هوش مصنوعی موسیقی را بازآفرینی می‌کند: چه کسی مجوزهای آینده را کنترل خواهد کرد؟

صنعت موسیقی در یک لحظه حیاتی قرار گرفته است و این تنها یک تحول تکنولوژیک دیگر نیست، بلکه یک انقلاب تمام‌عیار است که توسط هوش مصنوعی هدایت می‌شود. در حالی که ابزارهای هوش مصنوعی مانند Suno و Udio به سرعت از تولیدکنندگان ساده موسیقی به پلتفرم‌های پیچیده خلق اثر تبدیل می‌شوند، یک سؤال اساسی مطرح می‌شود: چه کسی قدرت و سود را در این دوران جدید کنترل خواهد کرد؟ همانطور که ران گفن لوی، بنیان‌گذار OG.studio، اشاره می‌کند، ما شاهد توزیع مجدد اساسی قدرت هستیم و اگر خالقان آثار اکنون دست به کار نشوند، خطر عقب ماندن را به جان خریده‌اند.

یک زنگ بیدارباش برای مدیران هنرمندان: رویکرد نسخه ۲.۰

چشم‌انداز فعلی فرصتی عظیم برای مدیران هنرمندان فراهم می‌کند، اما نیازمند یک تغییر کامل در طرز فکر است. به انقلاب در ورزش دانشگاهی با معرفی حقوق نام، تصویر و مشابهت (NIL) فکر کنید. برای دهه‌ها، دانشگاه‌ها سودهای کلانی به دست می‌آوردند در حالی که ورزشکاران بورسیه تحصیلی دریافت می‌کردند. سپس، یک‌شبه، ورزشکاران کنترل برند شخصی خود را به دست آوردند. صنعت موسیقی در آستانه تحولی مشابه قرار دارد.
در اینجا سه حرکت حیاتی برای هر مدیر هنرمندی آورده شده است که باید همین امروز انجام دهد:

  • ایجاد یک سبد از حقوق واگذار نشده: تک‌تک قراردادهای مشتریان خود را با دقت بررسی کنید. تمام حقوقی را که هرگز به صراحت واگذار نشده‌اند شناسایی کنید—حقوق صدا، حقوق آموزش هوش مصنوعی، صدور مجوز برای شخصیت‌های مصنوعی. این حقوق، که برخی از آنها هنگام امضای قراردادها حتی وجود نداشتند، یک معدن طلای پنهان هستند. به عنوان مثال، آیا یک آژانس برای استفاده از امضای صوتی منحصربه‌فرد یک خواننده در یک قطعه موسیقی با مالکیت عمومی، به مجوز جداگانه‌ای نیاز دارد؟ در بسیاری از کشورها، پاسخ یک «بله» قاطع است.
  • نقشه‌برداری از فرصت‌های خاص هر منطقه: این حقوق جدید در کشورهای مختلف ارزش‌های متفاوتی دارند. حقی که در یک حوزه قضایی بی‌ارزش است، ممکن است در جای دیگر فوق‌العاده ارزشمند باشد. مدیریت آینده‌نگر به معنای درک این آربیتراژ قانونی و ساخت استراتژی‌های درآمدزایی است که به هر منطقه حساس باشد.
  • ایجاد ارتباط و تشکیل خوشه‌ها: دیگر فقط مدیریت مسیرهای شغلی فردی مطرح نیست. هدف، سازماندهی اکوسیستم‌های خلاق کامل است. به دنبال همکاری در میان هنرمندان خود باشید، اما فراتر از مشارکت‌های انسان-به-انسان فکر کنید. هوش مصنوعی امکانات کاملاً جدیدی را باز می‌کند.

یادگیری برای دیدن «کشتی‌های نامرئی»

بسیاری از بزرگترین فرصت‌هایی که هوش مصنوعی ارائه می‌دهد، مانند «کشتی‌های نامرئی» افسانه‌ای هستند—آنقدر با درک فعلی ما بیگانه که حتی نمی‌توانیم آنها را ببینیم. یک مدیر ممکن است یک ترانه‌سرا، یک فیلم‌نامه‌نویس و یک بازیگر را در فهرست خود ببیند و به یک همکاری سنتی فکر کند. اما هوش مصنوعی به ما امکان می‌دهد ارتباطات نامرئی را ببینیم. آن ترانه‌سرای درخشان که از صحنه می‌ترسد، اکنون می‌تواند از طریق یک آواتار هوش مصنوعی فوق‌العاده واقعی اجرا کند و سرانجام رویای خود برای روی صحنه بودن را محقق سازد. هر هنرمندی پتانسیل تبدیل شدن به یک خالق رنسانسی را دارد و می‌تواند فراتر از توانایی‌های طبیعی خود حرکت کند. همه ما در حال استفاده از نقشه‌های قدیمی برای دنیایی کاملاً جدید هستیم و زمان آن رسیده که یاد بگیریم آنچه را که در افق است ببینیم.

