میراث OSS: چگونه «بیل وحشی» دونووان اطلاعات آمریکا را شکل داد

غواصی در تاریخ جذاب اداره خدمات استراتژیک (OSS) و تأثیر عمیق آن بر اطلاعات آمریکا! در حالی که جنگ جهانی دوم در حال وقوع بود، رئیس جمهور فرانکلین دی. روزولت نیاز به استراتژی‌های نظامی پیشگامانه برای مقابله با درگیری جهانی را پیش‌بینی کرد. او ویلیام جی. دونووان را مأمور تهیه یک طرح پیشگامانه برای یک آژانس جمع‌آوری اطلاعات جهانی کرد.

دونووان، یکی از جانبازان جنگ جهانی اول، «ایجاد خدمات اطلاعات استراتژیک» را ایجاد کرد، طرح جامع برای یک سازمان اطلاعات متمرکز. این سازمان تلاش‌های دولت را هماهنگ می‌کند و داده‌های حیاتی را برای برنامه‌ریزی استراتژیک جمع‌آوری می‌کند. دونووان بر ارتباط حیاتی بین استراتژی و اطلاعات قابل اعتماد تأکید کرد و اظهار داشت: «استراتژی، بدون اطلاعات قابل اعتماد، ناتوان است. به همین ترتیب، اطلاعات بی‌فایده است، مگر اینکه به طور هوشمندانه به سمت اهداف استراتژیک هدایت شود.»

رئیس جمهور روزولت با درک دیدگاه دونووان، هماهنگ کننده اطلاعات (COI) را تأسیس کرد، اولین آژانس اطلاعات ملی کشور. این نقطه عطفی در تاریخ ایالات متحده بود و پایه‌هایی را برای نهادی ایجاد کرد که نحوه برخورد ایالات متحده با درگیری را هم در زمان صلح و هم در زمان جنگ تغییر می‌داد. COI که تحت دفتر اجرایی رئیس‌جمهور فعالیت می‌کرد، نقش مهمی در جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات ضروری برای امنیت ملی ایفا کرد.

## دگردیسی: COI به OSS تبدیل می‌شود

یک سال بعد، دونووان پیشنهاد بازسازی اساسی COI را داد و از گنجاندن عملیات‌های پنهانی و مخفیانه در کنار جمع‌آوری اطلاعات حمایت کرد. او سازمانی ترکیبی را تصور کرد که جنگ را از تاکتیک‌های نظامی متعارف به رویکردهای غیرمتعارف تغییر می‌دهد و خرابکاری، جاسوسی، جنگ چریکی و عملیات روانی را در بر می‌گیرد. رئیس جمهور روزولت با اطمینان از تیزهوشی استراتژیک دونووان، این پیشنهاد را تصویب کرد و منجر به ایجاد اداره خدمات استراتژیک (OSS) در 13 ژوئن 1942 شد. OSS تحت فرماندهی ستاد مشترک، کمیته‌ای از رهبران ارشد نظامی که به رئیس جمهور مشاوره می‌دادند و تلاش‌های نظامی را هماهنگ می‌کردند، فعالیت می‌کرد.

تحت رهبری دونووان، OSS به یک مرکز ارتباطی دیپلماسی، اطلاعات و استراتژی نظامی تبدیل شد. او کارشناسانی از زمینه‌های گوناگون مانند فناوری، اقتصاد، روانشناسی و امور مالی را استخدام کرد تا دانش تخصصی را برای عملیات نظامی ارائه دهند. دونووان از یک رویکرد دوگانه حمایت کرد: درگیری مستقیم با نیروهای نظامی دشمن و در عین حال هدف قرار دادن روحیه و روحیه آنها. OSS به سرعت به قطب نوآوری تبدیل شد و تحلیلگران اطلاعاتی، زبان‌شناسان و عوامل میدانی را جذب کرد.

دونووان با الهام از سرویس عملیات ویژه بریتانیا (SOE)، روشی آموزشی متمایز را توسعه داد. او آموزش‌های تخصصی را برای استخدام‌شدگان برای فعالیت در پشت خطوط دشمن و انجام مأموریت‌های خرابکارانه در اولویت قرار داد. این استخدام‌شدگان آموزش‌های سخت‌گیرانه‌ای را برای سازماندهی و حمایت از نیروهای مقاومت چریکی و پارتیزانی پشت سر گذاشتند. در قلب OSS، عملیات خدمات استراتژیک (SSO) قرار داشت که شامل شش واحد بود که هر کدام تخصص‌ها و مسئولیت‌های خاص خود را داشتند. به‌ویژه، واحدهایی مانند عملیات ویژه (SO) و گروه عملیاتی (OG) راه را برای تشکیل گروهان عملیاتی دوازده نفره هموار کردند که اکنون به عنوان کلاه سبزها شناخته می‌شوند.

