وقتی استیون اسپیلبرگ و تام هنکس با هم همکاری میکنند، تقریباً میتوان برتری سینمایی را تضمین کرد. همکاری سال ۲۰۱۵ آنها، «پل جاسوسها»، نمونهای عالی از این همکاری است که یک رویداد کمتر شناختهشده اما محوری در دوران جنگ سرد را با مهارتی چشمگیر به تصویر میکشد. این فیلم که امتیاز فوقالعاده ۹۱٪ را در Rotten Tomatoes و شش نامزدی اسکار را به دست آورد، یک کلاس درس درام تاریخی و تعلیق است.

داستان حول محور جیمز بی. داناوان (با بازی تأثیرگذار تام هنکس) میچرخد، یک وکیل آمریکایی که وظیفهای دوگانه و به ظاهر غیرممکن به او سپرده میشود. ابتدا، او باید از رودلف ایبل (با بازی مارک رایلنس که برنده جایزه اسکار شد)، یک جاسوس محکوم شوروی که در خاک آمریکا دستگیر شده، دفاع کند. سپس، او به طور مخفیانه برای مذاکره بر سر یکی از حساسترین تبادلهای زندانیان تاریخ استخدام میشود: مبادله ایبل با یک خلبان اسیر سیا، فرانسیس گری پاورز، که در دست اتحاد جماهیر شوروی است. فیلمنامه که به طور درخشانی توسط مت چارمن و برادران تحسینشده کوئن نوشته شده، روایتی تلخ را با هوش و انسانیت آمیخته و کاملاً از بدبینی دوری میکند.
اگرچه فیلم ممکن است برای ایجاد یک درام جاسوسی منسجمتر، برخی از پیچیدگیهای تاریخی را سادهسازی کند، اما هرگز تسلط خود را بر مخاطب از دست نمیدهد. با تماشای هنکس در نقش مردی که فشارهای عظیمی را تحمل میکند و هر گام اشتباهش میتواند عواقب فاجعهبار بینالمللی داشته باشد، مخاطرات داستان بسیار بالا به نظر میرسد. درک عمیق داناوان از سیستم حقوقی ایالات متحده تا آخرین حد خود به چالش کشیده میشود، زیرا دفاع از مردی که دشمن دولت نامیده شده، کاری دشوار و خطرناک است.
هسته اصلی فیلم، زمینهچینی تدریجی و پرتنش برای تبادل در پل گلینیکه است؛ پلی که برلین شرقی و غربی را به هم متصل میکرد و لقب «پل جاسوسها» را به خود گرفت. اسپیلبرگ استادانه فضایی حسابشده و پرتعلیق را خلق میکند، در حالی که داناوان درگیر جلسات مخفیانه و مذاکرات پشت پرده میشود و هر دو طرف برای جلوگیری از خیانت، نقشههایی در دل نقشههای دیگر میکشند. فیلم با یافتن وقار و انسانیت در این سناریوی اضطرابآور موفق میشود، که این موفقیت عمدتاً از طریق رابطه آرام و محترمانهای که بین داناوان و ایبل شکل میگیرد، به دست میآید.

خود اسپیلبرگ پس از اتمام فیلم «لینکلن» به این داستان علاقهمند شد و ارتباطی موضوعی بین این دو فیلم دید. هر دو فیلم از ایده «یک فرد تنها که کار درست را انجام میدهد، یا تلاش میکند کار درست را انجام دهد، علیرغم همه موانعی که با آن روبرو است» حمایت میکنند. این مضمون از یک قهرمان ناقص اما مصمم که وضع موجود را به چالش میکشد، یک نخ تسبیح ثابت در آثار اسپیلبرگ است. «پل جاسوسها» به جای ارائه یک تفسیر سنگین در مورد زمان حال، به عنوان یک پرتره فوقالعاده خوشساخت و آرام از یک لحظه تاریخی عمل میکند. رویکرد کنترلشده و متفکرانه فیلم به لطف فیلمنامه پیچیده و پویایی قدرتمند بین دو شخصیت اصلیاش، به زیبایی کار میکند. برای هر علاقهمند به تاریخ، مطالعات شخصیتی پیچیده و تریلرهای ماهرانه، «پل جاسوسها» یک فیلم ضروری برای تماشا است.
منبع: slashfilm.com