آیا تا به حال یک ایده موسیقایی درخشان به ذهنتان رسیده که تنها چند لحظه بعد آن را فراموش کنید؟ شما تنها نیستید. اما اگر یک عادت ساده وجود داشته باشد که بتواند هزاران ایده برتر شما را نجات دهد چه؟ ولفگانگ ون هیلن، نیروی خلاق پشت پروژه Mammoth، در این کار استاد شده و این یکی از ارکان اصلی ترانهسرایی پرکار اوست.

ولفگانگ با سومین آلبوم خود با نام The End که برای انتشار در ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵ آماده میشود، بر موجی از اعتماد به نفس تازه یافته سوار است. تکآهنگهای اولیه مانند «The Spell» و «I Really Wanna» برخی از گیراترین آثار او تا به امروز را به نمایش میگذارند. او توضیح میدهد که این آلبوم کمتر درباره اثبات مهارتهایش و بیشتر درباره جا افتادن در یک فضای خلاقانه راحت است. او به اشتراک گذاشت: «این آلبوم بیشتر درباره کمی آرامش و پیدا کردن اعتماد به نفس بیشتر در آهنگها بود، به جای تلاش برای اثبات خودم.» او میافزاید: «این نقطهای است که میتوانم از آن لذت ببرم!»
راز ایدههای بیپایان
خب، او چگونه چشمه خلاقیت خود را جوشان نگه میدارد؟ پاسخ ساده اما عمیق است: همیشه آماده باش. ولفگانگ میگوید: «ریتمها و ایدهها واقعاً میتوانند در هر زمانی از راه برسند.» راهحل او گواهی بر تکنولوژی مدرن است: «من یک دکمه روی آیفونم دارم که مستقیماً به ضبط صدا میرود چون ایدهها سریع میآیند. لیست یادداشتهای صوتی من به هزاران عدد میرسد!»
این فقط برای ریفهای گیتار نیست. او همه چیز را ثبت میکند—ملودیهای زمزمهشده، ایدههای ریتم درامز، و قطعات پراکنده متن ترانه. او بر اشتباه بودن این تفکر که «بعداً یادم میماند» تأکید میکند، زیرا همانطور که به درستی اشاره میکند، ایده میتواند در عرض چند دقیقه ناپدید شود. نکته کلیدی برای هر خالقی این است که یک راه بدون دردسر برای ثبت الهام در لحظه وقوع آن ایجاد کند، خواه یک اپلیکیشن اختصاصی، یک میانبر، یا حتی یک دفترچه یادداشت ساده باشد.

برای یک مخاطب خلق کنید: خودتان
فراتر از فرآیند فنی، فلسفه اصلی ولفگانگ یک درس قدرتمند در زمینه یکپارچگی هنری است. او میگوید: «در نهایت، من این موسیقی را برای خودم میسازم، این چیزی است که خودم میخواهم بشنوم.» این طرز فکر او را از فشار دنبال کردن مدها یا راضی کردن منتقدان رها میکند. او توصیه میکند که هر هنرمند خوبی باید به خود وفادار بماند و استدلال میکند که شک و تردید فقط محصول نهایی را تضعیف میکند. «من از دیدگاهی به موسیقی حمله نمیکنم که باید این یا آن باشد… این یک چیز طبیعی است. من خارش خلاقیت را دنبال میکنم و از دیدن اینکه مرا به کجا میبرد لذت میبرم.»
این رویکرد در مراحل نهایی و لذتبخش ضبط به اوج خود میرسد، جایی که او هارمونیها و ملودیها را لایهبندی میکند—همان «تزئین نهایی روی کیک». با تمرکز بر آنچه خودش میخواهد بشنود، او اطمینان حاصل میکند که محصول نهایی اصیل و پرشور است. برای نوازندگان و خالقان در همه جا، سفر او با آلبوم The End یک نقشه راه ارائه میدهد: برای ثبت ایدههای خود آماده باشید، به غرایز خود اعتماد کنید و هنری را خلق کنید که میخواهید در جهان وجود داشته باشد.
منبع: MusicRadar