هنر گاهی، درخشانترین تصمیمات هنری و نمایشگاهی از دل یک اتفاق کاملاً تصادفی زاده میشوند. این دقیقاً همان چیزی است که در گالری «هارپرز چلسی ۵۱۲» درست پیش از افتتاح رسمی جدیدترین نمایشگاه مارکوس بروتوس با عنوان «در کانون توجه» (En Focus) رخ داد.
شنبه گذشته، گالری یک پیشنمایش یک روزه و خودجوش را برگزار کرد. روز قبل از آن، تیم گالری نقاشیهای بروتوس را که هنوز در جعبههای محافظ حملونقل خود بودند، برای یک بازدید خصوصی توسط یکی از وفادارترین حامیان این هنرمند، روی زمین چیده بودند. این چیدمان کاملاً کاربردی و بر اساس اندازه آثار در زیر نمایشگاه فعلی از «ایریا لینو» انجام شده بود و هیچ نیت هنری پشت آن نبود. برنامه این بود که آثار بلافاصله پس از جلسه به انبار بازگردانده شوند.

با این حال، سرنوشت دخالت کرد. همزمان با ورود آن مشتری، یک چهره برجسته از دنیای هنر برای دیدن نمایشگاه لینو وارد گالری شد. او که از این چیدمان موقت بیخبر بود، نقاشیهای روی زمین بروتوس را به اشتباه بخشی حسابشده از چیدمان نمایشگاه لینو پنداشت. او مجذوب این نمایش تصادفی شد و حتی استفاده از جعبههای حملونقل را یک انتخاب هنری هوشمندانه تحسین کرد. بازدیدکنندگان دیگر نیز نظر مشابهی داشتند و در آن لحظه مشخص شد که یک اشتباه زیبا، راهی قدرتمند و جدید برای تجربه این آثار هنری را آشکار کرده است.
مارکوس بروتوس به عنوان یک نقاش سینمایی و جادوگر احساسات شناخته میشود. در حالی که آثار او اغلب دارای پیشینههای داستانی عمیق و ریشههای تاریخی هستند، دیدن آنها در کنار هم بر روی زمین، یک چارچوب روایی را آشکار کرد که ممکن بود در یک چیدمان سنتی دیواری از دست برود. داستانسرایی، سنگ بنای کار اوست. اولین نمایشگاه او در سال ۲۰۱۸، «آمریکاییها» (The Uhmericans)، پاسخی مستقیم به کتاب عکس افسانهای رابرت فرانک، «آمریکاییها» (The Americans) بود. این حرکتی جسورانه برای یک هنرمند ناشناخته و خودآموخته بود، اما همین حرکت او را به عنوان یک صدای مهم تثبیت کرد و اکنون آثارش در مجموعههای بزرگ و همکاری با برندهای مشهور به نمایش درمیآیند.
چه چیزی یک نقاشی را واقعاً عالی میکند؟ برای صاحب گالری، هارپر لوین، پاسخ در حس، احساسات و انرژی نهفته است؛ کیفیاتی که بازدیدکنندگان در آن شنبه سرشار از اتفاقات خوشایند، به طور کامل تجربه کردند. تماشای آثار جدید و در مقیاس صمیمی بروتوس به صورت متوالی، مانند یک آشنایی دوباره با نبوغ او بود. پرترههای او مطالعاتی عمیق از وضعیت انسانی هستند که هم شادی و هم اندوه را با استعدادی کمیاب به تصویر میکشند. چه در حال نقاشی رقاصان، ورزشکاران یا ویولونیستها باشد، او به هسته تجربه مشترک ما دست مییابد. یک نمونه برجسته، اثر «غسل تعمید نوا اسکوشیا» است، اثری مبتنی بر یک مستند محصول ۱۹۸۹ که لحظهای از تبادل روحانی شدید را به تصویر میکشد. بروتوس توانایی بینظیری در بازتعریف لحظات فراموششده یا به حاشیه راندهشده تاریخ فرهنگی دارد و به آنها زندگی و معنای شاعرانه تازهای میبخشد.
«در کانون توجه» ششمین نمایشگاه انفرادی او با این گالری است؛ سفری که از زمانی آغاز شد که لوین کار او را در اینستاگرام کشف کرد و فوراً تحت تأثیر قدرت آن قرار گرفت. این گواهی بر این است که چگونه هنر بزرگ، بسیار شبیه به نحوه نمایش آن، گاهی میتواند توسط ترکیبی زیبا از نیت و تصادف هدایت شود.
اطلاعات بیشتر را از مقاله اصلی بیاموزید: مجله Juxtapoz