استدلال ساده و در عین حال عمیق است. هر بار که کمپرسور ۲-باس حذف میشود، به نظر میرسد که میکس بازتر شده و بهتر صدا میدهد. این موضوع، یک رویه رایج در میکس مدرن را به چالش میکشد، جایی که «چسباندن» ترکها به یکدیگر با کمپرسور، تقریباً یک مرحله پیشفرض برای بسیاری است.
آثار کلاسیک را در نظر بگیرید. تعداد بسیار زیادی از آلبومهای نمادین و با صدای قدرتمند، بدون هیچگونه کمپرسوری روی فیدر مستر میکس شدهاند. داینامیکها در خود میکس مدیریت میشدند—ساز به ساز، گروه به گروه. کنترل نهایی داینامیک و بلندی صدا، وظایفی بودند که به هنر تخصصی مسترینگ واگذار میشدند. حتی مهندسان مسترینگ افسانهای گذشته نیز به رویکرد ظریف و سبکدست خود معروف بودند و زندگی و انرژی طبیعی آهنگ را بر حجم محض اولویت میدادند.
خب، جایگزین چیست؟ به جای کمپرسور، سعی کنید میکس خود را به یک لیمیتر ساده بسپارید. هدف، له کردن میکس برای بلندی صدا نیست، بلکه استفاده از آن به عنوان یک شبکه ایمنی برای گرفتن پیکهای سرگردانی است که در غیر این صورت ممکن است کلیپ شوند. این کار، پانچ، عمق و روابط داینامیکی را که برای ایجادشان در میکس خود زحمت کشیدهاید، حفظ میکند.
چالش پیش رو:
در میکس بعدی خود، سعی کنید کمپرسور ۲-باس را کاملاً خاموش نگه دارید. روی دستیابی به تعادل و داینامیک صحیح در خود میکس تمرکز کنید. ممکن است از وضوح و تأثیری که به دست میآورید شگفتزده شوید. این میتواند یک تجربه رهاییبخش باشد که کار شما را به صدای جاودانه بزرگان نزدیکتر میکند.
آیا بعداً از ما تشکر خواهید کرد یا به روشهای آزمودهشده خود پایبند خواهید ماند؟ امتحان کنید و خودتان ببینید.
منبع: انجمن Gearspace