پیش از آنکه پیتر جکسون با ارباب حلقهها به معمار تحسینشدهی سرزمین میانه تبدیل شود، او فیلمسازی نیوزلندی بود که به خاطر فیلمهای ترسناک کمهزینه و فوقالعاده惡心 خود شهرت داشت. اما اولین گام بزرگ او در فیلمسازی استودیویی چه بود؟ سفری پر از دستانداز و ارواح که به یک اثر کنجکاویبرانگیز برای منتقدان و یک فاجعهی تجاری تبدیل شد.
اوایل کارنامهی جکسون یک کلاس درس در ساخت فیلمهای ترسناک مستقل بود. اولین فیلم او، «طعم بد» (۱۹۸۷)، یک اثر کالت کلاسیک بود که تنها با ۲۵ هزار دلار ساخته شد و شامل صحنههایی از بیگانگان و نوشیدن استفراغ بود. او این مسیر را با پارودی پیچیدهی ماپتها به نام «با فیبلها ملاقات کنید» (۱۹۸۹) و شاهکار خونین «مختعطیل» (۱۹۹۲) ادامه داد که هنوز هم به عنوان یکی از خونینترین فیلمهای تاریخ شناخته میشود. با این حال، جکسون با فیلم «موجودات آسمانی» (۱۹۹۴) ثابت کرد که چیزی فراتر از یک استاد فیلمهای درجه دو است. این فیلم زندگینامهای تراژیک و استایلیزه با بازی کیت وینسلت و ملانی لینسکی، تحسین منتقدان را برای او به ارمغان آورد و او را در رادار هالیوود قرار داد.

این موفقیت به اولین پروژهی استودیویی بزرگ او منجر شد: «ترسانندهها» (۱۹۹۶). این فیلم که توسط یونیورسال پیکچرز با بودجهی هنگفت ۲۶ میلیون دلاری توزیع شد، فرسنگها با آثار قبلی او فاصله داشت. در این فیلم، مایکل جی. فاکس نقش فرانک بنیستر را بازی میکند، یک محقق پدیدههای فراطبیعی که با جنگیری ارواحی که در واقع با آنها همدست است، مردم را فریب میدهد. کلاهبرداری او زمانی مختل میشود که یک موجود واقعاً شرور و شبیه به عزرائیل، شروع به ایجاد یک سری مرگ در شهر آرام او میکند.
این فیلم از بازیگران سرشناس، موسیقی متنی از دنی الفمن، و تهیهکنندگی اجرایی رابرت زمکیس بهره میبرد و در ابتدا به عنوان یک اسپینآف بالقوه از «قصههایی از دخمه» در نظر گرفته شده بود. مهمتر از همه، این فیلم نشاندهندهی ورود جکسون به دنیای گستردهی CGI بود. جلوههای ویژهی ارواح توسط استودیوی نوپای Weta Workshop ساخته شد، همان استودیویی که بعدها گالوم را به زندگی آورد. برای زمان خود، فیلم تعداد جاهطلبانهای از شاتهای دیجیتال داشت، اما این جلوهها اغلب بیوزن و مصنوعی به نظر میرسیدند، که یک مشکل رایج در CGI اواسط دههی ۹۰ بود.

خب، عملکرد فیلم چگونه بود؟ از نظر منتقدان، نظرات ضد و نقیض بود و امتیاز متوسط ۶۷٪ را در راتن تومیتوز کسب کرد. راجر ایبرت افسانهای از آن متنفر بود، در حالی که دیگران انرژی خلاقانه و آشوبگرانهی آن را ستودند. اما در گیشه، این فیلم یک بمب بیچونوچرا بود و با فروش جهانی تنها کمی بیش از ۲۹ میلیون دلار، به بزرگترین شکست تجاری جکسون تبدیل شد.
جکسون بعدها دلایل متعددی را برای این شکست ذکر کرد: اکران آن تنها دو هفته پس از فیلم غولپیکر «روز استقلال» بود، همزمان با المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا بود، و کمپین بازاریابی یونیورسال مبهم و گیجکننده بود. پوستر فیلم که چهرهای شبحوار را با شعار «هنوز نمردهای؟» نشان میداد، نتوانست لحن منحصربهفرد کمدی-ترسناک فیلم را منتقل کند.

با وجود شکست مالی، «ترسانندهها» یک پلهی حیاتی بود. این فیلم یک تجربهی یادگیری عظیم برای جکسون و Weta Workshop بود و عملاً به عنوان یک نمونه کار پرمخاطره عمل کرد. این فیلم ثابت کرد که آنها میتوانند از پس یک پروژهی پیچیده و مبتنی بر جلوههای ویژه برآیند، که در متقاعد کردن استودیوها برای دادن کلیدهای پادشاهی سرزمین میانه به او تنها چند سال بعد، نقشی اساسی داشت. در نهایت، داستان ارواحی که شکست خورد، همان چیزی بود که به راهاندازی یکی از موفقترین فرنچایزهای تاریخ سینما کمک کرد.
منبع: slashfilm.com