گفتمان پیرامون مقیاسپذیری هوش مصنوعی در حال تجربه یک تحول بنیادین است. برای مدتها، «مقیاس» به سادگی به معنای بیشتر بود: پردازندههای گرافیکی بیشتر، فضای ذخیرهسازی بیشتر و مجموعه دادههای عظیمتر. اما یک منبع اساسیتر به عنوان گلوگاه نهایی ظهور کرده است: الکتریسیته. این دیگر فقط مسئله پرداخت قبض برق نیست؛ بلکه به امکانپذیری خودِ توسعه آینده هوش مصنوعی مربوط میشود.
صنعت فناوری به یک دیوار برخورده و متوجه شده است که شبکه برق موجود هرگز برای پاسخگویی به اشتهای عظیم و بیوقفه هوش مصنوعی مدرن برای انرژی طراحی نشده است. این موضوع، انرژی را از یک هزینه عملیاتی در پسزمینه به یک دغدغه استراتژیک اصلی تبدیل کرده و بلندپروازترین شرکتهای هوش مصنوعی را وادار به پرسیدن یک سؤال جدید کرده است: چرا برای تنها منبعی که زیربنای همه چیز است، به دیگران تکیه کنیم؟ پاسخی که آنها به آن میرسند این است که نه تنها از انرژی استفاده کنند، بلکه آن را تصاحب کنند.
این تلاش برای «حاکمیت محاسباتی» به انقلابی در زیرساختها منجر شده است. مفاهیمی که زمانی علمی-تخیلی به نظر میرسیدند، اکنون به الزامات استراتژیک تبدیل شدهاند. ما در مورد راکتورهای کوچک مدولار (SMRs) اختصاصی، قراردادهای پیشگامانه برای همجوشی هستهای، میکر-شبکههای خصوصی و پشتههای انرژی کاملاً یکپارچه که به طور خاص برای بارهای کاری هوش مصنوعی ساخته شدهاند، صحبت میکنیم. قانون جدید ساده است: هر کس قدرت را کنترل کند، آینده هوش را نیز کنترل میکند.
از مشکل تا کنترل: شبکه برق توانایی همراهی ندارد
برای دههها، مدل مشخص بود: یک مرکز داده بسازید و آن را به شبکه محلی متصل کنید. اما با طولانی شدن زمان آموزش مدلهای هوش مصنوعی از ساعتها به هفتهها، این مدل از هم پاشید. دستاوردهای بهرهوری ناشی از تراشههای بهتر و سیستمهای خنککننده کارآمدتر، بلافاصله توسط نسل بعدی مدلهای بزرگتر و پرمصرفتر بلعیده میشد. گلوگاه واقعی، قفسه سرور نبود؛ بلکه پریز برق بود.
نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده غیرممکن شد. در سال ۲۰۲۴، شرکت Dominion Energy، تأمینکننده برق «کوچه دیتاسنترها» در ویرجینیا، اعلام کرد که نمیتواند برق پروژههای جدید هوش مصنوعی را بدون مشارکت آنها در هزینههای عظیم ارتقاء شبکه تضمین کند. در سطح جهانی نیز داستان همین بود. ایرلند مراکز داده جدید در دوبلین را ملزم به تولید برق خود کرد. سنگاپور و هلند به دلیل تقاضای بیش از حد انرژی، محدودیتهای سنگین یا رد کامل پروژههای جدید مرکز داده را اعمال کردند. مشخص شد که زیرساختهای عمومی نمیتوانند با سرعت هوش مصنوعی مقیاسپذیر شوند. برای غولهای فناوری، نتیجهگیری واضح بود: برای تضمین آینده خود، باید کنترل سرنوشت انرژی خود را به دست بگیرند.

انرژی هستهای و همجوشی: حرکت نهایی برای کسب قدرت
روی آوردن صنعت فناوری به انرژی هستهای فقط به دلیل انرژی پاک نیست؛ بلکه یک بازی استراتژیک برای استقلال است. هنگامی که مایکروسافت قراردادی را برای تأمین انرژی مراکز داده خود با راکتور هستهای احیا شده Three Mile Island امضا کرد، جایزه فقط برق کمکربن نبود. بلکه ۸۳۵ مگاوات برق پایدار، قابل پیشبینی و ۲۴/۷ بود که کاملاً از سیاستهای شبکه و نوسانات آن مصون بود.
راکتورهای کوچک مدولار (SMRs) با نزدیک کردن تولید برق به مراکز داده، این ایده را یک گام فراتر میبرند و کنترلی بیسابقه ارائه میدهند. با این حال، SMRs با مسیر طولانی موانع صدور مجوز و توسعه زنجیره تأمین سوخت روبرو هستند. اینجاست که همجوشی هستهای به عنوان یک عامل تغییردهنده بازی وارد میشود. انرژی همجوشی زبالههای رادیواکتیو با عمر طولانی تولید نمیکند و مشمول رژیمهای نظارتی سختگیرانهای مانند شکافت سنتی نیست. این امر مسیری سریعتر برای استقرار، به دور از بنبستهای سیاسی، فراهم میکند. شرکتهایی مانند Helion با حمایت سم آلتمن، وعده برق همجوشی قابل دوام تجاری تا سال ۲۰۲۸ را میدهند. یک نیروگاه همجوشی موفق فقط یک منبع انرژی نخواهد بود؛ بلکه یک دارایی انرژی مستقل است که کاملاً خارج از محدودیتهای قدیمی عمل میکند.

ظهور پشته یکپارچه انرژی هوش مصنوعی
با توجه به اینکه شبکه برق دیگر به عنوان یک شریک قابل اعتماد دیده نمیشود، شرکتهای هوش مصنوعی در حال طراحی زیرساختهای خود از پایه هستند و انرژی، زمین، خنککننده و محاسبات را در یک برنامه واحد و منسجم ادغام میکنند. «پشته انرژی هوش مصنوعی» جدید، یک سیستم پیچیده و چندلایه است. این سیستم با تولید برق در محل – چه خورشیدی، چه زمینگرمایی، آبی یا هستهای – همراه با راهحلهای ذخیرهسازی پیشرفته مانند باتریهای لیتیوم-یون یا آهن-هوا آغاز میشود.
اما نوآوری واقعی در هماهنگی نهفته است. هوش مصنوعی دیگر فقط مصرفکننده انرژی نیست؛ بلکه در حال تبدیل شدن به مدیر آن است. ما شاهد زمانبندی آگاه از کربن هستیم که بارهای کاری را در زمانی که شبکه سبزتر است اجرا میکند، تغییر بار پیشبینیکننده و حتی مدلهای هوش مصنوعی که نیازهای انرژی خود را برای کمک به تثبیت شبکه پیشبینی میکنند. این یک وارونگی شگفتانگیز ایجاد میکند: هوش مصنوعی که زمانی بزرگترین مشکل شبکه بود، اکنون در حال تبدیل شدن به ابزاری برای بهینهسازی آن است. شرکتهایی که بر این رویکرد یکپارچه تسلط پیدا میکنند، فقط مراکز داده نمیسازند؛ آنها در حال ساخت زیرساختهای هوشمند و خودکفای آینده هستند.

منبع: BigDATAwire