چرا این همه وکیل جوان در حال ترک شغل خود هستند؟

دنیای حقوق شاهد خروج قابل توجه استعدادها است و گزارش جدیدی بر افزایش نگران‌کننده تعداد وکلای جوانی که شرکت‌های خود را ترک می‌کنند، تأکید دارد. این فقط یک روند جزئی نیست؛ بلکه یک تغییر لرزه‌ای است که هزینه‌های سنگینی برای این صنعت به همراه دارد.

بر اساس گزارش «استعداد و منابع انسانی حقوقی BigHand 2025» که نظرات بیش از ۸۰۰ چهره ارشد در شرکت‌های حقوقی بریتانیا و ایالات متحده را گردآوری کرده، نرخ خروج وکلا از بخش خصوصی در طی یک سال تقریباً دو برابر شده است. داده‌ها نشان می‌دهد که ۱۶٪ از وکلای همکار جوان و ۱۷٪ از وکلای همکار ارشد در ۱۲ ماه گذشته موقعیت خود را ترک کرده‌اند. این ارقام جهش شدیدی را نسبت به نرخ خروج ۹٪ ثبت شده برای هر دو گروه در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد.

علامت خروج که مسیر بیرون را نشان می‌دهد

این نرخ خروج فزاینده توسط نویسندگان گزارش، «مشکل میلیون دلاری» نامیده شده است. تخمین زده می‌شود که خروج هر وکیل، با در نظر گرفتن درآمدهای از دست رفته، هزینه‌های استخدام و هزینه آموزش جایگزین، تا ۱ میلیون دلار (۷۹۰,۰۰۰ پوند) برای یک شرکت هزینه داشته باشد. با این حال، هزینه واقعی بسیار فراتر از مسائل مالی است. از دست دادن یک وکیل همکار، فشار زیادی را بر اعضای باقی‌مانده تیم وارد می‌کند، فرسودگی شغلی را تسریع می‌بخشد و استعفاهای بیشتری را به دنبال دارد. علاوه بر این، این امر منجر به از بین رفتن دانش سازمانی قابل توجهی می‌شود و یک چرخه معیوب از بی‌ثباتی و افزایش هزینه‌ها را ایجاد می‌کند.

خب، چه چیزی این خروج دسته‌جمعی را هدایت می‌کند؟ تحقیقات به مجموعه‌ای از عواملی اشاره دارد که متخصصان مدرن دیگر حاضر به تحمل آن‌ها نیستند. محرک‌های اصلی شامل فشار برای مدل‌های کاری ترکیبی پایدار، تمایل شدید برای تعادل بهتر بین کار و زندگی، و فقدان فرصت‌های روشن برای پیشرفت شغلی است. تعداد فزاینده‌ای از این وکلا فقط شرکت خود را تغییر نمی‌دهند؛ بلکه به طور کامل بخش خصوصی را ترک کرده و به سمت موقعیت‌های درون‌سازمانی (in-house) یا خروج کامل از حرفه حقوق روی می‌آورند.

در حالی که این موضوع کل بخش را تحت تأثیر قرار می‌دهد، به نظر می‌رسد شرکت‌های متوسط بیشترین فشار را احساس می‌کنند. با بودجه‌های محدودتر و تیم‌های کوچک‌تر، هر خروج تأثیر محسوس‌تر و فوری‌تری بر عملکرد و روحیه آن‌ها دارد.

گزارش نشان می‌دهد که شیوه‌های مدیریتی منسوخ، بخش قابل توجهی از مشکل هستند. به طور شگفت‌انگیزی، ۴۳٪ از تصمیمات تخصیص کار هنوز هم عمدتاً توسط وکلا و بر اساس «احساس درونی» یا ترجیحات شخصی گرفته می‌شود، نه بر اساس داده‌های استراتژیک در مورد سودآوری، مهارت‌های کارمندان یا ظرفیت فعلی. این روش ناکارآمد می‌تواند منجر به کار بیش از حد برای افراد کلیدی و عدم استفاده از استعدادهای دیگر شود و نارضایتی و عدم تعهد را تقویت کند.

راه‌حل، همانطور که BigHand استدلال می‌کند، در مدیریت منابع هوشمندتر و مبتنی بر داده نهفته است. با پیاده‌سازی سیستم‌هایی که بینش‌های آنی در مورد ظرفیت، مجموعه مهارت‌ها و حجم کاری وکلا ارائه می‌دهند، شرکت‌ها می‌توانند کار را به طور عادلانه‌تر و مؤثرتر توزیع کنند. این نه تنها کارایی و سودآوری را افزایش می‌دهد، بلکه برای حفظ تعهد، حمایت و انگیزه افراد با استعداد برای ماندن نیز حیاتی است.

اطلاعات بیشتر از تحقیق اصلی را اینجا بیاموزید: https://www.legalcheek.com/2025/09/research-reveals-jump-in-junior-lawyers-quitting-firms/

Leave a Comment