آیا تا به حال به این فکر کردهاید که آیا الگوریتمهای شبکههای اجتماعی به تنهایی مسئول ایجاد دنیای آنلاین دوپارهای هستند که اغلب تجربه میکنیم؟ ما تمایل داریم انگشت اتهام را به سمت سیستمهای پیچیده پیشنهاد محتوا بگیریم که ما را به سمت «اتاقهای پژواک» سوق میدهند. با این حال، یک مطالعه جدید و شگفتانگیز نشان میدهد که مشکل ممکن است ریشههای عمیقتری در ساختار اصلی خود رسانههای اجتماعی و شاید در تمایلات انسانی ما داشته باشد.
محققان شبیهسازیای را با استفاده از «کاربران» تولید شده توسط هوش مصنوعی در یک پلتفرم رسانه اجتماعی بسیار ساده انجام دادند. عنصر حیاتی چه بود؟ این پلتفرم هیچ الگوریتم مرتبسازی محتوا یا پیشنهادی نداشت. کاربران تنها میتوانستند پستهای حسابهایی را که انتخاب کرده بودند دنبال کنند، ببینند؛ بسیار شبیه به روزهای اولیه شبکههای اجتماعی. نتیجه شگفتانگیز و روشنگر بود: حتی بدون وجود الگوریتمی که آنها را به سمت محتوای خاصی سوق دهد، این کاربران هوش مصنوعی به طور طبیعی به سمت حسابهای همفکر خود جذب شدند و در نهایت به گروههای بسیار قطبی و منزوی تقسیم شدند که به ندرت با یکدیگر تعامل داشتند.
این یافته، باور رایج مبنی بر اینکه الگوریتمها شخصیتهای منفی اصلی در داستان قطبیسازی آنلاین هستند را به چالش میکشد. این مطالعه تلویحاً بیان میکند که مکانیکهای بنیادین رسانههای اجتماعی – یعنی توانایی دنبال کردن، ارتباط برقرار کردن و تقویت صداهایی که از قبل با آنها موافقیم – به تنهایی به اندازهای قدرتمند هستند که تفرقه را ترویج دهند. ترجیح ذاتی ما برای اطلاعات تأییدکننده (سوگیری تأییدی) ممکن است نیرویی قویتر از آن چیزی باشد که تصور میکنیم. وقتی ابزارهایی برای مدیریت جریان اطلاعاتی خودمان به ما داده میشود، ممکن است به طور غریزی حبابهای فیلتر خود را بسازیم، چه با کمک الگوریتم و چه بدون آن.
بنابراین، چه درسی میتوانیم از این موضوع بگیریم؟ این مطالعه بر اهمیت آگاهی و عمدی بودن در رفتار آنلاین ما تأکید میکند. این یک فراخوان برای جستجوی فعالانه دیدگاههای متنوع، پرسش از اینکه چرا حسابهای خاصی را دنبال میکنیم، و درک این است که معماری این پلتفرمها میتواند رفتار ما را به روشهای نامحسوسی هدایت کند. در حالی که مسئول دانستن پلتفرمها برای تأثیرات الگوریتمیشان هنوز حیاتی است، این تحقیق به ما یادآوری میکند که ترویج یک گفتمان آنلاین سالمتر نیازمند خودآگاهی و تعهد شخصی برای خروج از اتاقهای خودساختهمان نیز هست.
از منبع اصلی بیشتر بیاموزید:
https://www.science.org/content/article/don-t-blame-algorithm-polarization-may-be-inherent-social-media
محققان شبیهسازیای را با استفاده از «کاربران» تولید شده توسط هوش مصنوعی در یک پلتفرم رسانه اجتماعی بسیار ساده انجام دادند. عنصر حیاتی چه بود؟ این پلتفرم هیچ الگوریتم مرتبسازی محتوا یا پیشنهادی نداشت. کاربران تنها میتوانستند پستهای حسابهایی را که انتخاب کرده بودند دنبال کنند، ببینند؛ بسیار شبیه به روزهای اولیه شبکههای اجتماعی. نتیجه شگفتانگیز و روشنگر بود: حتی بدون وجود الگوریتمی که آنها را به سمت محتوای خاصی سوق دهد، این کاربران هوش مصنوعی به طور طبیعی به سمت حسابهای همفکر خود جذب شدند و در نهایت به گروههای بسیار قطبی و منزوی تقسیم شدند که به ندرت با یکدیگر تعامل داشتند.
این یافته، باور رایج مبنی بر اینکه الگوریتمها شخصیتهای منفی اصلی در داستان قطبیسازی آنلاین هستند را به چالش میکشد. این مطالعه تلویحاً بیان میکند که مکانیکهای بنیادین رسانههای اجتماعی – یعنی توانایی دنبال کردن، ارتباط برقرار کردن و تقویت صداهایی که از قبل با آنها موافقیم – به تنهایی به اندازهای قدرتمند هستند که تفرقه را ترویج دهند. ترجیح ذاتی ما برای اطلاعات تأییدکننده (سوگیری تأییدی) ممکن است نیرویی قویتر از آن چیزی باشد که تصور میکنیم. وقتی ابزارهایی برای مدیریت جریان اطلاعاتی خودمان به ما داده میشود، ممکن است به طور غریزی حبابهای فیلتر خود را بسازیم، چه با کمک الگوریتم و چه بدون آن.
بنابراین، چه درسی میتوانیم از این موضوع بگیریم؟ این مطالعه بر اهمیت آگاهی و عمدی بودن در رفتار آنلاین ما تأکید میکند. این یک فراخوان برای جستجوی فعالانه دیدگاههای متنوع، پرسش از اینکه چرا حسابهای خاصی را دنبال میکنیم، و درک این است که معماری این پلتفرمها میتواند رفتار ما را به روشهای نامحسوسی هدایت کند. در حالی که مسئول دانستن پلتفرمها برای تأثیرات الگوریتمیشان هنوز حیاتی است، این تحقیق به ما یادآوری میکند که ترویج یک گفتمان آنلاین سالمتر نیازمند خودآگاهی و تعهد شخصی برای خروج از اتاقهای خودساختهمان نیز هست.
از منبع اصلی بیشتر بیاموزید:
https://www.science.org/content/article/don-t-blame-algorithm-polarization-may-be-inherent-social-media