![]()
۱. دراکولای برام استوکر (۱۹۹۲)
اثر فرانسیس فورد کوپولا از داستان کلاسیک خونآشام، یک ضیافت برای حواس است. این یک فیلم ترسناک پرزرقوبرق، اپرایی و عمیقاً رمانتیک است که از دیگر اقتباسها متمایز میشود. جادوی واقعی آن در جلوههای ویژه عملی خیرهکننده، طراحی لباسهای باشکوه و بازیگرانی فراموشنشدنی نهفته است. گری اولدمن اجرایی استادانه در نقش دراکولا ارائه میدهد و او را هم به عنوان یک شکارچی هیولاگونه و هم یک شاهزاده تراژیک و دلباخته به تصویر میکشد. او شیمی مغناطیسی و در عین حال محکوم به شکستی با مینا با بازی وینونا رایدر دارد، در حالی که کیانو ریوز نقش جاناتان هارکر گرفتار را بازی میکند. برای تکمیل این مجموعه، آنتونی هاپکینز اجرایی فوقالعاده عجیب و غریب در نقش شکارچی افسانهای خونآشام، ون هلسینگ، ارائه میدهد. اگرچه این فیلم تفاوتهایی با منبع اصلی دارد، اما تعهد آن به روح گوتیک رمان، آن را به قطعیترین و از نظر بصری تماشاییترین نسخه سینمایی تبدیل کرده است.

۲. داستان کوسه (۲۰۰۴)
آمادهاید تا دوزی از نوستالژی اوایل دهه ۲۰۰۰ را تجربه کنید؟ داستان کوسه یک انیمیشن پرانرژی و خندهدار از دریمورکس است که جرئت میکند دنیایی را تصور کند که در آن یک ماهی کوچک و پرحرف به نام اسکار (با صدای ویل اسمیت) با ادعای اینکه یک کوسهکش است، خود را به بالای زنجیره غذایی میرساند. این فیلم یک کپسول زمان از دوران خود است که مملو از ارجاعات به فرهنگ پاپ و صداپیشگانی فوقالعاده پرستاره است. در کنار اسمیت، صدای رابرت دنیرو در نقش یک کوسه گانگستر، جک بلک در نقش پسر گیاهخوار او، آنجلینا جولی در نقش یک زن اغواگر و حتی کارگردان افسانهای مارتین اسکورسیزی در نقش یک ماهی بادکنکی پولشوی عصبی را خواهید شنید. این یک داستان سرگرمکننده و حالخوبکن درباره اصالت و دوستی است که به خاطر طنز و قلبش همچنان یک اثر کالت کلاسیک محسوب میشود و آن را به انتخابی عالی برای یک شب فیلم خانوادگی تبدیل میکند.

۳. مرد نفوذی (۲۰۰۶)
وقتی کارگردان اسپایک لی و بازیگر دنزل واشنگتن با هم همکاری میکنند، جادوی سینمایی اتفاق میافتد. در حالی که بسیاری آنها را برای درامهای نمادینی مانند مالکوم ایکس میشناسند، فیلم هیجانانگیز سال ۲۰۰۶ آنها، مرد نفوذی، یک کلاس درس در تعلیق و داستانگویی هوشمندانه است. واشنگتن در نقش یک مذاکرهکننده گروگانگیری باهوش بازی میکند که خود را در یک نبرد هوش پرمخاطره در برابر یک سارق بانک نابغه و مرموز با بازی کلایو اوون مییابد. این فیلم چیزی فراتر از یک فیلم سرقت استاندارد است؛ یک بازی موشوگربه درخشان که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست. لی با سبک کارگردانی خاص خود، داستانی پرتنش، شیک و هوشمندانه خلق کرده که شما را در هر پیچوخمی در حال حدس زدن نگه میدارد. با بازیگران مکمل فوقالعادهای از جمله جودی فاستر و چیویتل اجیوفور، مرد نفوذی یک فیلم پازلی روان و رضایتبخش است که تا آخرین لحظه و افشاگری مبتکرانهاش شما را مجذوب میکند.

۴. لبه فردا (۲۰۱۴)
این فیلم که اغلب به عنوان «روز گراندهاگ با بیگانگان و لباسهای مکانیکی» توصیف میشود، یکی از خلاقانهترین و هیجانانگیزترین بلاکباسترهای علمی-تخیلی دهه گذشته است. تام کروز در نقش سرگرد ویلیام کیج، یک افسر روابط عمومی بدون تجربه رزمی، بازی میکند که به خط مقدم جنگی بیرحمانه علیه یک نژاد بیگانه فرستاده میشود. پس از یک رویارویی مرگبار، او خود را در یک حلقه زمانی گرفتار میبیند و همان روز فاجعهبار را بارها و بارها زندگی میکند. تنها امید او این است که با یک سرباز نخبه با بازی امیلی بلانت قدرتمند همکاری کند تا از این حلقه به نفع خود استفاده کنند. این فیلم به کارگردانی داگ لیمان، ترکیبی هیجانانگیز از اکشن، طنز سیاه و طراحی روایی هوشمندانه است. تماشای تحول شخصیت کروز از یک ترسو به یک قهرمان از طریق مرگهای بیشمار، هم سرگرمکننده و هم جذاب است. شعار آن، «زندگی کن. بمیر. تکرار کن.»، این کلاسیک علمی-تخیلی هوشمند و به شدت دستکمگرفتهشده را به خوبی توصیف میکند.
منبع: Polygon