گاهی، زندگی مسیری غیرمنتظره را پیش روی شما قرار میدهد که کل آیندهتان را از نو تعریف میکند. برای من، این لحظه با خبر درگذشت عمهام، هلن، در سال ۲۰۲۱ فرا رسید. اگرچه ما خیلی به هم نزدیک نبودیم، اما یاد او زمانی به ستاره راهنمای آیندهام تبدیل شد که فهمیدم او سخاوتمندانه مبلغ ۲۰ هزار دلار در وصیتنامهاش برای من به ارث گذاشته است.
این فقط یک چک نبود؛ یک فرصت بود. این پول به شکل یک حساب بازنشستگی موروثی (Inherited IRA) به دستم رسید که قوانین خاص خود را داشت. من ۱۰ سال فرصت داشتم تا پول را برداشت کنم و مالیات آن نیز در زمان برداشت محاسبه میشد. با همکاری یک مدیر مالی، یک برنامه برداشت تدریجی تنظیم کردم تا پیامدهای مالیاتی آن را به طور مؤثر مدیریت کنم و این هدیه ارزشمند را به یک صندوق سفر پایدار تبدیل نمایم.
سالها بود که اشتیاق من به سفر به ورق زدن اطلسها و تنظیم هشدارهای پرواز ارزانقیمت محدود شده بود؛ هشدارهایی که حقوق من در یک مؤسسه غیرانتفاعی از پس آن برنمیآمد. سفر به وین فانتزیای بود که آن را با خوردن سوسیسهای کنسروی جایگزین میکردم. اما هدیه هلن همه چیز را تغییر داد. این کلیدی بود که قفل دنیا را برایم باز کرد.
از رویا تا واقعیت
اولین سفر بزرگ من به نپال بود. من مدتها از «شبکه پاندای قرمز» حمایت میکردم و آرزو داشتم به یکی از اکوتریپهای آنها بپیوندم. با این ارث، بالاخره توانستم هزینه پرواز بینالمللی و تجهیزات کوهنوردی را تأمین کنم. حتی خودم را به یک ارتقاء کلاس پرواز از دوحه به کاتماندو مهمان کردم و در حالی که فیلمهای کلاسیک تماشا میکردم، از نوشیدنی لذت میبردم؛ یک تجمل کوچک که حس فوقالعادهای داشت. سفر جادویی بود؛ پنج پاندای قرمز وحشی را دیدم و تولد ۳۹ سالگیام را با درست کردن کره محلی در یک اقامتگاه روستایی در دامنه هیمالیا جشن گرفتم.
سفر بعدی، اولین تجربه من از اروپا بود. به همراه دوستانم برای تماشای مسابقه یوروویژن ۲۰۲۴ به این قاره سفر کردیم. ما در خیابانهای دلربای لیوبلیانا در اسلوونی گشتیم و با ماشین به کرواسی رفتیم. هزینههای اقامتگاه و ماشین را با هم تقسیم کردیم که ثابت کرد تجربیات باورنکردنی لزوماً پرهزینه نیستند. یک وعده ماهی کبابی و ریزوتوی مارچوبه با منظره دریای آدریاتیک، بهترین غذایی است که تا به حال خوردهام. هیجان ما حتی باعث شد در زاگرب با تلویزیون محلی مصاحبه کنیم!
سفری که به خانه ختم شد
با این حال، تحولآفرینترین سفر، سفر به آرژانتین بود. من برای دیدن دوستی که به بوئنوس آیرس نقل مکان کرده بود به آنجا رفتم و فوراً شیفته فرهنگ پرجنبوجوش و کیفیت زندگی فوقالعاده این شهر شدم. آن سفر بذری در دلم کاشت و در تابستان ۲۰۲۴، من نیز به آنجا نقل مکان کردم. اکنون، شادترین دوران زندگیام را میگذرانم، این کشور زیبا را کاوش میکنم و برای ماجراجوییهای بیشتر در سراسر آمریکای جنوبی برنامهریزی میکنم.
با هر تجربه جدید—چشیدن لیکور گل صدتومانی در هیمالیا، لذت بردن از شراب مالبک در یک آسادوی آرژانتینی، یا نوشیدن لیکور گلابی در قلعهای در اسلوونی—جامی به سلامتی هلن بلند میکنم. سخاوت او فقط به من پول نداد؛ او زندگیای را به من هدیه داد که همیشه تصورش را میکردم. با باقی ماندن بیش از نیمی از ارث، سفر من هنوز به پایان نرسیده است. مقصد بعدی پاراگوئه است.
این تجربه عمیقاً دیدگاه من را نسبت به میراث تغییر داده است. میراث فقط چیزی نیست که از خود به جای میگذارید، بلکه فرصتهایی است که میتوانید برای دیگران خلق کنید. با الهام از عمهام، اکنون قصد دارم یک «صندوق ماجراجویی» در وصیتنامه خودم بگنجانم، به این امید که به کسی که دوستش دارم، همین هدیه اکتشاف را بدهم. مهربانی هلن به یک اثر موجی تبدیل شده است، اثری که امیدوارم آن را ادامه دهم.
منبع: Business Insider