فلسفه اصلی که بازی World War Z را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کرد—یعنی رویکرد «Left 4 Dead اما بزرگتر»—در این نسخه به شکل محسوسی غایب است. این اقتباس VR بسیاری از عناصر کلیدی را حذف کرده است. کیتهای دفاعی که امکان قرار دادن تلههای استراتژیک را فراهم میکردند، اکنون کمتر و محدودتر شدهاند و اغلب حتی ارزش منابع لازم برای باز کردنشان را ندارند. زرادخانه سلاحها کوچکتر شده، مبارزه تن به تن واقعی وجود ندارد (فقط یک هل دادن ساده) و شاید بزرگترین ضربه، نبود کامل بخش چندنفره باشد. مراحل نیز فاقد تنوعی هستند که نسخه اصلی را جذاب نگه میداشت.

بدون این عناصر بنیادی، بازی فرصت داشت تا هویت منحصربهفرد خود را در VR پیدا کند. متأسفانه، این بازی از پتانسیل این رسانه بهره نمیبرد و در عوض، خود را به عنوان یکی از کلیشهایترین شوترهای VR موجود معرفی میکند. مکانیکهای VR به طرز ناامیدکنندهای ابتدایی هستند: میتوانید به صورت دستی سلاحها را پر کنید، نارنجک پرتاب کنید و با چرخاندن یا کشیدن آیتمهای داستانی با آنها تعامل کنید. اینها تعاملاتی هستند که بیش از یک دهه پیش با کنترلرهایی مانند PS Move ممکن بودند. تنها ویژگیهای استاندارد VR در این بازی، قابلیت استفاده از دو سلاح همزمان و بالا رفتن از نردبان است که حتی نردبانها هم گاهی اوقات به درستی کار نمیکنند.
سیستم پیشرفت در بازی بیشتر شبیه به یک فرآیند فرسایشی برای کش دادن محتوای محدود است. شما مجبورید مراحل تکراری را بارها و بارها بازی کنید تا مجموعهای کوچک از تواناییها و سلاحها را باز کنید. امتیازات تجربه صرفاً برای طولانیتر کردن فرآیند باز کردن قفلها وجود دارند و کاربرد دیگری ندارند. مبارزات اغلب کند و بیحال هستند و فقط در هنگام دفاع از اهداف خاص مانند یک در یا اتوبوس، هیجانانگیز میشوند. با این حال، این چالش نیز به محض باز کردن تواناییهایی مانند استفاده همزمان از دو تپانچه یا مسلسل، به یک تجربه «اسپری کن و دعا کن» تبدیل میشود. طراحی صدا و حس شلیک به زامبیها آنقدر ضعیف است که حتی هسته اصلی گیمپلی یعنی از بین بردن دستههای زامبی، حس رضایتبخشی ندارد.

آنچه واقعاً نگرانکننده است، وضعیت عجولانه و پرداختنشده بازی است. حتی پس از انتشار یک پچ، مشکلات اساسی همچنان پابرجا هستند. باگهایی که پیشرفت در بازی را متوقف میکنند (soft-lock) در نسخه اولیه وجود داشتند که برای هر عنوانی یک زنگ خطر جدی است. هوش مصنوعی همراهان شما اغلب بیفایده است و بیشتر شبیه به تماشاچیان گیج عمل میکنند تا متحدان مفید. کمپینها که نسخههای کوچکتری از بازی اصلی هستند، داستانهای کسلکننده و شوخیهای ضعیفی دارند. مراحل نیویورک نورپردازی ضعیفی دارند، نقشههای توکیو فوقالعاده تنگ و خفهکننده هستند و کمپین مارسی که سعی در ارائه مقیاس بزرگتری دارد، مصالحههای سنگین انجامشده برای حفظ عملکرد را آشکار میسازد. در Quest 3، این امر منجر به استفاده از اسپرایتهای دوبعدی برای دشمنان دور و طراحی مراحل خفهکنندهای شده که نمیتواند مقیاس نسخه اصلی را به تصویر بکشد.

نبود یک سیستم مبارزه تن به تن مناسب گیجکننده است. در ژانری که مبارزه تن به تن سالهاست به یک مکانیک رضایتبخش و حلشده در VR تبدیل شده، حذف آن در این بازی یک اشتباه بزرگ است. سیستم تواناییها (Perks) نیز به شدت نامتعادل است و برخی گزینهها به طور واضحی بهتر از بقیه هستند و انتخاب واقعی را از بازیکن میگیرند. چرا کسی باید یک تیزر را به جای استفاده همزمان از دو مسلسل با مهمات بیشتر انتخاب کند؟
در نهایت، World War Z VR مانند پوستهای توخالی از منبع اصلی خود است. بازی بدون هیچ نتیجهگیری مشخصی به پایان میرسد و شما را تشویق میکند تا مراحلی را که از آنها خسته شدهاید، دوباره بازی کنید. گرافیک ضعیف، طراحی ناقص و مکانیکهای gimmicky باعث میشوند این بازی شبیه به یک اثر قدیمی از دوران اولیه VR به نظر برسد. این بازی یادآوری تلخی است که هر بازی بزرگی به خوبی به یک رسانه جدید منتقل نمیشود و گاهی بهتر است برخی ایدهها در آرامش باقی بمانند.

اطلاعات بیشتر را در نقد اصلی بخوانید: https://www.uploadvr.com/world-war-z-vr-review/