برنامه Saturday Night Live همیشه از کلاهگیس استفاده میکند، اما زمانی که گلن پاول، بازیگری که به علاقهاش به لباسهای مبدل بامزه شهرت دارد، میزبانی برنامه را بر عهده گرفت، این کلاهگیسها بودند که به ستاره غیرمنتظره آن قسمت تبدیل شدند. برای هر کسی که از نقشهای تحولآفرین پاول در فیلمهایی مانند Hit Man لذت برده است، عملکرد او در SNL گسترش لذتبخشی از دامنه کمدی او بود و ثابت کرد که یک کلاهگیس خوب میتواند پایهای برای یک قسمت واقعاً بهیادماندنی باشد.

با اینکه کلاهگیسها جزء اصلی هر قسمت SNL هستند، این قسمت آنقدر روی آنها تکیه کرد که تقریباً به یک تم مرکزی تبدیل شد. برنامه هوشمندانه این موضوع را پذیرفت و با یک اسکچ استادانه با فرضیه ساده «زنی که موهایش را بد کوتاه کرده» به اوج خود رسید. این تعهد آنقدر قوی بود که حتی حضور غافلگیرکننده مکگروبر، مسلماً مشهورترین شخصیت کلاهگیسپوش SNL در قرن بیست و یکم را توجیه کرد.
جالب اینجاست که به نظر میرسید راحتی پاول با کلاهگیسها همان عنصر مخفی بود که باعث درخشش حتی اسکچهای ضعیفتر از نظر مفهومی شد. اسکچی درباره نشان دادن عکسهای جوانی یک مادربزرگ که توسط هوش مصنوعی با باگهای زیاد متحرک شده بود، مفهوم خوبی داشت اما کاملاً به پتانسیل خود نرسید. در مقابل، اسکچی درباره بازیگران یک فیلم درام نروژی که بین برداشتها شوخی میکردند، از نظر ساختاری ناقص بود اما به لطف انرژی شاد و احمقانه پاول و کلوئی فاینمن در لباسهایشان، تماشای آن لذتبخش شد.
این انرژی در اسکچ مربوط به یک لشکر از ارتش ایالات متحده که با مدل موی باب مشکی و خشن خود متحد شده بودند، تشدید شد. در حالی که این اسکچ از نظر تفسیر طنزآمیز عمیق نبود، اما به لطف تعهد محض بازیگران که از مدل موهای یکسان خود قدرت میگرفتند، اوج گرفت. این یک نمونه کامل از این بود که چگونه حماقت خالص و بیپرده میتواند از یک فرضیه ساده فراتر رود.
با این حال، نقطه اوج شب زمانی بود که پاول عقبنشینی کرد و اجازه داد یکی از اعضای گروه در مرکز توجه کلاهگیسمحور قرار گیرد. در اسکچ «مدل موی بد»، اشلی پادیلا یک کلاس درس کمدی ارائه داد. او نقش زنی را بازی میکرد که سعی داشت ناامیدی خود را از مدل موی فاجعهبار جدیدش پنهان کند و عملکرد او مطالعهای در ظرافت و کنترل بود. توانایی پادیلا در خودداری و اجازه دادن به مخاطب برای احساس کشمکش درونی شخصیتش، مهارتی باورنکردنی را به نمایش گذاشت. کلاهگیس شوخی بصری اولیه را فراهم کرد، اما عملکرد او به آن عمق و احساس بخشید.
از دیگر نکات برجسته میتوان به یک موزیک ویدیوی کانتری شگفتانگیز و شیرین درباره مردی اشاره کرد که دلش برای پدر دوستدختر سابقش تنگ شده است، که یکی دیگر از موهای بهیادماندنی پاول را به نمایش گذاشت. از سوی دیگر، بخش ابتدایی برنامه با موضوع ترامپ به عنوان یکی از بهترینهای فصل شناخته شد، عمدتاً به دلیل کوتاه و مستقیم بودن آن که با اشاره به لیست اپستین، با درخششی نادر از انزجار واقعی همراه بود.
مارچلو هرناندز نیز برای تقلید بسیار فیزیکی و خندهدار خود از کمدین سباستین منیسکالکو مورد تحسین قرار گرفت، که هوشمندانه در یک اسکچ معمولی به جای یک نمایش تقلید معمولی گنجانده شده بود. این لحظه دیگری بود که یک کلاهگیس و یک اجرای قدرتمند با هم ترکیب شدند تا طلای کمدی خلق کنند.
در نهایت، قسمت با میزبانی گلن پاول گواهی بر این بود که چگونه نقاط قوت منحصربهفرد یک میزبان میتواند یک برنامه را شکل دهد. تمایل او به پذیرش پوچی، پوشیدن هر لباس مبدل و تعهد کامل به هر شخصیت، شبی فوقالعاده سرگرمکننده و پرانرژی را در تلویزیون رقم زد.
منبع: www.avclub.com