آیا تا به حال به لحظات سرنوشتساز و تصمیمات کلیدی در هالیوود فکر کردهاید؟ این یکی از عجیبترین آنهاست: چارلی شین انتخاب اصلی برای ایفای نقش دنیل لاروسو در فیلم نمادین «پسر کاراتهباز» بود. این نقشی بود که میتوانست مسیر حرفهای او را به کلی تغییر دهد. پس چرا آن را رد کرد؟ پاسخ در یک فیلم درجه دو فراموششده و پند پدرانهای نهفته است.
در آن زمان، شین قبلاً برای بازی در یک دنباله ترسناک کمهزینه و تقلیدی از فیلم «آروارهها» به نام «گریزلی ۲: انتقام» قرارداد بسته بود. او قرار بود درست زمانی که پیشنهاد بازی در «پسر کاراتهباز» به همراه تماس برای شروع تمرینات به دستش رسید، برای فیلمبرداری به مجارستان پرواز کند.

شین که متوجه شده بود «پسر کاراتهباز» پتانسیل تبدیل شدن به یک فیلم پرفروش را دارد در حالی که «گریزلی ۲» احتمالاً یک شکست خواهد بود، به دنبال راهی برای خروج از قراردادش بود. او این موضوع را با پدرش، بازیگر افسانهای مارتین شین، در میان گذاشت. او وضعیت را توضیح داد و فیلم درجه دو را با عبارتی مثل «همون فیلمه که تو بوداپست یه خرسه توشه» کماهمیت جلوه داد و استدلال کرد که «هر کسی میتونه طعمه خرس بشه.»
با این حال، مارتین شین درسی درباره اهمیت شرافت و تعهد به جای شهرت به پسرش داد. او به پسرش گفت که قول و تعهدش ارزشمندتر از هر فیلم پرفروشی است. او نصیحت کرد: «یک فیلم بزرگ در این حرفه تو را به اندازهای که به عنوان مردی که سر حرفش میماند شناخته شوی، به جلو نخواهد برد.» چارلی به حرف پدرش گوش داد و به تعهد خود عمل کرد و برای فیلمبرداری نقش کوتاهش راهی مجارستان شد.
طنز ماجرا شگفتانگیز است. «پسر کاراتهباز» به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد و رالف ماکیو را به شهرت رساند. از سوی دیگر، «گریزلی ۲: انتقام» آنقدر مشکلدار بود که کنار گذاشته شد و تا سال ۲۰۲۰، یعنی تقریباً ۴۰ سال پس از فیلمبرداری، اکران نشد. نقش شین چه بود؟ او در صحنه ابتدایی فیلم در کنار جورج کلونی و لورا درن بسیار جوان ظاهر میشود و لحظاتی بعد توسط خرس فیلم دریده میشود.

اگرچه از دست دادن فرصت بازی در نقش پسر کاراتهباز ضربه بزرگی بود، اما سرنوشت برنامههای دیگری داشت. شین، کلونی و درن همگی به بازیگران فوقالعاده موفقی تبدیل شدند. شاید حضور در آن پروژه نفرینشده آنقدرها هم بد نبود. این ماجرا به عنوان یک پاورقی جذاب در تاریخ هالیوود درباره مسیرهای انتخابنشده و پیچشهای غافلگیرکننده یک مسیر شغلی باقی مانده است.
منبع: slashfilm.com