این یک داستان آشنا برای بسیاری از ماست: فکر میکنید در برابر هیاهوی تبلیغاتی مصون هستید، اما ناگهان شرکتی مانند اپل جادوی خود را به کار میگیرد. باید اعتراف کنم که با اکراه در برابر نبوغ بازاریابی اپل سر تعظیم فرود میآورم. آنها توانایی خارقالعادهای دارند که درست زمانی که فکر میکنید از میدان جاذبهشان فرار کردهاید، شما را دوباره به سمت خود بکشانند.
در ابتدا، من کاملاً به سری جدید آیفون بیعلاقه بودم. حتی خودم را متقاعد کرده بودم که رویداد رونمایی را تماشا نخواهم کرد. بهویژه آیفون ایر، برای من گزینهای کاملاً مردود به نظر میرسید. البته، نقطه قوت اصلی آن باریک بودنش است، اما این ظاهر زیبا با مجموعهای از مصالحهها همراه است. عمر باتری آن ضعیفترین در این سری است، تا جایی که یک پک باتری ویژه در کنار آن معرفی شد. این گوشی تنها یک لنز دوربین دارد، که جایگاه آن را در میان بهترین آیفونها برای عکاسی زیر سؤال میبرد. و مهمتر از همه، با برچسب قیمتی سنگین ۹۹۹ دلاری عرضه میشود.

و با این حال… با وجود تمام این دلایل منطقی برای نادیده گرفتن آن، اپل به نوعی موفق شده کاری کند که من بهشدت خواهان یکی از آنها باشم. اینجاست که باید کلاهم را به احترام تیم بازاریابی آنها از سر بردارم. آنها بدون شک یک تیم درجه یک هستند—که البته برای یکی از باارزشترین شرکتهای جهان چندان هم غافلگیرکننده نیست. آنها ماهرانه کاری کردهاند که من، یک منتقد سرسخت آیفون ایر، شیفته این گجت جدید و براق شوم و تمام کاستیهایش را به راحتی فراموش کنم.

همه ما ماههاست که رندرهای بیشماری از آیفون ایر را دیدهایم، اما ارائه رسمی اپل آن را حتی باریکتر و صیقلیتر از آنچه کسی انتظار داشت، نشان داد. ویدیوی تبلیغاتی آن یک کلاس درس در زمینه هنر متقاعدسازی است. موسیقی آرامشبخش و صدای راوی، حسی را القا میکند که این دستگاه واقعاً میتواند شناور باشد، ایدهای که با فیلمبرداری اسلوموشن از شناور بودن واقعی آن در هوا تقویت میشود. حتی نام آن، «آیفون ایر»، با حذف عدد ‘۱۷’، هوشمندانه آن را به عنوان یک محصول جدید، جاودانه و ضروری معرفی میکند، نه صرفاً یک بهروزرسانی سالانه دیگر.

اپل در حال معرفی آیفون ایر به عنوان آینده است و من، برخلاف میل باطنیام، کاملاً فریب آن را خوردهام. آن پک باتری مگسیف که میتوان آن را یک شر ضروری برای رفع یک نقص طراحی دانست، باریکتر و سبکتر از نسل قبلی خود نمایش داده میشود. آن برآمدگی دوربین افقی که زمانی ناخوشایند به نظر میرسید؟ حالا که اپل نام آن را «Plateau» (فلات) گذاشته، ناگهان زیبا و ظریف به نظر میرسد. روکش براق و آینهای که یادآور مدلهای قدیمیتر از جنس فولاد ضد زنگ است، اکنون آیندهنگرانه به نظر میرسد. تایپوگرافی هوشمندانه در تبلیغ که در آن گوشی حرف ‘I’ را در کلمه ‘Air’ تشکیل میدهد؟ واقعاً مبتکرانه است! و آن قیمت ۹۹۹ دلاری؟ ناگهان به نظر میرسد قیمت ناچیزی برای چنین شیء زیبایی است.

تمام اینها گواهی قدرتمند بر درک عمیق اپل از این واقعیت است که کوچکترین جزئیات، بزرگترین تفاوتها را ایجاد میکنند. وقتی این جزئیات روی هم جمع میشوند، روایتی قانعکننده میسازند که هیچ رندر سهبعدی ساختهشده توسط طرفداران، هرچقدر هم که صیقلی باشد، نمیتواند با آن رقابت کند. اپل فقط یک محصول نمیفروشد؛ بلکه یک داستان میفروشد. گرچه زمان نشان خواهد داد که آیا آیفون ایر در بررسیهای دنیای واقعی به این روایت وفادار میماند یا نه، اما در حال حاضر، ما فقط داستان اپل را در دست داریم—و مثل همیشه، داستانی فوقالعاده وسوسهانگیز است.
منبع: Creative Bloq