ریشه تاریک و خشن انیمیشن فراموش‌شده دایناسور دیزنی

آغاز هزاره جدید، دورانی واقعاً هیجان‌انگیز برای انیمیشن بود. استودیوها دست به ساخت آثاری بزرگ و جاه‌طلبانه می‌زدند که اغلب نتایج متفاوتی در گیشه داشتند. ما شاهد فیلم‌های فوق‌العاده‌ای مانند ماجراجویی استیم‌پانک «آتلانتیس: امپراتوری گم‌شده» و حماسه علمی-تخیلی «سیاره گنج» بودیم. اما یکی از فیلم‌های آن دوران که اغلب از یادها رفته، انیمیشن «دایناسور» محصول سال ۲۰۰۰ دیزنی است. هرچند ممکن است این فیلم در نگاه اول یک اثر خانوادگی دیگر به نظر برسد، اما داستان پشت صحنه آن یکی از جذاب‌ترین‌ها در تاریخ انیمیشن است.

آلادار به شهاب‌سنگ‌هایی که از آسمان می‌بارند نگاه می‌کند

داستان فیلم درباره آلادار، یک ایگوانودون است که پس از جدا شدن تخمش از لانه، توسط خانواده‌ای از لمورها بزرگ می‌شود. زمانی که یک برخورد فاجعه‌بار شهاب‌سنگ (بله، همان برخورد معروف) جزیره‌شان را نابود می‌کند، آن‌ها مجبور به فرار به سمت خشکی اصلی می‌شوند. در آنجا، به یک گله عظیم از دایناسورها می‌پیوندند که در حال مهاجرتی خطرناک برای یافتن مکانی امن برای لانه‌سازی هستند. این سفر منجر به درگیری با رهبر سرسخت گله، کرون، و رویارویی‌های وحشتناک با کارنوتوروس‌های شکارچی می‌شود.

اما بخش واقعاً جالب ماجرا اینجاست. ایده اصلی «دایناسور» به هیچ وجه خانوادگی نبود. این ایده از ذهن کارگردان پل ورهوفن و اسطوره جلوه‌های ویژه، فیل تیپت، هنگام کار بر روی فیلم «پلیس آهنی» شکل گرفت. تیپت فیلمی خشن، بدون دیالوگ و کاملاً واقع‌گرایانه درباره انقراض دایناسورها را در ذهن داشت. نسخه او قرار بود تجربه‌ای عمیقاً بزرگسالانه باشد، با مبارزات خونین و بی‌رحمانه دایناسورها و حتی نمایش جفت‌گیری آن‌ها. این اثر به عنوان یک تصویر خام و طبیعت‌گرایانه از زندگی ماقبل تاریخ طراحی شده بود. هرچند جفری کاتزنبرگ، رئیس وقت دیزنی، در ابتدا با این پروژه موافقت کرد، اما در نهایت به یک ماجراجویی با حیوانات سخنگو تبدیل شد که امروز می‌شناسیم. این تغییر جهت خلاقانه باعث جدایی ورهوفن و تیپت شد، اما این تجربه کاملاً بی‌ثمر نبود. تهیه‌کننده کتلین کندی آنچنان تحت تأثیر کار تیپت قرار گرفت که او را برای فیلم کوچکی به نام «پارک ژوراسیک» استخدام کرد.

دو کارنوتوروس در حال راه رفتن در باران در فیلم دایناسور

حتی در شکل نهایی خود، «دایناسور» یک شگفتی فنی باقی مانده است. سکانس آغازین نفس‌گیر فیلم، که سفر تخم آلادار را دنبال می‌کند، یک شاهکار بدون دیالوگ است که نگاهی اجمالی به دیدگاه اصلی تیپت ارائه می‌دهد. این سکانس با موسیقی قدرتمند جیمز نیوتن هاوارد همراه شده و یک قطعه فیلم‌سازی خیره‌کننده است. منحصربه‌فردترین ویژگی فیلم، ترکیب پیشگامانه شخصیت‌های CGI با مناظر واقعی و لایو-اکشن است که در مکان‌هایی مانند تپویی‌های ونزوئلا فیلم‌برداری شده است. این تکنیک به جهان فیلم مقیاسی حماسی و ملموس می‌بخشد که هنوز هم فوق‌العاده به نظر می‌رسد. اعتبار این جادوی بصری متعلق به استودیوی منحل‌شده «آزمایشگاه مخفی» (The Secret Lab) است که تلاشی جاه‌طلبانه از سوی مایکل آیزنر برای رقابت با پیکسار و دیگر شرکت‌های برتر جلوه‌های ویژه بود. هرچند دایناسورهای سخنگو ممکن است در برابر پس‌زمینه‌های هایپر-رئالیستی کمی ناهماهنگ به نظر برسند، اما این فیلم یک اثر جذاب و از نظر بصری تماشایی در تاریخ دیزنی است که قطعاً شایسته نگاهی دوباره است.

منبع: slashfilm.com

Leave a Comment