آیا تا به حال احساس کردهاید آنقدر خود را وقف دیگران کردهاید که چیزی برای خودتان باقی نمانده است؟ این دقیقاً همان جایی بود که جسیکا راث در ۴۰ سالگی خود را در آن یافت. در مواجهه با تشخیص پیشدیابت، اضافهوزن و خستگی ذهنی، او کاملاً تحلیل رفته بود. یک تولد مهم بیشتر شبیه به یک بار سنگین بود تا یک جشن.
به عنوان یک مادر شاغل فداکار، سلامتی خودش همیشه در اولویت آخر قرار داشت. شبهای بیخوابی، ورزش حداقلی و استفاده از غذاهای فرآوریشده به عنوان یک مکانیسم مقابلهای به عادت او تبدیل شده بود. او که از فردی که به آن تبدیل شده بود ناامید بود، تصمیم گرفت زمان تغییر فرا رسیده است.
اولین قدمها به سوی یک زندگی جدید
سفر جسیکا نه با یک تحول بزرگ و ناگهانی، بلکه با تغییرات کوچک و پایدار آغاز شد. او همکاری با یک متخصص طبیعتدرمانی را برای اصلاح عادات غذایی، خواب و استرس خود شروع کرد. درسهای اولیه، بنیادین اما دگرگونکننده بودند: یادگیری تأمین سوخت بدن با غذاهای کامل و مغذی و درک اینکه هشت ساعت خواب یک امر لوکس نیست، بلکه یک ضرورت برای بهبودی و کاهش استرس است. او همچنین تحرک را به روشی ساده و در دسترس پذیرفت: پیادهروی، که در نهایت به دویدن تبدیل شد. طی سه سال، این تلاشهای مداوم به او اجازه داد تا سلامتی خود را بازپس گیرد و هم از نظر جسمی و هم از نظر ذهنی احساس بهتری داشته باشد. اما او میدانست که توانایی بیشتری دارد.

کشف قدرت و توانایی
فصل جدیدی زمانی آغاز شد که پسرش به ورزش پاورلیفتینگ روی آورد. جسیکا که مجذوب نتایج مشهود عضلهسازی پسرش شده بود، تصمیم گرفت خود نیز دنیای تمرینات قدرتی را کشف کند. او یک مربی باتجربه پیدا کرد و متعهد شد سه بار در هفته تمرین کند. تسلط بر فرم صحیح حرکاتی مانند اسکات از پشت، پرس سینه و ددلیفت یک چالش بود، اما چالشی که او با هیجان پذیرفت. احساس قویتر شدن، قدرتبخش بود و او در محیط انگیزشی یک باشگاه پر از زنان مصمم دیگر، شکوفا شد. این اعتماد به نفس تازهیافته او را به شرکت در یک مسابقه پاورلیفتینگ محلی سوق داد—قدمی بسیار فراتر از منطقه امن او، اما قدمی که او را سرشار از غرور کرد.
از پاورلیفتینگ تا بدنسازی
جسیکا عاشق پاورلیفتینگ بود، اما جاهطلبی او بیشتر شد. در ۴۷ سالگی، با الهام از نظم و انضباط و نتایج باورنکردنی بازترکیب بدنی تیم بدنسازی باشگاهش، هدف جدید و جسورانهتری برای خود تعیین کرد: اولین مسابقه بدنسازیاش. این امر نیازمند نوع دیگری از فداکاری بود. تحت نظر یک مربی جدید، او یک سال را با مازاد کالری برای ساخت عضله با تمرینات سنگین گذراند و سپس با یک کسری کالری دقیق، چربی بدن را کاهش داد تا فیزیک تراشیدهاش را به نمایش بگذارد. رفتن روی صحنه با بیکینی دلهرهآور بود، اما او عاشق این فرآیند و فردی شد که این مسیر به او کمک کرد تا به آن تبدیل شود: سختکوش، باانگیزه و قوی.

کلیدهای موفقیت پایدار
اکنون که به ۵۰ سالگی نزدیک میشود و برای مسابقه بعدی خود تمرین میکند، جسیکا تحول خود را مدیون سه اصل اساسی میداند:
- اولویت دادن به خواب: او هشت ساعت خواب را به یک امر غیرقابلمذاکره تبدیل کرد، هر شب ساعت ۸:۳۰ به رختخواب میرود و ساعت ۵ صبح بیدار میشود. او خواب را «ابزار نهایی ریکاوری» مینامد.
- رژیم غذایی مبتنی بر غذاهای کامل: او استفاده از تنقلات فرآوریشده برای مقابله با استرس را کنار گذاشت و یاد گرفت که به غذا به عنوان سوخت نگاه کند. رژیمی سرشار از میوهها، سبزیجات و پروتئین بدون چربی باعث شد از نظر جسمی قویتر و از نظر ذهنی هوشیارتر شود.
- وفادار ماندن به قولهایش به خودش: او معتقد است اعتماد به نفس از ثبات قدم ناشی میشود. با حضور در تمرینات و رسیدن به اهدافش، او انضباط شخصی را به عنوان والاترین شکل عشق به خود تمرین میکند.
ده سال پیش، جسیکا راث از ۴۰ ساله شدن وحشت داشت. امروز، در آستانه ۵۰ سالگی، او قویتر و قدرتمندتر از همیشه احساس میکند و برای جشن گرفتن پیشرفت باورنکردنی که داشته، هیجانزده است.
منبع: Women’s Health Magazine