فیلم «Keeper» از آز پرکینز: سفری خسته‌کننده به کلبه جنگلی؟

اولین سفر دونفره یک زوج، نقطه‌عطف مهمی در هر رابطه‌ای است؛ یک گام بزرگ که با اضطراب‌های طبیعی همراه است و همین بستر حاصلخیزی برای فیلم‌سازان ژانر وحشت فراهم کرده است. در حالی که برخی فیلم‌های اخیر مانند Fresh (محصول ۲۰۲۲) این سناریو را با کمدی سیاه ترکیب کرده‌اند، جدیدترین فیلم آز پرکینز، Keeper، مسیری سنتی‌تر را در پیش می‌گیرد. این فیلم خود را به عنوان یک داستان ترسناک سرراست در سبک «کلبه‌ای در جنگل» معرفی می‌کند؛ انتخابی که به گفته منتقدان، به سکانس‌های ترسناک قابل‌پیش‌بینی، ریتمی کند و حسی از پوچی منجر شده است، به‌خصوص زمانی که فیلم سعی می‌کند مفاهیم ژانری بزرگ‌تری را وارد داستان کند.

صحنه‌ای از فیلم Keeper

داستان فیلم درباره لیز (با بازی تاتیانا مازلانی بااستعداد) و دوست‌پسر جدید و ثروتمندش، مالکوم (راسیف ساترلند) است که برای گذراندن آخر هفته به کلبه دورافتاده او می‌روند. از همان ابتدا، با یک مونتاژ پیش از تیتراژ از زنانی که در رنج هستند، فیلم به شدت به مخاطب القا می‌کند که مشکلی در کار است. این مقدمه‌چینی آن‌قدر آشنا و مشکوک به نظر می‌رسد که تماشاگر به جای غرق شدن در تعلیق، عملاً منتظر وقوع اتفاقات قابل‌پیش‌بینی است. کلبه مدرن و پر از پنجره مالکوم آشکارا تسخیر شده و لیز به وضوح در خطر است. راز اصلی حول این محور می‌چرخد که چه کسی کلبه را تسخیر کرده و چرا، اما فیلم زمان زیادی را صرف می‌کند تا به بخش‌های جالب‌تر داستان برسد.

فیلم Keeper با مدت زمان ۹۹ دقیقه، در یافتن جایگاه خود دچار مشکل است. برای یک فیلم درجه B هیجان‌انگیز و سریع، بیش از حد طولانی است و برای پرداختن کافی به اسطوره‌شناسی پیچیده‌ای که نیک لپارد، فیلم‌نامه‌نویس، در پرده پایانی معرفی می‌کند، بسیار کوتاه است. بخش بزرگی از فیلم به تنهایی‌های لیز در خانه می‌گذرد و کارگردان از تکنیک‌های تکراری مانند زوم‌های آهسته و دیزالوهای رؤیایی برای ایجاد تنش استفاده می‌کند. با این حال، این روش‌های کلاسیک بدون خلاقیت یا تأثیرگذاری به کار گرفته شده‌اند و بیشتر شبیه یک تمرین فنی هستند تا ابزاری مؤثر برای ایجاد وحشت. پرکینز که در آثار بهترش به خاطر ترکیب وحشت عمیق با تصاویر وهم‌آلود شناخته می‌شود، در اینجا موفق عمل نکرده است. افشاگری‌های ترسناک نهایی فیلم، ارزان و ناپخته به نظر می‌رسند و هیچ‌چیز را به تخیل تماشاگر واگذار نمی‌کنند.

بازی‌ها نیز با واکنش‌های متفاوتی روبرو شده‌اند. چهره بیانگر تاتیانا مازلانی برای به تصویر کشیدن ترس و سردرگمی فزاینده یک آخر هفته عجیب که به ماوراءالطبیعه گره می‌خورد، کاملاً مناسب است. از سوی دیگر، بازی راسیف ساترلند در نقش مالکوم به دلیل بیش از حد آرام و بی‌روح بودن مورد انتقاد قرار گرفته است. قرار بوده او در ظاهر فردی بی‌خطر به نظر برسد، اما اجرایش آن‌قدر ملایم است که درک اینکه لیز در وهله اول چه چیزی در او دیده، دشوار می‌شود. فیلم برای تأکید بر خطر، حتی پسرعموی آشکارا متجاوز مالکوم را معرفی می‌کند، حرکتی که بسیار تصنعی و گل‌درشت به نظر می‌رسد.

در نهایت، دو جزء اصلی فیلم — وحشت واقع‌گرایانه یک قرار ملاقات بد و عناصر فانتزی و اسطوره‌ای — هرگز با موفقیت با هم ترکیب نمی‌شوند. فیلم‌نامه در حالی که با عجله به سمت تیتراژ پایانی می‌رود، همه چیز را به صراحت بیان می‌کند، اما این دو بخش مانند آب و روغن، جدا از هم باقی می‌مانند. نتیجه، فیلمی است که نه چندان ترسناک و نه به یاد ماندنی است. این اثر به عنوان یک تجربه کاملاً خسته‌کننده توصیف شده که نمی‌تواند تأثیر ماندگاری بر جای بگذارد؛ درست مانند یک قرار ملاقات بد که ترجیح می‌دهید فراموشش کنید.

منبع: The A.V. Club

Leave a Comment