یک «لحظه کداک» برای سازمان‌های مدیریت جمعی (CMOs)

در حالی که مدیران هنرمندان باید خود را تطبیق دهند، سازمان‌های مدیریت جمعی (CMOs) و PROها با یک تهدید وجودی روبرو هستند. آنها در حال حاضر درآمدهای بی‌سابقه و عضویت‌های بالایی را گزارش می‌دهند و قوی‌تر از همیشه به نظر می‌رسند. اما این وضعیت به طرز خطرناکی شبیه به شرکت کداک در سال ۱۹۹۹ است که درست قبل از اینکه انقلاب دیجیتال آن را منسوخ کند، سودهای رکوردی را جشن می‌گرفت. اتفاقی که در یک دهه برای کداک افتاد، ممکن است در نیمی از آن زمان برای CMOها رخ دهد.
در حالی که CMOها مشغول جمع‌آوری حق‌ امتیازهای سنتی هستند، صاحبان مسترها و شرکت‌های فناوری در حال ساختن آینده هستند. آنها در حال ثبت پتنت‌های هوش مصنوعی، بستن قرارداد با پلتفرم‌های AI و درآمدزایی از «ابَرطرفداران» هستند. برای جلوگیری از تبدیل شدن به کداک بعدی صنعت موسیقی، CMOها باید فوراً یک استراتژی جدید اتخاذ کنند.

یک برنامه بقای ۵ ماده‌ای برای CMOها:

  1. دفاع: صحبت با قانون‌گذاران کافی نیست. CMOها باید با پیروی از الگوی پیشگامانه‌ای مانند GEMA، اقدامات قانونی تهاجمی علیه پلتفرم‌هایی که هوش مصنوعی را بر روی آثار دارای کپی‌رایت بدون رضایت آموزش می‌دهند، انجام دهند.
  2. کوچک‌سازی: با احتمال کاهش درآمدها، CMOها باید از هوش مصنوعی در داخل سازمان برای کاهش شدید هزینه‌های عملیاتی، خودکارسازی صدور مجوز و بهبود خدمات به اعضا برای حفظ حاشیه سود خود استفاده کنند.
  3. غیرمتمرکزسازی: سیستم‌های قدیمی و متمرکز نمی‌توانند حجم عظیم داده‌ها و حقوق خرد ایجاد شده توسط هوش مصنوعی را مدیریت کنند. توکنیزه کردن پاسخ این مشکل است که حقوق جدید را شفاف و قابل معامله می‌کند. اگر CMOها این سیستم را نسازند، دیگران آن را خواهند ساخت و ترانه‌سرایان را از این سیستم بیرون خواهند گذاشت.
  4. توسعه: صرفاً جمع‌آوری حق امتیاز دیگر کافی نیست. CMOها باید به سازندگان پلتفرم تبدیل شوند و ابزارهایی ایجاد کنند که ترانه‌سرایان را مستقیماً به برندها، طرفداران و اکوسیستم‌های دیجیتال جدید متصل کند.
  5. تنوع‌بخشی: آینده ارزش‌آفرینی در دستان «ترانه‌سرایان حسی» (vibe songwriters) و «خالقان خوشه‌ای» است. درآمد آنها فقط از استریم‌ها نخواهد بود، بلکه از مشتقات—حقوق مرتبط با محصولات فیزیکی، تجربیات و آثار چندرسانه‌ای—به دست می‌آید. CMOها باید درهای خود را به روی این مدل‌های جدید باز کنند.

قدرت در دست کیست؟

آینده صدور مجوز موسیقی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. آیا این قدرت در دست پلتفرم‌های فناوری خواهد بود که در حال حاضر ابزارهای هوش مصنوعی ارزان ارائه می‌دهند تا بعداً شرایط خود را تغییر داده و سهمی از تمام درآمدهای مشتقه را طلب کنند؟ یا بازیگران قدرتمند جدیدی ظهور خواهند کرد؟ جالب اینجاست که جسورانه‌ترین دیدگاه‌ها برای ساخت سیستم‌های جدید از سوی بازیگران همیشگی در آمریکا یا اروپا مطرح نمی‌شود، بلکه از قطب‌های نوظهوری در عربستان سعودی، هند و امارات متحده عربی شنیده می‌شود.
در نهایت، همانطور که فیلسوف والتر بنیامین تقریباً یک قرن پیش اشاره کرد، وقتی فناوری نحوه ساخت هنر را تغییر می‌دهد، ساختار کنترل آن را نیز دگرگون می‌کند. هوش مصنوعی در حال توزیع مجدد آن قدرت است. انتخاب اینکه از این قدرت برای استثمار یا توانمندسازی استفاده کنیم، با ماست. امید و مسئولیت عظیمی که بر دوش ماست این است که توانمندسازی را انتخاب کنیم و اکوسیستم‌های انسان-به-انسان (H2H) فردا را بسازیم.

منبع

Leave a Comment