به دنیایی قدم بگذارید که در آن اشیاء روزمره زینتی جان میگیرند. در گالری MARUANI MERCIER در بروکسل، جدیدترین نمایشگاه هنرمند، بئا اسکاچیا، با عنوان «نوسانات خلقی» (Mood Swings)، مجموعهای از نقاشیهای جدید را به نمایش میگذارد که هم مسحورکننده و هم تأملبرانگیز هستند. بومهای او مملو از کفشها، جواهرات و مهرههایی است که با دقتی خیرهکننده نقاشی شدهاند و در هم میپیچند و موج میزنند تا پوششی پیچیده پیرامون پیکر زنانه ایجاد کنند. این اشیاء که با درخششی نرم و افسانهای روشن شدهاند، همزمان خواستنی و غریب به نظر میرسند و به نیرویی مرموز اشاره دارند که به آنها جان بخشیده است.

آثار اسکاچیا کاوشی عمیق در رابطه ما با چیزهایی است که برای تعریف خودمان از آنها استفاده میکنیم. این چیدمانهای پیچیده، ایدههای سنتی زیبایی و شیوههایی را که زنان اغلب در هنر و جامعه به تصویر کشیده میشوند، به چالش میکشند. او میل ریشهدار انسان به استفاده از اشیاء به عنوان نشانههای هویت و جایگاه اجتماعی را زیر سؤال میبرد. عنوان نمایشگاه، «نوسانات خلقی»، هوشمندانه نه تنها به حالات عاطفی متغیر افراد، بلکه به ادراکات و روندهای همواره در حال تغییر فرهنگ معاصر نیز اشاره دارد. فیگورهای او در لحظاتی از حرکت قدرتمند و سکون عمیق به تصویر کشیده شدهاند که نمایانگر جریان دائمی تجربه انسانی است.
یکی از آثار برجسته با عنوان «کیک، شمع، تاب، کفش پرنده، جورابهای رنگارنگ. آیا من کاملاً زنده نیستم؟»، فیگوری را نشان میدهد که بر روی یک تاب در حال پرواز است و به نظر میرسد از انبوه زیورآلات درخشان رها شده است. این اثر پویا، حس شادی و آزادی پرواز را تداعی میکند و شباهتهایی با نقاشیهای کلاسیک گویا و فراگونار دارد. وجود کیک و شمع لایهای دیگر به اثر میافزاید و تأملی در مورد گذر زمان و رشد شخصی را به ذهن متبادر میکند. فیگورهای اسکاچیا هرگز ایستا نیستند؛ آنها همواره در حال شدن هستند، پاسخی طنزآمیز و پیروزمندانه به فشار اجتماعی بر زنان برای حفظ ظاهری بینقص و بدون تغییر.

در نقاشی دیگری با نام «دیگر شیطنتآمیز کفشهایم را گم نمیکنم»، اسکاچیا به شیفتگی خود به افسانهها و تأثیر آنها بر درک ما از نقشهای زنانه میپردازد. او با به تصویر کشیدن شخصیت اصلی در حال صعود فعالانه بر فراز تودهای از کفشها و لباسها، روایتهای کلاسیک را واژگون میکند. یک گربه او را همراهی میکند که اشارهای است به ارتباط مکرر زنان و حیوانات در فرهنگ عامه. همانطور که اسکاچیا توضیح میدهد، این ارتباط اغلب به معنای غیرقابل پیشبینی بودن است، ویژگیای که او آن را به عنوان شکلی از قدرت بازپس میگیرد: «گربهها به طور خاص همیشه به دلیل نگرشی که دارند عمیقاً با زنان مرتبط هستند، شما واقعاً نمیتوانید بر آنها مسلط شوید.»
در نهایت، فیگورهای نقاشیهای اسکاچیا در پشت داراییهایشان پنهان میمانند و زینت را به نوعی استتار تبدیل میکنند. این موضوع پرسش مهمی را مطرح میکند که آیا ما واقعاً برای ساختن هویت خود به این اشیاء نیاز داریم. سوژههای او در یک عمل موازنه دقیق گرفتار شدهاند، در حالی که برای جامعه نقش بازی میکنند، همزمان برای رهایی از انتظارات آن تلاش میکنند. این کاوشی قانعکننده از تنش میان پوچی دغدغههای مادی ما و عمق عمیق وضعیت انسانی است.
برای اطلاعات بیشتر درباره این نمایشگاه به منبع اصلی مراجعه کنید: مجله Juxtapoz