بیش از یک دهه پیش، اپرا وینفری جمله معروفی گفت: «هرکسی که به شما بگوید داشتن جت شخصی فوقالعاده نیست، به شما دروغ میگوید.» در حالی که جذابیت آن غیرقابل انکار است، هزینه واقعی این تجمل نهایی بسیار فراتر از خرید اولیه است و یک تعهد مالی ایجاد میکند که به اندازه مناظر از ارتفاع ۳۰ هزار پایی نفسگیر است.
سفر به دنیای مالکیت جت شخصی با یک برچسب قیمت سنگین آغاز میشود. مدلهای محبوبی مانند Bombardier Challenger 350 یا Gulfstream G550 میتوانند در حالت نو بین ۹.۵ میلیون تا بیش از ۳۳ میلیون دلار قیمت داشته باشند. حتی هواپیماهای دست دوم نیز اغلب در محدوده هشت رقمی باقی میمانند. اما همانطور که جیمی واکر از شرکت مدیریت جت Jet Linx اشاره میکند، این تنها هزینه ورود است. سرگرمی و هزینههای واقعی با سفارشیسازی آغاز میشود.
تصور کنید هواپیمای خود را به امتداد پرنده برند شخصیتان تبدیل کنید؛ فرآیندی که واکر آن را با «ساختن یک خانه لوکس» مقایسه میکند. این هزینه میتواند از چند صد هزار تا چندین میلیون دلار متغیر باشد. به «SlivAir» پاریس هیلتون فکر کنید، یک Gulfstream G450 با رنگ صورتی باربی. ارتقاءهای داخلی ساده مانند کابینتهای سفارشی ممکن است از ۶۵,۰۰۰ دلار شروع شود، اما برای کسانی که سلیقههای خاص دارند، آسمان محدودیت است. چوبکاری اعلا و صندلیهای چرم هرمس به راحتی میتوانند از ۱ میلیون دلار فراتر روند، در حالی که نصب وایفای پرسرعت استارلینک میتواند ۴۵۰,۰۰۰ دلار دیگر به صورتحساب اضافه کند.
نگهداری سالانه بیش از یک میلیون دلاری
پس از آماده شدن جت شخصیسازی شده شما، شمارشگر هزینههای عملیاتی شروع به کار میکند که به گفته لئونا چی از شرکت چارتر VistaJet، معمولاً از ۱ میلیون دلار در سال فراتر میرود. این شامل یک خدمه تماموقت است – حداقل دو خلبان و گاهی یک مهماندار – که هر کدام میتوانند سالانه بین ۱۵۰,۰۰۰ تا ۴۰۰,۰۰۰ دلار درآمد داشته باشند. هزینه آموزش، گواهینامه و بیمه آنها نیز بر عهده مالک است.
تعمیر و نگهداری یکی دیگر از هزینههای قابل توجه است. در حالی که بخشی از آن برنامهریزی شده است، مانند تعویض روغن خودرو، تعمیرات غیرمنتظره میتواند از نظر مالی ویرانگر باشد. تعمیر اساسی یک موتور میتواند تا ۱.۵ میلیون دلار هزینه داشته باشد و اکثر جتها دو موتور دارند. سپس هزینه پارکینگ وجود دارد. یک آشیانه در مراکز اصلی مانند نیویورک یا میامی میتواند تا ۴۵۰,۰۰۰ دلار در سال هزینه داشته باشد. به این هزینهها، هزینه سوخت را که حدود یک سوم کل هزینههای مالکیت را تشکیل میدهد و هزینههای مدیریت ماهانه ۷,۰۰۰ تا ۱۲,۰۰۰ دلاری را اضافه کنید تا تصویر مالی کامل شود.
مالکیت یا چارتر: دوراهی میلیاردرها
با توجه به هزینههای هنگفت و دردسرهای لجستیکی، بسیاری از ثروتمندترین افراد جهان به جای مالکیت، چارتر کردن را انتخاب میکنند. چی معتقد است که مالکیت تنها در صورتی منطقی است که بیش از ۳۵۰ ساعت در سال پرواز کنید یا به هواپیما در لحظه نیاز داشته باشید. برای دیگران، چارتر کردن انعطافپذیری بدون تعهد بلندمدت را ارائه میدهد.
حریم خصوصی یکی دیگر از محرکهای اصلی است. دادههای در دسترس عموم به هر کسی اجازه میدهد جتهای شخصی را ردیابی کند. برای جلوگیری از این امر، برنار آرنو، مدیرعامل LVMH، جت شرکت خود را فروخت. او توضیح داد: «نتیجه این است که حالا هیچکس نمیتواند ببیند من کجا میروم، زیرا وقتی از هواپیماهای شخصی استفاده میکنم، آنها را اجاره میکنم.» حتی مالکان فعلی نیز از خدمات چارتر استفاده میکنند؛ ویستاجت گزارش میدهد که نیمی از مشتریانش جت شخصی دارند اما زمانی که هواپیمای اصلیشان در دسترس نیست از خدمات آنها استفاده میکنند.
جالب اینجاست که برخی از مالکان سعی میکنند با چارتر دادن جتهای خود در زمانی که از آن استفاده نمیکنند، هزینهها را جبران کنند؛ روشی که در مورد ابرقایقها نیز رایج است. واکر میگوید: «آنها میگویند، واقعاً افرادی با این همه ثروت… به جبران نیم میلیون دلار اهمیت میدهند؟ و بله، آنها اهمیت میدهند.»
با این حال، برای برخی، راحتی آنقدر زیاد است که نمیتوان از آن دست کشید. وارن بافت که به صرفهجویی شهرت دارد، در ابتدا در برابر خرید جت مقاومت کرد و آن را «غیرقابل دفاع» نامید. سالها بعد، او اعتراف کرد که اگر از دنیا برود، شریکش چارلی مانگر فوراً آن را خواهد فروخت و آرزوی او برای دفن شدن با آن را نادیده خواهد گرفت. جت برای او به یک وسیله ضروری تبدیل شده بود.
منبع: Business Insider