قلدری و آزار و اذیت در محیط خانواده میتواند به شکلی خاص چالشبرانگیز باشد، زیرا شناسایی و مقابله با آن دشوار است. برخلاف آزار و اذیت در مدرسه یا محل کار، این رفتار پشت درهای بسته اتفاق میافتد و اغلب تحت عنوان «درگیریهای عادی خانوادگی» یا «محبت شدید» پنهان میشود. با این حال، این رفتارها بسیار فراتر از شوخیهای بیضرر هستند؛ آنها الگویی مداوم از بدرفتاری هستند که آسیبهای عاطفی عمیقی به جا میگذارند.
تحقیقات، قلدری را رفتاری عمدی، تکراری و همراه با عدم توازن قدرت تعریف میکنند. این پویایی تنها به گروههای همسالان محدود نمیشود و میتواند در خانواده نیز ریشه بدواند. یک والدین، خواهر و برادر یا خویشاوند دیگر ممکن است از طریق دستکاری عاطفی، انتقادهای تند یا کنترلگری برای حفظ سلطه خود استفاده کند و آسیبی به همان اندازه یا حتی شدیدتر از آزار و اذیت توسط غریبهها وارد کند.
شناسایی نشانههای آزار و اذیت خانوادگی
آزار و اذیت خانوادگی اغلب به شیوههایی ظریف و موذیانه بروز میکند که در طول زمان انباشته میشوند. تأثیر آن بیشتر از آنکه با اقدامات آشکار تعریف شود، با احساساتی که برمیانگیزد مشخص میشود: احساس درماندگی، اضطراب و آمادهباش دائمی. قلدری بین خواهر و برادرها بهویژه شایع است و مطالعات نشان میدهد که آزار کلامی رایجترین شکل آن است.
تجارب رایج در این زمینه عبارتند از:
- انتقاد مداوم، تحقیر یا کوچکشماری در حضور دیگران.
- مواجهه با رفتار قهرآمیز (سکوت) یا طرد شدن عمدی به عنوان نوعی تنبیه.
- گسلایتینگ (Gaslighting)، که در آن احساسات و تجربیات شما به طور مداوم انکار یا بیاعتبار میشوند.
- باجگیری عاطفی و ایجاد احساس گناه برای دستکاری رفتار شما.
- احساس دائمی نیاز به «راه رفتن روی پوست تخممرغ» برای جلوگیری از تنش و درگیری.
چرا این رفتارها اغلب نادیده گرفته میشوند؟
قلدری در خانواده اغلب توسط همه افراد درگیر، از جمله خود فرد قربانی، کماهمیت جلوه داده میشود. این امر به دلایل پیچیدهای رخ میدهد.
در برخی خانوادهها، باورهای فرهنگی یا نسلی، خشونت را نوعی مراقبت تلقی میکنند. رفتارهایی که ریشه در تراماهای گذشته یک خویشاوند دارند، ممکن است به عنوان کاری «برای صلاح خودت» توجیه شوند و تشخیص مرز بین تربیت و سوءاستفاده را دشوار سازند. ممکن است به شما گفته شود که «سرسخت باش». علاوه بر این، جملاتی مانند «خانواده از همه چیز مهمتر است» میتواند فشاری برای نادیده گرفتن رفتارهای آزاردهنده به منظور حفظ آرامش ایجاد کند و ناخواسته به تداوم پویاییهای سمی کمک کند.
ترس نیز نقش مهمی ایفا میکند. اعتراض ممکن است به سرزنش، ناباوری یا تهدید به طرد شدن منجر شود. این ترس اغلب به سکوت و انزوا میانجامد، زیرا فرد برای حفظ ارتباط خانوادگی، هرچند پرآشوب، تظاهر به خوب بودن همه چیز میکند.
زخمهای عمیق عاطفی
اثرات بلندمدت آزار و اذیت توسط خانواده میتواند به طور جدی به سلامت روان، هویت و توانایی شما برای ایجاد روابط سالم آسیب برساند.
- تخریب عزت نفس: بازخوردهای منفی مداوم باعث میشود این پیامها را درونی کنید و به شک مزمن نسبت به خود و کاهش احساس ارزشمندی دچار شوید.
