پرونده عجیب وکیل و موکلی که وجود خارجی نداشت
در پروندهای که یک قاضی آن را «بسیار خارقالعاده» توصیف کرد، یک وکیل دادگستری به دلیل وکالت از زنی که به نتیجهگیری قاضی، هرگز وجود خارجی نداشته، به شدت مورد انتقاد یک دادگاه قرار گرفت. کل این ماجرا تلاشی پیچیده برای متوقف کردن فروش یک ملک بود و اهمیت حیاتی وظیفهشناسی حرفهای را به نمایش گذاشت.

این پرونده که توسط قاضی اوان پاتون در دیوان بدوی رسیدگی شد، بر روی عملکرد وکیل کینگزلی افموآی متمرکز بود. قاضی دریافت که آقای افموآی حداقل «مقصر سادهلوحی و خوشباوری حیرتانگیز» در رسیدگی به چیزی است که به نظر میرسد یک تلاش برای کلاهبرداری پیچیده در مورد ملکی در شمال لندن بوده است.
این разбирательство به دلیل اختلاف بر سر انتقال ملک توسط اداره ثبت اسناد و املاک آغاز شد. این خانه در ابتدا در سال ۱۹۹۳ به نام «تالی شانی» ثبت شده بود. مردی ادعا میکرد که او تالی شانی است، اما زنی در نیجریه این ادعا را به چالش کشید و خود را تالی شانی واقعی معرفی کرد و هرگونه اطلاع از فروش ملک را انکار نمود. این موضوع شبکهای از «ادعاهای متقابل کلاهبرداری هویتی از طریق جعل هویت» را ایجاد کرد که منجر به ادعاهای بیشتری در مورد اسناد جعلی، توطئه و فساد شد.
آقای افموآی، که دارای صلاحیت دوگانه به عنوان وکیل در انگلیس و نیجریه است، وکالت زنی را بر عهده داشت که ادعا میکرد خانم شانی است. با این حال، پرونده زمانی پیچیدهتر شد که او در ژوئن ۲۰۲۴ برای ارائه شهادت از راه دور حاضر نشد و بعداً گزارش شد که در یک سانحه رانندگی مرموز جان باخته است. قاضی پاتون ناباوری عمیق خود را نسبت به شواهد ارائه شده از طرف او ابراز کرد و گفت: «من نمیپذیرم که ‘او’ هرگز یک شخص زنده واقعی بوده باشد. بنابراین نمیپذیرم که ‘او’ درگذشته باشد… و قطعاً نمیپذیرم که ‘او’ این ملک را در سال ۱۹۹۳ در لندن خریداری کرده باشد.»
قاضی همچنین اعتبار مردانی که ادعا میکردند پسر و پسرعموی او هستند را رد کرد و تشخیص داد که اسناد متعددی، از جمله شهادتنامهها و حتی گواهی فوت ادعایی او، جعلی بودهاند. به گفته قاضی، «ناامیدکنندهترین و نگرانکنندهترین جنبه» این ماجرا، رفتار آقای افموآی بود. در حالی که قاضی از اعلام همدستی فعال او در کلاهبرداری خودداری کرد، اما عدم شکاکیت و پذیرش بیچون و چرای دستورالعملها از یک شرکت حقوقی نیجریهای را به شدت محکوم کرد.
یکی از نکات اصلی انتقاد، عدم ملاقات آقای افموآی با موکل خود بود. قاضی این موضوع را «بسیار قابل توجه» دانست و اشاره کرد که یک وکیل انگلیسی که متهم به وکالت از یک موکل غیرموجود است، باید «تمام تلاش خود را» برای اثبات خلاف آن انجام دهد. او گفت، این اتهام «میتوانست به راحتی در هر زمانی رد و رسیدگی شود.»
حتی محکومکنندهتر، سفر آقای افموآی به نیجریه دو ماه پس از تعویق جلسه دادرسی بود. او این سفر را «فرصتی طلایی» برای ملاقات با موکلش توصیف کرد، اما «به طور کامل این فرصت را از دست داد.» او ادعا کرد که با زنی ملاقات کرده اما هیچ یادداشتی برنداشته، تاریخ دقیق را به خاطر نمیآورد، هیچ سؤال مهمی نپرسیده و هیچ عکس یا ویدیویی نگرفته است، با این توجیه که این کار «بیاحترامی» بوده است. قاضی این شواهد را «ناامیدکننده و نگرانکننده» دانست و اظهار داشت که این رفتار «بیشتر بوی تمایل به چشمپوشی» میدهد.
در نهایت، قاضی داستان واقعی را کشف کرد: ملک در سال ۱۹۹۳ توسط یک ژنرال برجسته و فقید نیجریهای به نام جرمایا یوسنی خریداری شده بود که از نام جعلی «تالی شانی» استفاده کرده بود. قاضی درخواست انتقال جعلی را لغو و دستور داد که مالکیت ملک به ورثه ژنرال یوسنی تعلق گیرد.
آنچه میتوانیم بیاموزیم: این پرونده یک یادآوری قدرتمند برای همه متخصصان، به ویژه در حوزه حقوق، در مورد اهمیت غیرقابل انکار رویههای «شناخت مشتری» (KYC) و بررسی دقیق و موشکافانه است. پذیرش وکالت بدون تأیید هویت و وجود یک موکل میتواند به عواقب حرفهای شدید و مشارکت ناخواسته در کلاهبرداری منجر شود. این ماجرا بر وظیفه در قبال دادگاه و لزوم حفظ شکاکیت حرفهای، به خصوص در پروندههای پیچیده و فرامرزی که دارای علائم خطر هستند، تأکید میکند.
منبع: Legal Futures