بازی Trenches VR: وحشتی که از تاریخ جا مانده است

ترس‌های ناگهانی (Jump Scares) و فضاسازی دلهره‌آور، قلب تپنده بسیاری از بازی‌های ترسناک هستند و بازی Trenches VR این عناصر را به وفور ارائه می‌دهد. این یک تجربه است که طراحی شده تا شما از فرط وحشت، هدست واقعیت مجازی خود را از سر بردارید. با این حال، علی‌رغم ترس‌های قدرتمندش، بازی با استفاده ناکافی از بستر داستانی عمیق خود یعنی جنگ جهانی اول، دچار لغزش می‌شود و حس یک فرصت بزرگ از دست رفته را باقی می‌گذارد.

سربازی در سنگری تاریک در بازی Trenches VR

جنگ بزرگ، نبردی با وحشتی بی‌سابقه و یک رویداد تاریخی مملو از ترس واقعی، فقدان و آسیب‌های روانی بود. مستند «آنها پیر نخواهند شد» اثر پیتر جکسون، واقعیت تلخی را که سربازان جوان با آن روبرو بودند به تصویر کشید. Trenches VR از این پس‌زمینه استفاده می‌کند و شما را در نقش سربازی به نام جیمز آر. قرار می‌دهد که تنها هدفش زنده ماندن در خندق‌های هزارتو و بازگشت نزد خانواده‌اش است. متأسفانه، ارتباط با بستر تاریخی عمدتاً در همین نقطه به پایان می‌رسد.

بازی به جای پرداختن به وحشت‌های روان‌شناختی جنگ—مانند موج‌گرفتگی، پارانویا و واقعیت بی‌رحمانه جنگ سنگرها—به سراغ فهرستی از کلیشه‌های مرسوم ژانر وحشت می‌رود. تهدیدهایی که با آن‌ها روبرو می‌شوید، سربازان دشمن یا فشار خردکننده محیط نیستند؛ بلکه هیولاهایی ماورایی، عروسک‌های وهم‌آور نوزاد که از ناکجاآباد ظاهر می‌شوند و موجودی کلیشه‌ای با دهانی گشاد هستند که شما را تعقیب می‌کند. این عناصر هرچند ترسناک، اما بی‌ارتباط و تکراری به نظر می‌رسند و به این بستر داستانی تأثیرگذار، لطمه می‌زنند.

عروسکی ترسناک در یک سنگر

حلقه اصلی گیم‌پلی، یادآور بازی‌هایی مانند Slender: The Arrival است. شما باید در سنگرهای پیچ‌درپیچ حرکت کنید تا نُه عروسک جنین‌مانند را جمع‌آوری کنید، در حالی که توسط هیولا شکار می‌شوید. گوش دادن به صدای گریه نوزاد، که می‌توانید با سوت زدن آن را تقویت کنید، به شما در یافتن عروسک‌ها کمک می‌کند—اما این کار موقعیت شما را نیز برای هیولا فاش می‌کند. این مکانیزم یک پویایی پرتنش مبتنی بر ریسک و پاداش ایجاد می‌کند. یکی از ویژگی‌های جالب، استفاده از میکروفون هدست Quest است؛ اگر در دنیای واقعی سر و صدای زیادی ایجاد کنید، هیولا صدای شما را خواهد شنید. اگر دستگیر شوید، به نقطه شروع بازمی‌گردید، که برای یک بازی با مدت زمان تقریبی یک ساعت، مجازاتی منصفانه است.

بازی تلاش می‌کند تا با موضوع زوال عقل و پایانی سنگین که به بیماری روانی اشاره دارد، همه چیز را به هم پیوند دهد. با این حال، این رشته روایی به دلیل هجوم مداوم ترس‌های ناگهانی کرکننده و تصاویر کلیشه‌ای ترسناک، مانند زنی سیاه‌مو که مستقیماً از ده‌ها داستان ترسناک دیگر بیرون آمده، از هم گسسته می‌شود. هیولای اصلی که قرار است تجسمی از ترامای شخصیت باشد، بیشتر شبیه یک طراحی استاندارد در ژانر وحشت جسمی (Body Horror) است تا موجودی که از دل وحشت‌های خاص و واقعی جنگ جهانی اول زاده شده باشد.

هیولای اصلی در بازی Trenches VR

در نتیجه، اگر تنها هدف شما ترسیدن باشد، Trenches VR موفق عمل می‌کند. این یک تجربه ترسناک شایسته و پر از جامپ اسکر است. اما برای کسانی که به دنبال یک کاوش عمیق‌تر و معنادارتر از وحشت ریشه‌دار در بستر تاریخی منحصر به فرد و تراژیک آن هستند، بازی ناامیدکننده است. این اثر از جنگ جهانی اول تنها به عنوان یک پس‌زمینه برای ساختار ترسناک آشنا استفاده می‌کند و شما را با این سؤال تنها می‌گذارد که چه پتانسیل‌هایی می‌توانست محقق شود.

اطلاعات بیشتر از نقد اصلی را در اینجا بخوانید: uploadvr.com

Leave a Comment