آیا تا به حال فکر کردهاید که امروزه چه چیزی حکمرانی شهری در چین را تعریف میکند؟ در دنیای پساکرونا، با تغییر بازار املاک و مستغلات و تشدید کنترل دولتی، آیا شاهد بازگشتی به سوسیالیسم دولتی پیش از اصلاحات هستیم، یا شاید شکلی جدید از «سرمایهداری دولتی»؟ تحلیل اخیر وو و همکارانش نشان میدهد که پاسخ هیچکدام از اینها نیست. در عوض، ما شاهد ظهور یک پدیده جدید هستیم: «هنر دولتداری مدیریتی».

برای دههها، توسعه شهری چین با کارآفرینی دولتی شناخته میشد. به دوران شرکتهای خصوصی، کالاییسازی مسکن و دولتهای محلی که مانند مدیران کسبوکار عمل میکردند فکر کنید—روندی که نئولیبرالیسم جهانی را بازتاب میداد. اما پس از بیش از بیست سال، به ویژه پس از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ و تشدید آن با همهگیری اخیر و تنشهای ژئوپلیتیکی، یک تحول اساسی در حال وقوع است.
این «هنر دولتداری مدیریتی» جدید با سه روند اصلی تعریف میشود:
۱. حکمرانی مالیشده: روش تأمین مالی توسعه شهری به شدت در حال تغییر است. مدل قدیمی اتکا به فروش زمین (اعتبار زمین) در حال جایگزینی با اعتبار دولتی است. دولت مرکزی از طریق ابزارهای مالی جدیدی مانند اوراق قرضه دولتهای محلی (LGBs) و اوراق قرضه ویژه دولتی بسیار بلندمدت، کنترل مستقیمتری را اعمال میکند. علاوه بر این، شرکتهای دولتی مرکزی (SOEs) اکنون شرکای تجاری اصلی دولتهای محلی در پروژههای بزرگ شهری هستند و کارآفرینان محلی و خصوصی را به حاشیه راندهاند.
۲. حکمرانی فضایی متمرکز مجدد: برنامهریزی شهری از یک رویکرد از پایین به بالا و سرمایهمحور به سمت یک طراحی استراتژیک و از بالا به پایین در حال تغییر است. دولت، منطق سرزمینی—تأمین امنیت زنجیرههای تأمین و گسترش بازارهای داخلی («چرخههای دوگانه»)—را بر اهداف صرفاً سودمحور اولویت میدهد. این موضوع در ابتکارات جدیدی مانند برنامهریزی فضایی سرزمینی، طرحهای بلندپروازانه شهری-منطقهای و ایجاد مناطق جدید ملی مشهود است که همگی از بالا برای همسویی با اهداف استراتژیک ملی هماهنگ میشوند.
۳. همحکمرانی اجتماعی: دولت در حال فراتر رفتن از مدل قدیمی «مدیریت اجتماعی» به سمت رویکردی فعالانهتر یعنی «همحکمرانی اجتماعی» است. این امر شامل بسیج مشارکت جامعه و تأمین مالی آزمایشهای مشارکتی است. دولت-حزب با ایجاد سازمانهای حزبی مردمی، توانمندسازی برنامهریزان اجتماعی و نهادینهسازی فعالیتهای مشارکتی، به دنبال تقویت ذهنیت جمعگرایانه و همکاری نزدیکتر با جامعه است. این یک مسیر منحصربهفرد است که هم از مدلهای تحت سلطه سرمایه که در دوران ریاضت مالی در جاهای دیگر دیده میشود و هم از جنبشهای شهرداریگرایی رادیکال متمایز است.
این روندها نشان میدهند که کارآفرینی دولتی از بین نرفته، بلکه تکامل یافته است. این مفهوم به شکل جدیدی از مدیریتگرایی تبدیل شده است—هنری از حکمرانی برای بقای دولت در دنیایی که به طور فزایندهای پیچیده میشود. این امر تنش دائمی بین منطق سرمایهداری و منطق کنترل سرزمینی را برجسته میکند و نگاهی جذاب به آینده حکمرانی شهری نه تنها در چین، بلکه به طور بالقوه در سراسر جهان ارائه میدهد.
برای یادگیری بیشتر، مقاله کامل با دسترسی آزاد نوشته وو، دنگ، فنگ و همکاران را مطالعه کنید.
منبع: ژورنال مطالعات شهری