فیلم کلاسیک «خانواده آدامز» محصول ۱۹۹۱ به خاطر ترکیب بینظیرش از طنز سیاه و داستان دلگرمکننده یک خانواده عجیب و غریب شهرت دارد، اما یکی از رضایتبخشترین نقاط داستانی آن نزدیک بود هرگز اتفاق نیفتد. هسته عاطفی کل فیلم به یک سوال بستگی داشت: آیا عمو فستر برادر واقعی و گمشده گومز بود یا یک شیاد که برای سرقت ثروت خانواده فرستاده شده بود؟ همانطور که مشخص شد، پاسخ این سوال از ذهن درخشان جوانترین ستاره فیلم، یعنی کریستینا ریچی ۱۰ ساله، بیرون آمد.

در فیلم بری ساننفلد، داستان با یک خانواده آدامز از هم پاشیده آغاز میشود که عمیقاً دلتنگ برادر گومز، فستر، هستند که سالها پیش ناپدید شده است. یک زوج کلاهبردار نقشهای میکشند تا از مردی به نام گوردون (کریستوفر لوید) که شباهت عجیبی به فستر دارد، برای نفوذ به خانواده و تصاحب ثروتشان استفاده کنند. با گذشت زمان، گوردون به طرز شگفتانگیزی با این خانواده مرگپرست و عاشق شکنجه خو میگیرد و این سوال را برای مخاطبان و شخصیتها ایجاد میکند که آیا او واقعاً همان فستر است که دچار فراموشی شده؟
در پشت صحنه، فیلمسازان نیز به همان اندازه نامطمئن بودند. فیلمنامه دائماً در حال تغییر بود و بازیگران بدون اینکه پاسخ قطعی برای هویت فستر وجود داشته باشد، انتخاب شده بودند. بر اساس مقالهای در هالیوود ریپورتر، این کریستینا ریچی جوان، بازیگر نقش ونزدی آدامز خشک و مرگبار، بود که از این ایده که فستر باید واقعی باشد، دفاع کرد.
خرد یک ستاره جوان

پل رودنیک، فیلمنامهنویسی که برای بازنویسی فیلمنامه آورده شده بود، به یاد میآورد که آن را به ریچی نشان داده بود. او حتی در آن سن کم، درک عمیقی از داستانگویی داشت. رودنیک توضیح داد: «فکر میکنم او اشاره کرد که بازگشت فستر واقعی به خانواده عجیب و دوستداشتنیاش، از نظر عاطفی رضایتبخشتر و ضروریتر است.» ریچی احساس میکرد که اتحاد مجدد خانواده برای قلب داستان حیاتی است. پایانی که در آن گوردون یک شیاد باقی میماند، حتی اگر تصمیم میگرفت بماند، پوچ و توخالی به نظر میرسید.
شورش بازیگران به رهبری یک کودک

کارگردان، بری ساننفلد، این داستان را در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ با Vulture تأیید کرد و لایه دیگری به آن افزود. ریچی فقط نظر شخصی خود را به اشتراک نمیگذاشت؛ او سخنگوی منتخب کل بازیگران اصلی بود. بازیگرانی مانند رائول هولیا (گومز) و آنجلیکا هیوستون (مورتیشا) همگی معتقد بودند که فستر باید واقعی باشد. ساننفلد اعتراف کرد که او و تهیهکننده اسکات رودین آماده بودند تا نسخه «شیاد» را فیلمبرداری کنند، اما بازیگران شورشی آرام به راه انداختند.
ساننفلد به یاد میآورد: «سخنگویی که همه بازیگران دیگر … برای صحبت از طرف خود انتخاب کردند، کریستینا ریچی ۱۰ ساله بود. و او یک درخواست بسیار پرشور ارائه داد که فستر نباید یک شیاد باشد.» از قضا، تنها کسی که نظر قاطعی نداشت، کریستوفر لوید، بازیگر نقش فستر بود. اعتقاد راسخ بازیگران که توسط ریچی به شیوایی بیان شد، فیلمسازان را متقاعد کرد. ساننفلد گفت: «ما در نهایت آن نقطه داستانی را کاملاً تغییر دادیم تا بازیگران را راضی کنیم. و حق با آنها بود. این راه بهتری بود.»
این تصمیم یک شاهکار بود. «خانواده آدامز» به یک موفقیت عظیم در گیشه تبدیل شد و میراث آن، که شامل دنباله محبوب «ارزشهای خانواده آدامز» و سریال اخیر «ونزدی» است، همچنان ادامه دارد. این ماجرا نشان میدهد که گاهی عمیقترین بینشهای خلاقانه میتوانند از غیرمنتظرهترین جاها بیایند—در این مورد، از یک دختر ۱۰ ساله که میدانست خانواده، هرچقدر هم عجیب و ترسناک باشد، چیزی است که واقعاً اهمیت دارد.
برای جزئیات بیشتر، میتوانید مقاله اصلی را اینجا بخوانید.