای زندگی توسط فعالیتهای املاک و مستغلات. ما در حال ورود به عصر جدید «خانههای در حال کوچک شدن» هستیم، واقعیتی که نیازمند توجه جدی از سوی پژوهشگران دانشگاهی و سیاستگذاران است. درک بهتر سازوکارها و پیامدهای پنهان این تراکمسازی امری حیاتی است. مقاله ما که در شماره ویژه مجله مطالعات شهری با عنوان «کسبوکار تراکمسازی» منتشر شده، گامی در جهت دستیابی به این درک است.
اطلاعات بیشتر را از منبع اصلی بیاموزید: مجله مطالعات شهری