این هفته، نمایشگاه معتبر آرموری شو در نیویورک، میزبان نمایشگاهی جذاب و عمیقاً شخصی از هنرمند الکسا کومیکو هاتاناکا خواهد بود. مجموعه آثار او با عنوان «نشخوار فکری» (Rumination) که توسط گالری پاتل براون (تورنتو، مونترال) ارائه میشود، کاوشی تکاندهنده در ارتباطات پیچیده میان محیط زیست، میراث فرهنگی و چشماندازهای ذهنی ماست.

فعالیت هنری هاتاناکا ترکیبی شگفتانگیز از صنایع دستی باستانی و دغدغههای معاصر است. او آثار نساجی کاغذی چاپشدهای خلق میکند که به شکنندگی محیط زیست و تابآوری فرهنگی میپردازد و این موضوعات را از دریچه تجربه شخصی خود با اختلال دوقطبی به تصویر میکشد. هنر او تنها یک ابراز وجود نیست، بلکه نوعی تحقیق و درک است که این پرسش را مطرح میکند که چگونه دنیاهای درونی ما تحت تأثیر نیروهای خارجی مانند تغییرات اقلیمی شکل میگیرند.
مواد و تکنیکها در پیام او نقشی محوری دارند. آثار هاتاناکا که در طول دورههای اقامت هنری در «کاشیکی سیشی»، یک کارخانه کاغذسازی واشی دستساز خانوادگی با قدمت هزار ساله در ژاپن، و در «بلک راک» در سنگال توسعه یافتهاند، به سنتهای ریشهدار در حفاظت از محیط زیست ادای احترام میکنند. او از کاغذ واشی دستساز ژاپنی که با رنگهای طبیعی رنگآمیزی، چاپ و با دقت دوخته شده، استفاده میکند. برخی از قطعات شامل گیوتاکو، روش سنتی ژاپنی برای چاپ از ماهی واقعی، هستند که پیوندی مستقیم با جهان طبیعت برقرار میکند. در «نشخوار فکری»، او صدها تکه کاغذ واشی را به هم دوخته تا شبحهایی در اندازه واقعی از بدن خود بسازد که نمایشی قدرتمند از خود و شکنندگی است.
کیوریتور کلر شی، نظریه عمیق پشت این آثار را روشن میکند: «آثار هاتاناکا به سمت کاوش در این موضوع رفته است که چگونه تغییرات اقلیمی ممکن است در حال شکل دادن به ‘چشماندازهای درونی’ ما نیز باشد.» او اشاره میکند که هاتاناکا به بررسی تحقیقات اخیر میپردازد که نشان میدهد اختلال دوقطبی ممکن است به عنوان یک پاسخ انطباقی در دوران آخرین عصر یخبندان تکامل یافته باشد، جایی که دورههایی از خاموشی شبیه به خواب زمستانی میتوانست انرژی را در میان تغییرات شدید آب و هوایی حفظ کند. هاتاناکا میپرسد که چنین شرایط نورودایورژنتی (عصبواگرا) چه بینشهایی میتواند در مواجهه با دنیای پرنوسان امروز به ما ارائه دهد.
این ایده به صورت بصری در اثر اصلی نمایشگاه، نشخوار فکری (۲۰۲۵)، به تصویر کشیده شده است، جایی که هنرمند افزایش چشمگیر استفاده از کلمه «نشخوار فکری» را در طول زمان ترسیم میکند. با جای دادن این نمودار داده در چاپهایی از مناظر، او به طرز ماهرانهای بین آشفتگی درونی و بیثباتی محیطی بیرونی ارتباط برقرار میکند.
در نهایت، فعالیت هنری هاتاناکا از آنچه او «اشکال به حاشیه راندهشده دانش تجسمیافته» مینامد – اعم از نورودایورجنت، اکولوژیکی یا فرهنگی – دفاع میکند. او این دیدگاهها را نه به عنوان جایگزین، بلکه به عنوان ابزارهای ضروری برای پیمایش آینده جمعی و تضمین پایداری آن معرفی میکند.
اطلاعات بیشتر را از منبع مطالعه کنید: مجله Juxtapoz