آیا تا به حال به نمادهای تکرارشونده در هنر باستان فکر کردهاید؟ مطالعهای جدید به بررسی یکی از پایدارترین نقوش در خاور نزدیک باستان پرداخته است: بز کوهی (Ibex). مشخص شده که این نماد قدرتمند، چیزی فراتر از یک تصویر ساده از یک بز کوهی بوده و در واقع، نمادی پیچیده و گرهخورده با تار و پود زندگی، باروری و کیهان بوده است.

پژوهشی که در نشریه L’Antropologie توسط دکتر شیرین ترکماندی و همکارانش منتشر شده، نشان میدهد که چگونه این موجود باشکوه، که حدود ۱۰,۰۰۰ سال پیش برای اولین بار در کوههای زاگرس اهلی شد، برای هزاران سال تخیل بشر را به تسخیر خود درآورده بود. از سنگنگارههای دوران نوسنگی گرفته تا سفالهای عصر مفرغ و فلزکاریهای عصر آهن، نقش بز کوهی بارها و بارها تکرار شده است.
نمادی قدرتمند از باروری و زندگی
یکی از قویترین ارتباطات این نماد با مفهوم باروری است. در فرهنگها و دورههای مختلف، بز کوهی اغلب در کنار پیکرههای زنانه و نمادهای زایش به تصویر کشیده شده است. در یک نقاشی صخرهای اروپایی معروف به «مادر رانالدی»، بزهای کوهی در حال احاطه کردن زنی هستند که گمان میرود در حال زایمان است. به همین ترتیب، یک حکاکی مشهور از فرانسه، «پیکره ونوس» – تندیسی با ویژگیهای اغراقآمیز زنانه که نماد باروری است – را در حال نگه داشتن شاخ یک بز کوهی نشان میدهد.
این مضمون در خاور نزدیک نیز به شدت تکرار میشود. «اِنکی»، خدای آبهای شیرین و رودخانههای حیاتبخش دجله و فرات در بینالنهرین، اغلب همراه با بز یا بز کوهی به تصویر کشیده میشد. این ارتباط ممکن است از خود طبیعت الهام گرفته شده باشد؛ فصل جفتگیری بز کوهی با فصل بارندگی در منطقه (اکتبر/نوامبر) همزمان است و این حیوان را مستقیماً به آب حیاتبخش و باروری زمین پیوند میدهد. در یک مدرک شگفتانگیز، یک پلاک مفرغی از غرب ایران، متعلق به ۱۵۰۰ تا ۷۰۰ پیش از میلاد، دو بز کوهی را در دو سوی یک زن در حال زایمان نشان میدهد؛ صحنهای که شباهت فوقالعادهای به هنر بسیار قدیمیتر «مادر رانالدی» دارد.

نگهبان کیهان و آسمان شب
اما نمادگرایی بز کوهی به سطح زمین محدود نمیشد و به ستارگان نیز میرسید. جوامع باستانی با دیدن این حیوانات که در کوههای بلند زندگی میکردند، معتقد بودند که آنها ارتباط ویژهای با آسمان دارند. مشهورترین نمونه این باور، صورت فلکی جدی (Capricorn)، موجودی به شکل بز-ماهی است که هم با ستارگان و هم با باران در ارتباط است.
در ادبیات سومری، بز کوهی «سی-مول» نامیده میشد که به معنای «شاخ ستارهای» یا «شاخ درخشان» است. بر روی سفالهای باستانی ایران از محوطههایی مانند تل باکون و شوش، بزهای کوهی اغلب در کنار خورشید، ستارگان و دیگر علائم کیهانی نقاشی شدهاند. اینها صرفاً عناصر تزئینی نبودند، بلکه بازتابدهنده یک نظام اعتقادی عمیق بودند که در آن، بز کوهی پلی میان زمین و آسمان بود.
همانطور که پژوهشگران نتیجهگیری میکنند، حضور پایدار بز کوهی در هنر از اهمیت دوگانه آن ناشی میشود. این حیوان از نظر اقتصادی برای تأمین شیر، گوشت و پشم حیاتی بود، اما از نظر معنوی نیز بسیار عمیق بود. نویسندگان مقاله توضیح میدهند: «از جنبه معنوی، این حیوان ریشههای عمیقی در ناخودآگاه جمعی بشر از دوران پارینهسنگی تا به امروز دارد.» این نماد، گواهی است بر اینکه چگونه مردمان باستان از دنیای طبیعت برای درک جایگاه خود در جهان هستی استفاده میکردند.
برای اطلاعات بیشتر، مطالعه اصلی را در این لینک بخوانید: https://dx.doi.org/10.1016/j.anthro.2025.103384