## از اقدامات پنهانی تا تأثیر استراتژیک

در طول عملیات مشعل، حمله متفقین به شمال آفریقای فرانسه، OSS توانایی‌های استراتژیک خود را به نمایش گذاشت. عوامل OSS به قلمرو شمال غربی آفریقای فرانسه ویشی نفوذ کردند و اطلاعات حیاتی در مورد نیروها و دفاع دشمن جمع‌آوری کردند، که به طور قابل توجهی بر برنامه‌ریزی حمله تأثیر گذاشت. OSS همچنین ارتباطات قوی با گروه‌های مقاومت محلی و نیروهای فرانسوی آزاد برقرار و حفظ کرد و پایگاه محور در منطقه را تضعیف کرد. OSS از طریق جنگ غیرمتعارف، فعالیت‌های دشمن را مختل کرد و منابع را منحرف کرد و مانع از دفاع مؤثر نیروهای محور در برابر حمله اصلی شد.

عملیات مشعل همچنین برخی از محدودیت‌های OSS را برجسته کرد. OSS مقاومت نیروهای فرانسوی ویشی را دست کم گرفت، که منجر به درگیری‌های غیرمنتظره و شدید شد. علاوه بر این، پتانسیل مخرب مقاومت فرانسه در برابر نیروهای محور بیش از حد ارزیابی شد و منجر به اشتباهات استراتژیک شد. برخی از اطلاعات ارائه شده توسط OSS نادرست یا غیرقابل اعتماد بود و باعث ایجاد عوارض بیشتر در برنامه‌ریزی و اجرای عملیات شد. با وجود این چالش‌ها، تجربیات ناشی از عملیات مشعل، درس‌های ارزشمندی را برای عملیات‌های آتی، از جمله عملیات جدبورگ، ارائه داد.

در عملیات جدبورگ، یک عملیات مخفیانه، OSS پرسنل، تجهیزات و آموزش را در اختیار تیم‌های سه نفره قرار داد. این تیم‌ها به اروپای اشغالی، عمدتاً در فرانسه، اعزام شدند تا عملیات نظامی آلمان را مختل کنند، اطلاعات جمع‌آوری کنند و از کمپین گسترده‌تر متفقین حمایت کنند. این تیم‌ها که از یک فرمانده، یک افسر اجرایی و یک اپراتور رادیویی تشکیل شده بودند، نقش مهمی در رهبری جنبش‌های مقاومت محلی علیه آلمانی‌ها و انجام خرابکاری و جنگ چریکی ایفا کردند. یک جنبه کلیدی اطمینان از این بود که حداقل یک عضو تیم به زبان محلی مسلط باشد تا ارتباط و هماهنگی مؤثر با متحدان منطقه‌ای تسهیل شود.

OSS علاوه بر ارائه پرسنل و آموزش، تدارکات، اعزام تیم و ارسال مداوم تدارکات را مدیریت می‌کرد. مشابه عملیات مشعل، اثربخشی تیم‌ها در عملیات جدبورگ متفاوت بود. آنها با موفقیت ارتباطات و تدارکات آلمان را در برخی مناطق مختل کردند و به طور قابل توجهی واکنش آلمان به حمله متفقین را تضعیف کردند. با این حال، اقدامات متقابل آلمان، چالش‌های جغرافیایی و شرایط محلی اثربخشی آنها را در مناطق دیگر کاهش داد. با این وجود، عملیات جدبورگ پتانسیل جنگ غیرمتعارف را نشان داد و همکاری موفقی بین OSS، SOE و فرانسوی‌های آزاد بود.

انعطاف‌پذیری OSS به آن اجازه می‌داد در زمین‌های گوناگون فعالیت کند. در طول عملیات گرین‌آپ، عوامل OSS مأموریتی خطرناک را برای نفوذ به خطوط دشمن در کوه‌های آلپ اتریش انجام دادند. این عوامل از گذرگاه‌های خطرناک کوهستانی عبور کردند و از شناسایی دشمن اجتناب کردند تا اطلاعاتی درباره یک قلعه مخفی نازی در آلپ جمع‌آوری کنند. این عملیات شجاعت و تاب‌آوری عوامل OSS را در حالی که در عمق قلمرو دشمن فعالیت می‌کردند و اطلاعات حیاتی را برای حمایت از متفقین جمع‌آوری می‌کردند، نشان داد. به طور مشابه، در جنگل‌های برمه، جوخه 101 OSS جنگی چریکی بی‌امان علیه اشغال ژاپن به راه انداخت و از نزدیک با گروه‌های مقاومت محلی همکاری کرد تا خطوط تدارکات دشمن را مختل کند و حملات ضربتی را انجام دهد در حالی که اطلاعات حیاتی را جمع‌آوری می‌کرد.

