وقتی آمریکا برای ساختن یک بندر نزدیک بود آلاسکا را بمباران اتمی کند

آیا می‌توانید یک طرح دولتی را تصور کنید که برای حفر یک بندر، قصد انفجار شش بمب هسته‌ای در خاک خود را داشته باشد؟ این داستان شبیه به یک فیلم دیستوپیایی به نظر می‌رسد، اما در سال ۱۹۵۸، این یک پیشنهاد کاملاً واقعی از سوی کمیسیون انرژی اتمی ایالات متحده (AEC) بود. این طرح جسورانه با نام پروژه چاریوت (Project Chariot) شناخته می‌شد.

این ایده بخشی از یک برنامه بزرگتر به نام «پروژه پلوشر» (Project Plowshare) بود که به دنبال تغییر کاربری قدرت وحشتناک اتم برای اهداف صلح‌آمیز و سازنده بود. فیزیکدان برجسته و حامی این جنبش، ادوارد تلر، جمله معروفی دارد: «اگر کوه شما در جای مناسبی قرار ندارد، فقط یک کارت پستال برای ما بفرستید.» پروژه پلوشر دنیایی را متصور بود که در آن انفجارهای هسته‌ای می‌توانستند مسیر رودخانه‌ها را تغییر دهند، کانال بسازند و جغرافیای زمین را به میل خود دگرگون کنند.

ابرهای قارچی شکل یک بمب هیدروژنی در یک عکس قدیمی.

پروژه چاریوت قرار بود اولین آزمون بزرگ این مفهوم باشد. نقشه این بود که شش بمب اتمی در زیر زمین در «کیپ تامپسون»، جایی که سواحل دورافتاده شمال غربی آلاسکا به دریای چوکچی می‌رسد، دفن شوند. با انفجار زنجیره‌ای آن‌ها، قدرتی تقریباً هشت برابر مجموع بمب‌های هیروشیما و ناکازاکی آزاد می‌شد. کمیسیون انرژی اتمی ادعا می‌کرد که اگر این کار در اوایل بهار و با زمان‌بندی دقیق انجام شود، پوشش برفی از پراکندگی ذرات رادیواکتیو جلوگیری کرده و فصل شکار جامعه بومی اینوپیات (Iñupiat) تنها برای چند هفته مختل خواهد شد.

پاداش وعده داده شده چه بود؟ یک بندر جدید با آب‌های عمیق که ظاهراً با امکان استخراج منابع طبیعی، اقتصاد محلی را شکوفا می‌کرد. با این حال، این پروژه یک انگیزه پنهان و استراتژیک‌تر داشت. همانطور که اسکات کافمن، مورخ، توضیح می‌دهد، پروژه چاریوت وسیله‌ای برای رسیدن به یک هدف بزرگتر بود. این پروژه برای جمع‌آوری داده‌های لازم جهت یک جاه‌طلبی بسیار بزرگتر طراحی شده بود: ایجاد یک کانال جدید هم‌سطح با دریا در آمریکای مرکزی، که به آن «کانال پان-اتمیک» می‌گفتند.

نمایی از قفل‌های گاتون در کانال پاناما.

در دوران جنگ سرد، ایالات متحده کانال پاناما را با سیستم پیچیده قفل‌هایش، یک آسیب‌پذیری حیاتی نظامی و اقتصادی می‌دانست. یک حمله می‌توانست عبور و مرور بین اقیانوس اطلس و آرام را فلج کند. یک کانال جدید، وسیع‌تر و بدون قفل که با بمب‌های هسته‌ای حفر شده باشد، به عنوان راه‌حل نهایی دیده می‌شد.

تصویری از مجله پاپیولار ساینس در سال ۱۹۵۸ که ساخت بندر با انفجار اتمی را نشان می‌دهد.

اما کمیسیون انرژی اتمی مردم ساکن در نزدیکی کیپ تامپسون را به شدت دست‌کم گرفته بود. جامعه اینوپیات یک تماشاگر منفعل نبود. آن‌ها از اثرات ویرانگر آزمایش‌های هسته‌ای بر ساکنان جزایر بیکینی آتول آگاه بودند و عمیقاً نگران تأثیر آن بر سبک زندگی خود بودند که به شکار گوزن شمالی و فوک وابسته بود. آن‌ها با شدت مقاومت کردند و کمیسیون را مجبور کردند تا برای اثبات ایمنی پروژه، یک مطالعه زیست‌محیطی دو ساله انجام دهد.

نتایج این مطالعات به طرز شگفت‌آوری علیه پروژه بود. این تحقیقات ترس‌های جامعه اینوپیات را تأیید کرد و نشان داد که ذرات رادیواکتیو می‌توانند مناطق حیاتی شکار و آب‌های زیرزمینی را آلوده کنند. بدتر از آن، تحقیقات نشان داد که بومیان آلاسکا به دلیل آزمایش‌های هسته‌ای شوروی که گلسنگ‌های خوراک گوزن‌های شمالی را آلوده کرده بود، از قبل دارای سطوح بالایی از رادیواکتیویته در بدن خود بودند. افزودن تشعشعات بیشتر به این اکوسیستم شکننده می‌توانست فاجعه‌بار باشد.

نمایی هوایی از محل پروژه چاریوت در آلاسکا.

تا سال ۱۹۶۱، اخبار مربوط به پروژه چاریوت مخالفت سراسری را برانگیخته بود. تیر خلاص نهایی از یک آزمایش دیگر پروژه پلوشر به نام «پروژه نوم» (Project Gnome) در نیومکزیکو شلیک شد. این انفجار که قرار بود کاملاً در زیر زمین مهار شود، باعث نشت تشعشعات به جو شد و به تخلیه و عملیات پاکسازی نیاز پیدا کرد. این شکست چنان واکنش عمومی شدیدی را برانگیخت که در سال ۱۹۶۲، کمیسیون انرژی اتمی بی‌سر و صدا پروژه چاریوت را رها کرد. این مبارزه اکنون به عنوان یکی از اولین جنبش‌های بزرگ زیست‌محیطی در تاریخ ایالات متحده شناخته می‌شود.

اگرچه پروژه پلوشر یک دهه بعد رسماً لغو شد، اما ایده استفاده از قدرت هسته‌ای برای پروژه‌های مهندسی عظیم کاملاً از بین نرفته است. از پیشنهاد ایلان ماسک برای بمباران اتمی مریخ جهت آماده‌سازی آن برای سکونت، تا ایده گزارش‌شده دونالد ترامپ برای استفاده از بمب اتمی برای متوقف کردن طوفان‌ها، این مفهوم همچنان پابرجاست. همانطور که مورخ اسکات کافمن هشدار می‌دهد: «وقتی جعبه پاندورا را باز کنید، بستن دوباره آن بسیار دشوار است.»

اطلاعات بیشتر را از مقاله اصلی بخوانید: Popular Science

Leave a Comment