- افزایش اضطراب و افسردگی: زندگی در حالت آمادهباش دائمی و پیشبینی درگیری بعدی، میتواند به علائم شدید اضطراب و افسردگی منجر شود.
- مشکلات اعتماد: وقتی افرادی که باید پناهگاه امن شما باشند منبع دردتان هستند، اعتماد به دیگران در دوستیها، روابط عاشقانه و حتی محیطهای حرفهای بسیار دشوار میشود.
- احساس گناه و وفاداریهای متضاد: ممکن است بین نیاز به حفاظت از سلامت روان خود و تمایل به حفظ روابط خانوادگی گیر افتاده باشید. تعیین مرزها، حتی زمانی که برای سلامتی شما ضروری است، میتواند احساس گناه شدیدی را برانگیزد.
راهکارهایی برای تعیین مرز
ایجاد مرزهای قاطع یک گام حیاتی برای محافظت از خودتان است. این فرآیند مشخص میکند چه رفتارهایی غیرقابل قبول هستند و راه را برای تعاملات سالمتر هموار میکند.
۱. رفتارهای غیرقابل قبول را شناسایی کنید: به طور مشخص تعیین کنید چه کلمات و اعمالی برای شما خط قرمز محسوب میشوند. این موارد میتواند شامل ناسزاگویی، فریاد زدن، تجاوز به حریم خصوصی، تحقیر در جمع، ایجاد حس گناه یا کنترل تصمیمات شما باشد.
۲. مرزهایتان را قاطعانه و آرام بیان کنید: از زبانی ساده و مستقیم برای بیان محدودیتهای خود استفاده کنید. برای مثال:
- به کسی که فریاد میزند: «تا زمانی که صدایتان را بالا میبرید، من این گفتگو را ادامه نمیدهم.»
- اگر حرفتان قطع شد: «لطفاً اجازه دهید حرفم را تمام کنم.»
- اگر انتخابهایتان مورد انتقاد قرار گرفت: «متوجه نظرتان هستم، اما این تصمیمی است که من گرفتهام.»
- اگر مورد باجگیری عاطفی قرار گرفتید: «وقتی از سرزنش برای کنترل من استفاده میشود، احساس راحتی نمیکنم.»
۳. پیامدها را اجرا کنید: یک مرز تنها زمانی مؤثر است که اجرا شود. اگر میگویید در صورت ادامه فریادها گفتگو را ترک میکنید، باید این کار را انجام دهید. این به معنای تنبیه دیگران نیست، بلکه به معنای احترام به خودتان است.
۴. کاهش تماس را در نظر بگیرید: در برخی شرایط، ایجاد فاصله فیزیکی یا عاطفی سالمترین گزینه است. اولویت دادن به سلامت روان خود با کاهش موقت یا دائمی تماس با عضوی از خانواده که به شما آسیب میرساند، کاملاً مجاز است.
مسیر بهبودی و التیام
بهبودی از آزار و اذیت خانوادگی سفری است که به صبر و شفقت به خود نیاز دارد. این فرآیند شامل چندین مرحله کلیدی است:
- بازپسگیری عزت نفس: باورهای منفی را که درونی کردهاید، فعالانه به چالش بکشید. از جملات تأکیدی مثبت و خودارزیابی برای ساختن یک گفتگوی درونی حمایتگر استفاده کنید.
- پردازش احساسات: به خودتان اجازه دهید خشم و اندوه را برای روابطی که شایستهاش بودید اما نداشتید، احساس کنید. این احساسات را به روشی امن مانند نوشتن یا صحبت با یک دوست قابل اعتماد یا درمانگر ابراز کنید.
- آموختن پویاییهای سالم: درباره ویژگیهای روابط سالم و محترمانه بیاموزید. این کار به شما کمک میکند تا علائم خطر را در آینده شناسایی کرده و ارتباطات سالمتری بسازید.
- اتصال مجدد با شادی: فعالیتها و افرادی را که به شما احساس شادی، توانمندی و کنترل بر زندگیتان را میدهند، دوباره کشف کنید.
به یاد داشته باشید، کمک گرفتن از یک متخصص سلامت روان یا گروه حمایتی نشانه ضعف نیست، بلکه گامی شجاعانه برای شکستن این چرخه و آغاز مسیر بهبودی است.