## OSS به عنوان طرحی برای واحدهای ویژه

OSS فراتر از دستاوردهای عملیاتی خود، به عنوان الهام‌بخش و مدلی برای واحدهای ویژه مختلف در طول جنگ جهانی دوم عمل کرد. در مارس 1942، ژنرال جورج مارشال، پروژه شخم را تصویب کرد، عملیاتی برای اعزام کماندوها با چتر نجات به نروژ اشغالی نازی برای انجام عملیات مخفیانه. متعاقباً، در 9 ژوئیه 1942، نیروی خدمات ویژه اول (FSSF) تأسیس شد و واحدهایی از ایالات متحده و کانادا را متحد کرد. آموزش‌ها و عملیات‌های آنها آموزش‌ها و عملیات‌های OSS را منعکس می‌کرد و از مهارت‌ها و تاکتیک‌های مشابهی استفاده می‌کرد. در نهایت، رهبران نظامی تعیین کردند که خطرات پروژه شخم بیشتر از مزایای آن است و مأموریت را لغو کردند. در عوض، FSSF به عملیات جزایر آلئوتی اعزام شد و با نیروهای ژاپنی جنگید.

FSSF پس از مشارکت در عملیات جزایر آلئوتی، به ایتالیا اعزام شد و در چندین کمپین نظامی مهم شرکت کرد. شجاعت و اثربخشی رزمی آنها لقب «تیپ شیطان» را برای آنها به ارمغان آورد. FSSF نقش مهمی در آزادسازی جنوب فرانسه ایفا کرد و توانایی خود را در اجرای عملیات پیچیده و حمایت از تلاش‌های متفقین نشان داد.

ژنرال دوایت دی. آیزنهاور اهمیت جنگ روانی را در کمپین اروپا تشخیص داد و سرتیپ ژنرال رابرت الکسیس مک‌کلور را به رهبری بخش اطلاعات و سانسور (INC) در ستاد نیروهای متفقین منصوب کرد. نقش INC با شاخه‌های برنامه‌ریزی تحلیلی و استراتژیک OSS همسو بود که اطلاعات را برای حمایت از تصمیم‌گیری تدوین و پردازش می‌کرد. مک‌کلور از پرسنل نظامی و غیرنظامیان OSS و هیئت اجرایی جنگ سیاسی بریتانیا استفاده کرد تا از تبلیغات، اطلاعات نادرست و سایر تکنیک‌های روانی برای تأثیرگذاری بر درک و نگرش رزمی‌کنندگان و جمعیت غیرنظامی دشمن استفاده کند. در سال 1944، آیزنهاور مک‌کلور را مأمور تأسیس بخش جنگ روانی ستاد عالی نیروهای اعزامی متفقین (PWD/SHAEF) کرد تا نیازهای در حال تحول فرماندهی‌های صحنه را برآورده کند.

## بازسازی پس از جنگ: انحلال OSS و FSSF

در ژانویه 1945، با پیشروی نیروهای متفقین، مقامات ارشد تصمیم به انحلال FSSF در جنوب فرانسه گرفتند. در حالی که FSSF به طور ستودنی خدمت کرده بود، خدمات تخصصی آنها دیگر ضروری تلقی نمی‌شد. تسلیم آلمان نازی در 7 مه 1945، پایان جنگ جهانی دوم در اروپا را رقم زد. OSS در طول جنگ با سازگاری پاسخگوی نیازهای متغیر جنگ بود. پس از جنگ، OSS برای ساده‌سازی عملیات اطلاعاتی منحل شد و منجر به ایجاد آژانس اطلاعات مرکزی (CIA) و اداره اطلاعات و تحقیقات وزارت امور خارجه شد.

در سال‌های بعد، مک‌کلور از ایجاد دفتر رئیس جنگ روانی (OCPW) برای ادامه جنگ غیرمتعارف در بحبوحه نگرانی‌ها از حمله احتمالی شوروی حمایت کرد. او سرهنگ آرون بنک، یکی از اعضای سابق OSS، را به عنوان رئیس شاخه عملیات OCPW پنتاگون منصوب کرد. بنک با الگوبرداری از دونووان، نیروهای ویژه را تأسیس کرد و جانبازانی را از چریک‌های فیلیپینی، FSSF و OG‌های OSS استخدام کرد. افرادی مانند سرهنگ وندل فرتیگ و سرهنگ دوم راسل دبلیو. فولکمن نقش کلیدی در توسعه دکترین جنگ غیرمتعارف ایفا کردند که به محور اصلی نیروهای ویژه ایالات متحده تبدیل شد.

OSS دونووان تأثیری ماندگار بر عملیات ویژه و جوامع اطلاعاتی گذاشته است. امروزه، نهادهایی مانند Psyops، کلاه سبزها و عوامل سیا ردپای خود را در OSS می‌یابند. رویکردهای نوآورانه OSS به جنگ روانی، جمع‌آوری اطلاعات و تاکتیک‌های غیرمتعارف در طول جنگ جهانی دوم، پایه‌های عملیات ویژه ایالات متحده مدرن را بنا نهاد.

اطلاعات بیشتر در مورد OSS و میراث آن را از اینجا بیاموزید [اینجا](https://www.historynet.com/celebrating-the-legacy-of-the-office-of-strategic-services-82-years-on/).

Leave a Comment