کینه: پرستار بچه جهنمی در تریلر جدید پرایم ویدیو

وقتی یک میلیونر جذاب و متکبر را با یک پرستار بچه مرد کینه‌توز ترکیب کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ نتیجه می‌شود کینه (Malice)، یک تریلر روانشناختی جدید در پرایم ویدیو که عمیقاً به دنیای بازی‌های ذهنی و انتقام‌جویی می‌پردازد، حتی اگر گاهی ظرافت را فدای سرعت کند.

دیوید دوکاونی و جک وایتهال در سریال کینه

دیوید دوکاونی در نقشی به صفحه نمایش بازگشته که به نظر می‌رسد برای آن ساخته شده است: جیمی، یک سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر که سرشار از خودرضایتی و جذابیتی توهین‌آمیز است. او از آن دسته شخصیت‌هایی است که شوخی‌های نامناسب می‌کند، به بچه‌هایش می‌گوید «خفه شو» و با قوانین خودش زندگی می‌کند، همه این‌ها با چشمکی که شما را به چالش می‌کشد تا از او بدتان بیاید. کاریزمای طبیعی او باعث می‌شود تماشای فروپاشی دنیای بی‌نقصش لذت‌بخش باشد. از همان ابتدا، در حالی که با آهنگ “Sweet Thing” میک جگر همراهی می‌کند، می‌دانید که سقوط او حتمی است و این بخش بزرگی از جذابیت سریال است.

در این میان آدام، با بازی کمدین جک وایتهال، به عنوان «پرستار مرد» جدید خانواده وارد می‌شود. آدام که برای مراقبت از بچه‌ها استخدام شده، آن چیزی نیست که به نظر می‌رسد. سریال از همان ابتدا نیت شوم او را آشکار می‌کند. این سریال که توسط جیمز وود نوشته شده، از استعاره‌های سنگین و واضحی استفاده می‌کند – مانند یک مار واقعی در چمن در املاک یونانی خانواده – تا خطر را به ما نشان دهد. هر بار که کارفرمایان جدیدش پشتشان را به او می‌کنند، نقاب دوستانه آدام کنار می‌رود و نگاهی تهدیدآمیز و نقشه‌ای با دقت طراحی شده را آشکار می‌سازد. ما او را می‌بینیم که به مار خانگی‌اش زمزمه می‌کند: «برو کمی هرج‌ومرج به پا کن» و هیچ شکی در مورد مأموریتش باقی نمی‌گذارد.

آدام متقاعد شده که جیمی در گذشته به او ظلم کرده و نقشه‌ای دقیق برای از هم پاشیدن زندگی او ترتیب می‌دهد. او به خانواده و حلقه دوستان ثروتمندشان نفوذ می‌کند و از هر چیزی، از سم و مواد مخدر گرفته تا یک چوب کریکت و عکس‌های شرم‌آور، برای ایجاد نفاق استفاده می‌کند. با پیشرفت نقشه‌اش، دیوارها به دور او نزدیک‌تر می‌شوند و لایه‌ای از تنش هیجانی به بازی او اضافه می‌شود.

در حالی که این داستان ممکن است یادآور تریلرهای پیچیده با محوریت کلاهبرداران مانند ریپلی (Ripley) باشد، کینه مسیر خود را طی می‌کند. این سریال کمتر یک مطالعه شخصیت صبورانه و بیشتر یک سریال پرسرعت و مبتنی بر پایان‌های نفس‌گیر است. از آن دسته سریال‌هایی است که ممکن است در یک پرواز طولانی یک‌نفس تماشا کنید و کاملاً در پیچش‌های داستانی آن غرق شوید، اما شاید بعد از آن نیازی به تحلیل آن با همسفر خود نداشته باشید. داستان با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رود که شما را درگیر نگه می‌دارد، اما گاهی به قیمت از دست رفتن باورپذیری تمام می‌شود.

این سریال بی‌نقص نیست. برخی از دیالوگ‌ها به طرز قابل توجهی مستقیم و بی‌پرده هستند، مانند مکالمه‌ای درباره زئوس و نمسیس، الهه انتقام، که مانند اعلامیه‌ای مستقیم درباره مضامین سریال به نظر می‌رسد. همچنین سوالات آزاردهنده‌ای را مطرح می‌کند: چرا این خانواده فوق‌العاده ثروتمند اینقدر سریع و بدون هیچ مرزی به یک غریبه اعتماد می‌کنند؟ دوربین‌های امنیتی در خانه‌های مجلل آنها کجا هستند؟ آیا هیچ‌کس متوجه نمی‌شود مردی در روز روشن محتویات صندوق عقب ماشینش را در رودخانه تیمز خالی می‌کند؟

با این حال، اگر بتوانید ناباوری خود را کنار بگذارید و از عدم ظرافت آن چشم‌پوشی کنید، کینه یک سواری تاریک و لذت‌بخش را ارائه می‌دهد. بزرگترین دستاورد آن شاید بزرگترین پیچش داستانی‌اش باشد: به نوعی، موفق می‌شود شما را وادار کند ذره‌ای همدردی برای شخصیت غیرقابل تحمل دوکاونی احساس کنید، شاهکاری که انجام آن به هیچ وجه آسان نیست.

منبع: The A.V. Club

Leave a Comment