بسیاری لی پیس را با حضور قدرتمندش در سریال «بنیاد» میشناسند، جایی که او استادانه نقش چندین کلون از امپراتور کلئون را ایفا میکند. استعداد او در جان بخشیدن به شخصیتهای پیچیده و خارقالعاده انکارناپذیر است. در حالی که نقشهای او در فیلمهای پرفروشی مانند «هابیت» و دنیای سینمایی مارول به خوبی شناخته شدهاند، دامنه واقعی استعداد او اغلب در تلویزیون درخشانتر ظاهر میشود. طرفداران ممکن است او را در سریال عجیب و غریب برایان فولر، «Pushing Daisies»، به یاد بیاورند، اما سالها قبل از آن، پیس در یکی دیگر از جواهرات به کارگردانی فولر بازی کرد که بسیاری آن را نادیده گرفتهاند: «واندر فالز» (Wonderfalls).

«واندر فالز» یک کمدی-درام فانتزی بود که از شبکه فاکس پخش شد و به شکلی بحثبرانگیز تنها پس از چهار قسمت کنسل شد، هرچند کل فصل ۱۳ قسمتی آن بعداً منتشر گردید. این شگفتی تکفصلی، یک اثر کلاسیک از برایان فولر است که مملو از ویژگیهای خاص اوست: ترکیبی نامتعارف از زیباییشناسی پرجنبوجوش و لحن مالیخولیایی، دیالوگهای هوشمندانه و برنده، و دوز مناسبی از طنز خشک و بیروح.
داستان سریال حول محور جِی تایلر (با بازی کارولین داویرناس، که در سریال دیگر فولر، «هانیبال» نیز حضور دارد) میچرخد؛ شخصیتی که بسیار با قهرمانان خوشقلب معمول فاصله دارد. جِی یک زن جوان تندخو، بدبین و منفعل-پرخاشگر است که آگاهانه هویتی به عنوان یک فرد مطرود برای خود ساخته است. او در یک فروشگاه هدیه در آبشار نیاگارا کاری بیهدف دارد و علاقهای به برآورده کردن انتظارات جامعه از خود نشان نمیدهد. دنیای او زمانی زیر و رو میشود که در یک اتفاق عجیب، مجسمههای بیجان حیوانات – از شیرهای مومی گرفته تا میمونهای برنجی – شروع به صحبت کردن با او میکنند. این اشیاء به او دستورات مرموزی میدهند و او را بر خلاف میلش به سمت تعاملات اجتماعی و انجام کارهای خوب سوق میدهند.

اینجاست که لی پیس در نقش برادر جِی، آرون، وارد داستان میشود. در حالی که جِی تمایلی به کمک گرفتن ندارد، رابطهای کارآمد و مبتنی بر اعتماد با او دارد. طبیعت آرام و فلسفی آرون، تضاد کاملی با انرژی بدبینانه خواهرش ایجاد میکند. آرون یکی از اولین کسانی است که از توانایی عجیب و غریب جدید جِی باخبر میشود. اگرچه در ابتدا حرف او را باور نمیکند، اما تمام تلاش خود را میکند تا به او در تحقیق و درک این وقایع عجیب کمک کند، امری که خود او را نیز به یک بحران وجودی میکشاند. پویایی رابطه این دو یکی از جنبههای بسیار خاص سریال است.
«واندر فالز» در زیر سطح عجیب و غریب خود، به بررسی چالشهای بزرگسالی برای کسانی میپردازد که با هنجارها سازگار نیستند. ظاهر تندخوی جِی یک مکانیسم دفاعی است، راهی برای جلوگیری از سوءاستفاده دنیا از او. همانطور که مجسمهها او را مجبور به برقراری ارتباط با دیگران میکنند، این سپر دفاعی شروع به نرم شدن میکند، اما سریال هوشمندتر از آن است که یک تحول ساده را به تصویر بکشد. جِی هرگز هوش و زبان تیز خود را از دست نمیدهد؛ در عوض، به آرامی و با بیمیلی شروع به درک ارزش مهربانی بدون انتظار متقابل میکند. این تغییر ظریف است، نه ناگهانی، که باعث میشود سفر او واقعی و قابل باور به نظر برسد.
۱۳ قسمت «واندر فالز» داستانی کامل و جذاب را برای جِی و خانوادهاش روایت میکند، اما این سریالی بود که سرشار از پتانسیل بود و بدون شک لیاقت فصل دوم را داشت. این سریال به عنوان یک اثر کالت کلاسیک محبوب باقی مانده است؛ اثری عالی برای هر کسی که از داستانگویی منحصربهفرد، شخصیتهای پیچیده و کمی سورئالیسم لذت میبرد.
از منبع بیشتر بیاموزید: /Film