راز اصلی برابری درآمد در کشورهای نوردیک


آیا تا به حال فکر کرده‌اید که کشورهای نوردیک چگونه همواره در صدر فهرست کشورهای با نابرابری درآمد پایین قرار می‌گیرند؟ بسیاری دلیل این امر را مالیات‌های بالا و نظام‌های رفاهی گسترده می‌دانند. با این حال، یک مقاله جدید و جذاب در Journal of Economic Literature این تصور رایج را به چالش می‌کشد و از مکانیزمی متفاوت و بنیادی‌تر پرده‌برداری می‌کند.

این تحقیق با عنوان «برابری درآمد در کشورهای نوردیک: افسانه‌ها، واقعیت‌ها و درس‌ها» نشان می‌دهد که محرک اصلی این برابری چشمگیر، آنچه پس از پرداخت دستمزدها رخ می‌دهد (یعنی بازتوزیع از طریق مالیات و یارانه‌ها) نیست، بلکه آنچه پیش از آن در بازار کار اتفاق می‌افتد، اهمیت دارد. به نظر می‌رسد سنگ بنای مدل نوردیک، فشرده‌سازی قابل توجه دستمزدهای ساعتی است.

این به چه معناست؟ به زبان ساده، شکاف بین دستمزد مشاغل با مهارت بالا و مهارت پایین در این کشورها بسیار کمتر از سایر اقتصادهای توسعه‌یافته است. بازده مالی تحصیلات عالی و مهارت‌های تخصصی به طور هدفمند کاهش یافته است. این یک نتیجه تصادفی نیست؛ بلکه حاصل یک سیستم چانه‌زنی دستمزد بسیار هماهنگ است. اتحادیه‌های کارگری قدرتمند و انجمن‌های کارفرمایان با همکاری یکدیگر، اغلب در سطح کل صنایع، برای تعیین سطح دستمزدها مذاکره می‌کنند. این رویکرد مبتنی بر همبستگی تضمین می‌کند که دستمزدها در سطوح پایین افزایش یافته و در سطوح بالا تعدیل شوند، که این خود از همان ابتدا یک توزیع درآمد هموارتر ایجاد می‌کند.

این یافته، برخی از رایج‌ترین توضیحات را به چالش می‌کشد. این مطالعه استدلال می‌کند که اگرچه سیستم مالیات-انتقال، هزینه‌های عمومی برای خدماتی که از اشتغال حمایت می‌کنند و سیاست‌های ترویج مهارت‌های برابر بخش‌های مهمی از بافت اجتماعی نوردیک هستند، اما آنها موتورهای اصلی برابری درآمد محسوب نمی‌شوند. کار اصلی در ساختار خود بازار کار انجام می‌شود.

این امر درس قدرتمندی برای سایر کشورهایی است که با نابرابری فزاینده دست و پنجه نرم می‌کنند. این یافته نشان می‌دهد که تمرکز صرف بر بازتوزیع ثروت ممکن است به معنای درمان علائم به جای علت باشد. تأثیر عمیق‌تر را می‌توان با بررسی و اصلاح خود سیستم‌هایی که دستمزدها را تعیین می‌کنند، به دست آورد. تجربه نوردیک نشان می‌دهد که یک جامعه عادلانه‌تر را می‌توان نه تنها با تقسیم متفاوت کیک، بلکه با تغییر دستور پخت آن از اساس بنا نهاد.

منبع: Journal of Economic Literature

Leave a Comment